قانون/ متن پیش رو در قانون منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

سال‌ها از ملی شدن صنعت نفت در ایران می‌گذرد اما هنوز نیز بسیاری از ابعاد نهضت ملی‌شدن نفت برای مردم از شفافیت لازم برخوردار نیست. عده‌ای از مورخان و نویسندگان اعتقاد دارند مصدق در راه رسیدن به اهدافش در مقاطعی، از مردم و جامعه مدنی ایران آن زمان‌ مانند اهرم فشاری برای مقاومت و ایستادگی در مقابل شاه استفاده کرد. در سوی دیگر، حامیان مصدق ضمن تحسین مصدق به عنوان یک رهبر آزادی خواه، معتقدند که مردم با سکوت خود در مقابله کودتای 28 مرداد سال 1332 به مصدق جفا کردند. برای بررسی ابعاد مختلف واقعه‌ ملی شدن صنعت نفت و پی بردن به زوایای تاریخی حوادث پس از آن، به سراغ یکی از اعضای باسابقه و قدیمی‌ نهضت آزادی ایران رفتیم. در ادامه، گفت و گوی « قانون» را با هاشم صباغیان، وزیر کشور دولت مهدی بازرگان می‌خوانید.

ابزاری که مرحوم محمد مصدق برای ملی‌کردن صنعت نفت به کار گرفت، چه بود؟

پیش از شروع می‌خواهم تشکر کنم از شما به‌خاطر اینکه سعی می‌کنید یاد و خاطره افراد بزرگی همچون مصدق را زنده نگه دارید. مرحوم مصدق وقتی به نخست وزیری رسید، تنها شخصیت‌های باسابقه و ملی با او آشنایی داشتند. عموم مردم آشنایی چندانی با وی نداشتند و این درست همان چیزی بود که مصدق می‌خواست داشته باشد. او سعی داشت اعتماد و حمایت مردم را جلب کند تا بتواند تحولات و تفکراتی را که در ذهن داشت، در جامعه پیاده کند. بنابراین مصدق تصمیم گرفت با طرح ملی‌کردن صنعت نفت، اعتماد و اقبال مردم جامعه را به‌دست آورد.

غیر از کسب اعتماد و حمایت مردم، مصدق با ملی کردن صنعت نفت به دنبال چه اهدافی بود؟

یکی دیگر از دلایل مصدق برای ملی کردن صنعت نفت، کاهش قدرت دربار و ایستادگی در برابر استبداد بود.

اولین نفراتی که از تفکر ملی شدن صنعت نفت حمایت یا مرحوم مصدق را در این امر یاری کردند، چه کسانی بودند؟

افراد بسیاری در این طرح از مصدق حمایت کردند اما فکر می‌کنم بیش از همه، اعضای جبهه ملی آن زمان به ویژه کریم سنجابی به اضافه‌ برخی نمایندگان مجلس شورای ملی، از طرح ملی شدن صنعت نفت در روزهای اولی که مطرح شد، حمایت کردند.

فکر می‌کنید درآن مقطع زمانی، ملی کردن صنعت نفت کاردرستی بود؟

بله؛ از نظر بنده مصدق زمان مناسبی را برای ملی کردن صنعت نفت و پیاده سازی ایده‌هایش در جامعه انتخاب کرد. مرحوم مصدق پیش از دوران نخست وزیری، در سیاست حضور فعال داشت و زحمات بسیاری برای این مملکت کشید اما آنچه که مصدق می‌خواست (پشتیبانی مردم جامعه) فقط با یک تحول عظیم مثل ملی شدن صنعت نفت ممکن بود.

در میان صحبت‌های‌تان به«حمایت‌های مردمی» اشاره کردید. حزب توده به عنوان یکی از تشکیلاتی که در آن زمان بسیار در عرصه سیاسی فعال بود، در مقاطعی از محمد مصدق و طرح ملی شدن صنعت نفت حمایت می‌کند. پس از ملی‌شدن صنعت نفت بنا به دلایلی رابطه‌ حزب توده و مصدق دچار تنش می شود. کار به جایی می‌رسد که حزب توده در کودتای 28 مرداد با سکوت خود و عدم حمایت از مصدق، بر پیشانی دولت او مهر ابطال می‌زند. به چه دلیل رابطه‌ مصدق و حزب توده دچار خدشه شد؟

زمان فراوانی از این موضوع گذشته است و وقتی برای پی بردن به واقعیت‌های این چنینی به تاریخ رجوع می‌کنیم، شفافیت لازم را در تاریخ مشاهده نمی‌کنیم.

در هر حال از نظر بنده حزب توده در زمان نخست‌وزیری مصدق از آزادی بیان و اندیشه برخوردار بود و این آزادی باعث شد که آن‌ها اقدام به جذب نیرو، برگزاری کنگره‌های بزرگ عمومی و... کنند. برای مثال، بزرگ‌ترین کنگره عمومی این حزب در زمان مصدق در میدان امام حسین(ع) فعلی برگزار شد.

اینکه برخی‌ها می‌گویند مصدق توده‌ای‌ها را سرکوب کرد یا به آن‌ها خیانت کرد، دروغ است. این توده‌ای‌ها بودند که با عدم حمایت از مصدق در کودتای 28 مرداد سال 1332 به او خیانت کردند.

درباره‌ دیدگاه‌های اقتصادی مصدق چه نظری دارید؟ برنامه‌ ایده‌آل مصدق برای اقتصاد ایران چه بود؟

مرحوم مصدق برنامه اقتصادی روشن و شفافی برای پیاده سازی در جامعه نداشت. آنچه برای او اولویت داشت دفاع از حقوق ملت بود. در واقع مهم‌ترین و اصلی‌ترین تفکری که مصدق به آن ایمان داشت، دفاع از حقوق و منافع مردم ایران بود. فراموش نکنیم که رابطه‌ مردم و مصدق یک رابطه‌ دو طرفه بود و ملت ایران از صمیم قلب مصدق را دوست داشتند. به وجود آمدن واقعه‌ خونین 30 تیر سال 1331 به خاطر دفاع از مصدق، نشان از رابطه‌ای عمیق میان مردم و مصدق دارد.

آن زمانی که محمد مصدق از سیاست کنار گذاشته شد، مردمی که شما از آن‌ها تعریف می‌کنید کجا بودند؟ چرا هیچ‌کس برای مقابله با کودتاچیان حتی فریادی سر نداد؟

مردم در آن زمان سازماندهی تشکیلاتی نشده بودند. معتقدم در زمان کودتا ،یک نفر باید مردمی را که حامی مصدق بودند ، سازماندهی و هدایت می‌کرد؛ اما متاسفانه آن یک نفر وجود نداشت. تنها گروه یا حزبی که می‌توانست مقابل کودتاچیان بایستد و از مصدق حمایت کند، حزب توده بود. زیرا حزب توده سازماندهی قوی و نیروهای بسیاری برای مقابله با کودتاچیان داشت.

ملی شدن صنعت نفت و درآمدهای سرشار نفتی از دهه 1340 به بعد، چه تاثیری در دیکتاتوری و استبداد حکومت پهلوی داشت؟

همان‌گونه که در ابتدای صحبت‌هایم گفتم، یکی از اهداف ملی شدن صنعت نفت، کم کردن قدرت شاه و مبارزه با استبداد بود اما متاسفانه ملی شدن صنعت نفت در ایران، باعث ادامه‌ دیکتاتوری در ایران شد. در واقع شاه توانست با بهره مندی از این واقعه، قدرت خودش را حفظ کند.

انتقاد دیگری که به مصدق وارد است، انحلال مجلس هفدهم است. این اقدام مصدق را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در آن زمان، بسیاری از اعضای جبهه ملی به این اقدام مصدق اعتراض کردند. اکنون نیز بعد از گذشت بیش از 60 سال از آن واقعه، معتقدم انحلال مجلس شورای ملی، یک کنش سیاسی خلاف دموکراسی و آزادی بیان بود.

آیا راهی غیر از کودتا برای برکناری دولت مصدق وجود نداشت؟

صد در صد وجود داشت؛ راه حل اصلی و کم هزینه برای برکناری مصدق، برگزاری انتخابات آزاد بود اما متاسفانه حوادث سیاسی در کشورهایی همچون ایران، قابل پیش بینی نیست. حوادث سیاسی وابسته به یک‌سری شاخصه‌هایی است که در برخی مقاطع، مردم در تعریف و تعیین آن شاخصه‌ها نقش ندارند. در مورد مصدق نیز چنین اتفاقی افتاد؛ یعنی کسانی که جزو مردم عادی نبودند، تحت عنوان کودتاچیان مصدق آمدند و به کار مصدق و کابینه‌اش پایان دادند.

به عنوان سوال آخر؛ شما نیز آرزو داشتید به قول مصدق، ایران به جای نفت، آب می‌داشت؟

خیر، این شعاری بود که در آن زمان عده‎ای پسندیدند اما در واقع صنعت و ذخایر نفت، نعمت بسیار بزرگی است که خداوند به این کشور و مردمانش عطا کرده است.28 مرداد روز با ارزشی برای ملت و تاریخ ایران است. مرحوم محمد مصدق یک مهین پرست واقعی و تکرار نشدنی بود. او تمام زندگی خود را وقف این سرزمین کرد و خدمات ارزنده‌ای برای ایران و ساکنین آن انجام داد؛ یادش گرامی باد.


با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید