اسپوتنیک/ متن پیش رو در اسپوتنیک منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

این روزها انتقادات از شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی بسیار زیاد است اما نمی توان انکار کرد که وی خصوصیاتی داشته تا میان هزاران شاهزاده بتواند به این جایگاه برسد وهم اطمینان پدر خود را جلب کند.
وی بخوبی متوجه شده که روند فعلی حکومت در عربستان سعودی نتیجه نخواهد داد و اگر دست به کار نشود حکومت سوم خاندان آل سعود بر جزیره العرب فرو خواهد پاشید.
اگر بخواهیم بدون حب و بغض به ماجرا نگاه کنیم باید به شرایط درونی عربستان سعودی توجه داشته باشیم.
تا همین چند دهه پیش بسیاری از مردم عربستان سعودی زندگی سنتی قبیله ای داشتند واز مدرنیته دوری می جستند به همین دلیل تفکر های سلفی که مرتبط با چندین قرن پیش بود بخوبی می توانست میان آنها رواج پیدا کند اما پس از اینکه نهضت های اصلاحات اجتماعی وفرهنگی ازاواخر دهه هفتاد و اوایل دهه های هشتاد میلادی در این کشور شروع شد بسیاری از جوانان سعودی جهت تحصیل به خارج کشور رفتند وبا جهانی دیگر مواجه شدند.
این جوانان الگوهای حکومتی دیگری را مشاهده کردند که در آن ملت ها حق تصمیم گیری دارند.
پس از بازگشت این جوانان به مملکت شرایط اجتماعی بسیار تفاوت کرد و مطالبات برای تغییرات افزایش یافت.
با وجود اینترنت و شبکه های اجتماعی بسیاری از مردمان عربستان سعودی نیز به این سمت پیوستند و به همین دلیل هم هست که مثلا می بینیم ملک سلمان در کشوری که خود داعیه سخت گیری بر علیه زنان است اجازه رانندگی و یا ورود به ورزشگاه ها و یا سفر بدون اجازه ولی ویا… را صادر کرد چون بخوبی متوجه شد که جامعه دیگر تفکر های سنتی را پذیرا نمی باشد.
از سوی دیگر همزمان بسیاری از جوانان مذهبی وتندروی سعودی به گروه های جهادی بین المللی مانند القاعده پیوستند و اینان با نوع دیگری از روش زندگی آشنا شدند.
به این ترتیب در جامعه قبیله ای و سنتی عربستان دو جر یان جدید نیز شکل گرفت که می توان گفت کاملا با هم در تضاد بودند.
ملک سلمان و شاهزاده محمد بخوبی متوجه شدند که سیستم حکومتی عربستان سعودی نیز پاسخگوی این جریانات نمی باشد و با پایان عمر فرزندان موسس حکومت سوم آل سعود درگیری بر سر قدرت میان نوه ها منجر به فروپاشی این حکومت خواهد شد و به این دلیل دست به کار شدند تا از این فروپاشی پیش گیری کنند.
گو اینکه ممکن است بسیاری انتقادات زیادی بر سیاست های ملک سلمان داشته باشند اما اگر کتاب "شاهزاده" (یا در ایران معروف به "شهریار") ماکیاولی را مطالعه کنید می توانید متوجه شوید که روش اتخاذ شده توسط ملک سلمان و شاهزاده محمد شاید تنها راه نجات عربستان از این بحران به حساب می آمد.
اگر عربستان سعودی به سمت مصالحه و آرامش و بهبود روابط با ایران و دیگر کشورها همسایه پیش می رفت همه توجه ها به داخل عربستان جلب می شد و به همین دلیل عربستان مجبور بود که علاوه بر مداخله هایی که در دیگر کشورها داشت تنش و دشمنی را با ایران ودیگر همسایگان افزایش دهد و جنگ های گروه های جهادی را شعله ور کند تا هم طرفداران این گروه ها برای جهاد به خارج عربستان بروند و خطر درونی را کاهش دهد و هم اینکه توجه ها از اصلاحات درونی عربستان به سمت خارج منحرف گردد.
شاهزاده محمد بخوبی متوجه شد که برای محقق شدن اهدافش نیاز دارد که هم مجامع بین المللی سکوت اختیار کنند و هم اینکه رسانه های قدرت مند بین المللی با او همراهی کنند و تنها راه رسیدن به این هدف نزدیکی به ایالات متحده و اسرائیل است.
نکته دیگری که بسیاری به آن توجه نداشتند این بود که برعکس تصور خیلی ها هم قبایل و هم نظامیان و نیروهای امنیتی حاضر به حمایت از شاهزاده هایی که بازداشت شدند نبودند واین تصور که برای بسیاری پیش آمده بود که در صورت رویارویی شاهزاده محمد با اینان ممکن است مثلا گارد ملی شورش کند و یا قبایل قیام کنند، حد اقل تا به حال، صحت نداشته.
در واقع همین ماجرا نشان می دهد که هم در قبایل و هم در میان جوانان نفوذ شاهزاده های سعودی بسیار ضعیف شده وچه بسا حتی بسیاری هم خوشحال باشند که چنین اتفاقاتی پیش آمده و حامی این اصلاحات محمد بن سلمان هستند.
البته فعلا باید نشست و دید آیا شاهزاده محمد می تواند همه اهداف و اصلاحات خود را محقق کند و یا نه؟

با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید