دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

در این زمانه حساس، جرارد کوشنر، فرستاده جوان و عجول ترامپ، به محمد بن سلمان قبولانده است که اگر با اسرائیل برای حل مشکل فلسطین همکاری کند، اسرائیل و عربستان سعودی با کمک یکدیگر، ایران را برای همیشه از سر راه کنار خواهند گذاشت.

شیرین هانتر | تا چند ماه پیش، سیاست های داخلی و خارجی عربستان سعودی، به شدت با احتیاط ، به دور از گزافه گویی و با احترام به سنت های موجود انجام می شد. یکی از زمینه هایی که در آن نقش سنت، احترام به مقام و حق تقدم در آن امری بسیار مهم به شما می آمد، مسئله جانشینی در خاندان سلطنتی بود. تا همین اواخر، همه کس چه در داخل کشور چه در خارج، اطمینان داشتند زمانی که پادشاه کنونی مهجور شده یا دار فانی را وداع گوید، فرد ارشد در خاندان جانشین او شده و کسی مقام جانشینی را به چالش نخواهد کشید.

تا زمانی که پسران ابن سعود زنده بودند، در این امر شکی نبود. اما اکنون وی دیگر پسری که بتواند خلافت را به دست بگیرد ندارد. تعداد زیاد شاهزادگان نسل دوم و سوم، روش سنتی جانشینی را دچار اشکال کرده است. در عوض، ملک سلمان به طور ناگهانی تصمیم گرفت که ولیعهد، محمد بن نایف، را کنار گذاشته و محمد بن سلمان جوان را جایگزین وی کند. ولیعهد جدید به سرعت به تحکیم قدرت خود دست زده و در همین راستا تعدادی از شاهزادگان برجسته و دیگر افراد با نفوذ، دستگیر شدند.

مشخصا عربستان نیاز به اصلاحات دارد، اما تبدیل خلافت موجود عربستان بر پایه رایزنی با خاندان سلطنتی، به حکومت مطلقه، اصلاحات نیست و دستگیری شاهزادگان ثروتمند و مصادره اموالشان، فساد را از بین نمی برد.

علاوه بر اینها، نتیجه قبضه کردن قدرت، عهده دار شدن مسئولیت تمام کم و کاستی های آینده خواهد بود. تنها محمد بن سلمان مقصر پیش آمدهای بد و مخرب خواهد بود. اگر خشم مردم سر ریز شود، که احتمالا نیز چنین اتفاقی خواهد افتاد چرا که وی به احتمال زیاد در برنامه های اقتصادی جاه طلبانه و ماجراجویی های سیاست خارجی خود موفق نخواهد بود، او تبدیل به هدف خشم ملت خواهد شد. برافروختن جنگ با ایران، در حالی که جنگ در یمن هنوز ادامه دارد، باعث بحران های اقتصاد شده که تضاد و اختلافات داخلی را تشدید می کند. در چنین شرایطی، احتمال می رود شاهزادگانی که محمد بن سلمان به آنها اهانت کرد، موضع او را به چالش بکشند.

اما دلیل این رفتار محمد بن سلمان ریشه در شخصیت و تربیت او دارد. وی ناکامی را تجربه نکرده است، خام و بی صبر است و احساس می کند دنیا زیر پای اوست.

تنها کشوری که در رقابت در منطقه با عربستان ایستادگی می کند، ایران است. از این رو، محمد بن سلمان با ایران خصومت دارد و می خواهد قدرتش را یک بار و برای همیشه به ایران اثبات کند.

در این زمانه حساس، جرارد کوشنر، فرستاده جوان و عجول ترامپ، به محمد بن سلمان قبولانده است که اگر با اسرائیل برای حل مشکل فلسطین همکاری کند، اسرائیل و عربستان سعودی با کمک یکدیگر، ایران را برای همیشه از سر راه کنار خواهند گذاشت.

چنین رویایی می تواند مانند گذشته به کابوس تبدیل شود. در سال 1993، کنفرانسی در اسرائیل در خصوص چشم اندازهای همکاری میان اسرائیل و کشورهای عرب برگزار شد. با ترور اسحاق رابین، این رویا به کابوس تبدیل شده، روند پیمان اسلو متوقف شد و جنگ در منطقه رخ داد.

اما اینکه چرا می گوییم محمد بن سلمان در خصوص مزایای اتحاد با اسرائیل ساده لوحانه عمل می کند، دلایل دیگری نیز دارد. حتی در صورت از میان برداشتن ایران، اسرائیل قطعا نمی گذارد عربستان، کشور برتر منطقه باقی بماند. منطق تعادل قدرت می گوید که بعد از تسلط بر یک دشمن مشترک، متحدین علیه آن، در کنار یکدیگر باقی نخواهند ماند. عربستان نیز نیازی به وجود اسرائیل احساس نخواهد کرد. شاید حتی برنامه عربها مبنی بر آزاد سازی فلسطین را از سر بگیرد. شاید حتی این جنگ به مرزهای عربستان نیز رسیده و موضع محمد بن سلمان را به خطر بیاندازد.

از لحاظ تاریخی، هیچ کشوری تاکنون موفق به برتری یافتن بر دیگران نشده است. بسیاری از رهبران کشورها برای به اثبات رساندن برتری، خود را زحمت و مشقت بسیار افکنده اند. حتی قدرت های بزرگ نیز زیر سایه توجه بی دریغ خود نتوانسته اند، صلح را به منطقه باز گردانند.

ثبات منطقه ای تنها برپایه به رسمیت شناختن حقوق و الزامات امنیتی کشورها به عنوان بخشی از یک توافقنامه مورد قبول از سوی همه، که این نیازهای اساسی را مرتفع کند، تحقق خواهد یافت.

به طور خلاصه، اگر محمد بن سلمان بخواهد موفق شود، نیاز به داشتن واقع گرایی و تواضع بیشتر، و گستاخی کم تر دارد. در غیر این صورت، برنامه اصلاحات او، تنها غرور پیش از سقوط است.

*لوبلاگ

با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید