دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

تاثیرات این دست از نشست ها چه در سطح وزرای امور خارجه و چه در سطح سران می تواند تاثیرات مهمی در پرونده سوریه داشته باشد. چرا که این دست از مذاکرات و نشست ها نماد دور کردن پیروزی است. در واقع روسیه، ترکیه و به خصوص ایران چه در آنتالیا و چه در سوچی به دنبال نمایش پیروزی خود بر تروریسم داعشی هستند که از حمایت بین المللی برخوردار بوده است.

دیپلماسی ایرانی برای تحلیل نشست آنتالیا و نشست آتی سوچی روسیه وتاثیرات آن بر روند تحولات سوریه را در گفت و گویی با دکتر احمد بخشایشی اردستانی، دکترای علوم سیاسی دانشگاه " نیو" ساوت ولز استرالیا، نماینده مجلس نهم و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، کارشناس مسائل بین الملل و پژوهشگر امنیت، استاد دانشگاه و استاد تمام 26 رشته علوم سیاسی، دبیر و عضو شورای عالی انجمن اسلامی فارغ التحصیلان قاره اروپا، اقیانوسیه و آمریکا و مولف آثاری چون " اصول علم سیاست "، " نظام های سیاسی مقایسه ای "، " درآمدی بر فن دیپلماسی وحقوق دیپلماتیک " و ... ، را ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

با نگاهی به تحولات میدانی سوریه به خصوص بعد از آزاد سازی شهر بوکمال و به موازات آن تحولات دیپلماتیکی با محوریت نشست سه جانبه روسیه، ترکیه و ایران دیروز یکشنبه در آنتالیا در جایگاه برقرار کنندگان صلح در سوریه، اکنون این کشور (سوریه) در حال پوست اندازی پس از جنگی تقریبا 6 ساله است؛ در یک نگاه کلی شما شرایط میدانی و به موزات آن تحولات دیپلماتیکی امروز سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟

در خصوص سوال شما باید در ابتدا چند نکته را یاد آور شد. اول این که تحولات دیپلماتیکی در عرصه سوریه را نباید منفک و جدا از شرایط میدانی جنگ با تروریسم داعش دید. به عبارت دیگر دیپلماسی در واقع ادامه دهنده و متاثر از تحولات میدانی است، پس اگر در کاریکاتور جنگ جهانی نیابتی به نام سوریه که در یک طرف آن ایران، روسیه، ترکیه، حزب الله لبنان و کشورهای همسو قرار دارد و در سوی دیگر آمریکا، اسرائیل، عربستان و حامیان دیگر منطقه ای و فرامنطقه ای حضور دارند، زمانی که توان و فشار جبهه مقاومت افزایش پیدا می کند دیپلماسی نیز متاثر از آن، نمود و کارآیی خود می یابد. لذا اگر به صورت مجرد به دیپلماسی مخصوصا دیپلماسی ایرانی در پرونده سوریه به عنوان فخر و پیروزی دیپلماتیکی نگاه شود نوعی ظلم و نادیده گرفتن زحمات و رشادت های تمای کسانی است که در صحنه عملی و میدانی مبارزه با داعش حضور داشته و داردند، به ویژه مدافعین حرم. پس می بیند که این دو حرکت عملی ودیپلماتیکی به موازات هم جلو می روند و زمانی که در صحنه عمل به پیروزی دست یابیم می توان تصور کرد که در حوزه دیپلماسی نیز می توان دست برتر را داشت. البته این خصیصه تنها مختص به سوریه نیست و در تمامی جنگ ها و در همه ادوار چنین بوده است. لذا در برآیند این دو حوزه در ارزیابی کلی شرایط امروز سوریه باید گفت که این کشور هم در صحنه عمل و هم در صحنه دیپلماتیکی به شرایط سوریه پسا اعش نزدیک شده است، شرایطی که در آن نمی توان از نابودی کامل داعش سخن گفت، چرا که حتی با توجه به شرایط کنونی نمی توان ادعای نابودی داعش را داشتة هر چند که می توان از لفظ شکست داعش استفاده کرد، زیرا داعش یک تفکر و ایدوئولوژی رادیکالی است که فارغ از هر نگاهی به آن، نمی توان با ادوات نظامی آن را نابود کرد.

اما با نگاهی مجرد ومنفک نشست سه جانبه آنتالیا و تاثیرات آن را بر تحولات سوریه با توجه به این که چهارشنبه هفته جاری این نشست سه جانبه در سطح سران در سوچی روسیه برگزار می شود را چگونه می بیند؟

با نگاهی منفک و مجرد تاثیرات این دست از نشست ها چه در سطح وزرای امور خارجه و چه در سطح سران می تواند تاثیرات مهمی در پرونده سوریه داشته باشد. چرا که این دست از مذاکرات و نشست ها نماد دور کردن پیروزی است. در واقع روسیه، ترکیه و به خصوص ایران چه در آنتالیا و چه در سوچی به دنبال نمایش پیروزی خود بر تروریسم داعشی هستند که از حمایت بین المللی برخوردار بود و اکنون این سه کشور افتخار پیروزی آن را متعلق به خود می دانند. به بیان دیگر این سه کشور با تشکیل چنین نشست هایی در پی آن هستند که به جهان اعلام کنند که پیروز صحنه سوریه آنها بوده و آینده سوریه را نیز خود آنان در چنین نشست های رقم می زنند. همانطور که در جنگ جهانی دوم نیز متفقین یا فاتحین جنگ بر مبنای کنفرانس هایی مانند تهران و یا پاریس توانستند شورای امنیت را به عنوان برگ برنده ترسیم جهان آینده برای خود رقم بزنند.

مضاف بر نکات یاد شده نیز باید این مساله را هم یادآور شد که شاید نشست سه جانبه چهارشنبه سوچی در سطح سران نوعی جشن پیروزی تلقی گردد، اما سوریه در آینده خود به خصوص در دوران پسا داعش با مسائل عدیده امنیتی و به موازاتش مشکلات فراوانی در خصوص بازسازی، اسکان میلیون ها آوره جنگی، اشتغال، تولید و از همه مهم تر گذار سوریه جنگ زده به سوریه آباد روبه رو است. لذا در این راستا باید حامیان سوریه با ایجاد کنفرانس های به مراتب بزرگ تر و حضور بیشتر کشورها جامعه جهانی را بسته به دخالت هایی که در طی 6 سال جنگ در سوریه داشته اند، ملزم به کمک در بازسازی سوریه در قالب اعطای وام های طولانی مدت و یا فاینانس کنند. البته نشست چهارشنبه سوچی برای چنینی برنامه هایی بسیار زود است، اما می تواند آغازگر چنین تحولاتی باشد.

در میان سه کشور برگزار کننده این نشست ترکیه و روسیه بر سر مساله کردهای سوریه نوعی تضاد منافع را با یکدیگر دارند. با توجه به این که اردوغان رئیس جمهور ترکیه در دیدار با پوتین در سوچی، محور مذاکرات خود را به نقش و جایگاه کردهای سوریه در آینده این کشور اختصاص داده بود، اما به نتایج و اهداف خود در این دیدار در خصوص عدم حمایت مسکو از کردها سوریه دست نیافت. از سوی دیگر در نشست آنتالیا سرگئی لاوروف وزیرامور خارجه روسیه نیز خواستار حضور کردهای سوریه در مذاکرات صلح 22 نوامبر شدند که در موازات همین مساله ترکیه حدود 90 نیروی نظامی دیگر را در همان روز نشست (یکشنبه) به سوریه اعزام کرد. این در حالی است که آنکارا اولین پایگاه نظامی دائم خود را در حلب سوریه احدث کرد و طبق برآوردها ترکیه قصد احداث 7 پایگاه دیگر نظامی را در خاک سوریه دارد. آیا همه این نکات می تواند باعث ایجاد یک تنش میان مسکو و آنکارا بر سر مساله کردها شود؟ آیا در سایه این نکته سوریه پس از داعش وارد تنش و پرونده جدیدی به نام کردها خواهد شد؟

باید گفت که ترکیه اکنون مشکل جدی واساسی خود را با کردها پس از ناکامی همه پرسی استقلال کردستان عراق با همکاری ایران و دولت مرکزی عراق پشت سر گذاشته است. بحث کردها به توجه به پراکندگی در 4 کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه از اهمیت بالایی در خاورمیانه برخوردار است. لذا باید گفت که اگر نتایج همه پرسی اقلیم کردستان جنبه عملی به خود می گرفت، یقینا بعد از آن کردهای سوریه و بعد کردهای ترکیه و نهایتا کردهای ایران نیز به سمت چنین راهکاری گرایش پیدا می کردنند. اما ترکیه پس از ناکامی همه پرسی حساسیت خود را معطوف به کردهای سوریه کرده است. چرا که اکنون کردهای سوریه با حمایت آمریکا نقش یک اهرم فشار را در سوریه ایفا می کنند که این مساله تهدیدی جدی علیه منافع ترکیه به شمار می آید. بنابراین آنکارا به دنبال افزایش قدرت خود در شهر ها و مناطقی مانند ادلب برای محاصره کوبانی و یا عفرین برای دفع تهدید کردهای سوریه علیه خود است. البته به موزات آن روسیه، ایران و حتی سوریه نیز علاقه دارند که کردهای سوریه مناطق تحت سیطره خود را به دولت مرکزی دمشق تحویل داده و در ازای آن با همکاری با دولت مرکزی نوعی خود مختاری بر مناطق کردی سوریه را مانند مدل اقلیم کردستان عراق به آن ها اعطا شود. اما ترکیه در خصوص همین اعطای خود مختاری به کردهای سوریه نیز به شدت حساس است و آن را ضد منافع وامنیت خود می داند؛ به خصوص پس از سردی روابط با اتحادیه اروپا و آمریکا بر سر مسائلی مانند کردها، استرداد فتح الله گولن و وضعیت حقوق بشر ترکیه به سمت ایران و روسیه گرایش یافت. از همین رو ترکیه در حال حاضر نشست های آنتالیا و سوچی به دنبال نوعی حرکت هم زمان در دو جبه عملیاتی و نظامی و هم چنین صحنه دیپلماسی برای مهار کردهای سوریه است تا در آینده سوریه جدید به زعم ترکیه تهدید کردها دامن این کشور را با توجه به پیوستگی ساختار نیروهای سیاسی - نظامی سوریه به کردهای ترکیه نگیرد. اما در خصوص احداث پایگاه نظامی دائم نیز باید این نکته را یادآور شد که علاوه بر ترکیه ایران، روسیه وحتی امیریکا احتمالا پایگاه های نظامی خود را خواهند داشت چرا که سوریه با وجود پیروزی های خود بر تروریسم شکننده بوده یقنینا این شکنندگی با حضور نیروهای نظامی برطرف خواهد شد.

با توجه به نکته شما آیا شائبه مستعمره شدن سوریه توسط ایران، روسیه، آمریکا، ترکیه و یا هر کشور دیگری به وجود نمی آید؟

نه شائبه مستعمره شدن سوریه توسط ایران و یا هر کشور دیگری وجود ندارد. هرچند که می توان تهران و یا مسکو را متحد استراتژیک دمشق دانست که امتیازات ویژه ای دراین کشور دارند. به علاوه این که سوریه و از همه مهم تر عرصه بین الملل بر این واقعیت اشراف دارند که تهران حامی تمامیت ارضی سوریه در مقابل هر تهدیدی بوده و خواهد بود. ایران هیچ گاه چشم داشتی به خاک سوریه نداشته است. هرچند که بخشی از منتقدین حضور نظامی ایران در سوریه در خود کشور معتقدند که تهران در پرونده سوریه تنها حوزه دفاعی و امنیتی حضور داشته و این عده بر این باورند که ایران نتوانسته مانند آمریکا که در همه عرصه های سایر کشورهای جهان چه در بخش نظامی و امنیتی و چه در بخش اقتصادی، تولیدی و غیره حضوری چشم گیر و فعالداشته باشد. در این خصوص باید گفت که تهران قطعا در این راستا گام های خود را برخواهد داشت، اما به این صورت که بخش تولیدی، صنعتی، مسکن و تجاری در کشوری مانند سوریه همپای حوزه امنیتی و نظامی حرکت نمی کنند. نکته مهم دیگر این است که حرکتی سپاه قدس آن را مدیریت می کند، یک حرکت استراتژیک است تا بتواند با همراه کردن مردم سوریه از مرزهای عراق، سوریه و نهایتا حزب الله لبنان و حماس در فلسطین خود را به همسایگی دشمن واقعی اسلام یعنی رژیم صهیونیستی برساند. لذا حامیان دولت اسد، ایران را نه به عنوان یک استعمارگر که به عنوان حامی و همراه دولت و ملت سوریه می دانند. گذشته از این نکته اکنون ایران می تواند از سوریه، عراق و لبنان به عنوان لنگرگاه های اهرم فشار بر آمریکا از طریق تهدید اسرائیل در خاورمیانه از آنها استفاده کند. چرا که خاورمیانه همواره برای ایالات متحده از دو جهت منبع انرژی فسیلی نفتی و گازی و مهم تر از آن حفظ امنیت اسرائیل حائز اهمیت است و برای دست یابی به هر دو هدف واشنگتن حاضر به پرداخت هزینه های سنگینی است.

اما حضور کردهای سوریه در نشست سوچی را چگونه ارزیابی می کنید؟

کردهای سوریه پس از ناکامی کردهای عراق در همه پرسی که اکنون موجب شده تا اقلیم عراق به نوعی به کماسی سیاسی رود، متوجه شد که نمی تواند در خصوص آینده خود اعتمادی جدی وصد در صدی به آمریکا داشته باشد، چرا که اقلیم عراق هم در خصوص رفراندوم به حمایت ونقش آمریکا دل بسته بود که واشنگتن دست کردهای عراق و مسعود بارزانی را خالی گذاشت. بنابراین کردهای سوریه با حضور در نشست آتی نوعی همراهی با ایران، ترکیه و روسیه در دستور کار خود دارد تا در نهایت به مدلی توافقی مانند یک خدو مختاری در سوریه دست یابندة هر چند که از آن سو نیز حمایت های واشنگتن را هم پشت سر خود دارند.

با آزادسازی شهر بوکمال ما شاهد هلی برد و پروازهای انتقالی نیروهای داعش توسط آمریکا هستیم. از دید شما ایالات متحده از این نیروها وانتقال آنان به دنبال ادامه نا امنی در سوریه است؟ آیا این مساله می تواند به عنوان اهرم فشار آمریکا علیه سوریه و یا ایران در مذاکرات استفاده شود؟

باید پذیرفت که آمریکا در پرونده سوریه و در صحنه عملی این کشور شکست خورده است، لذا طبیعی است واشنگتن برای برون رفت از این شکست به دنبال ایجاد یک جنگ روانی برای تحت الشعاع قرار دادن تحولات بیرونی است. چنانی که در منطقه شرق آسیا با به راه انداختن جنگ روانی علیه کره شمالی هم توانست فشار خود را بر پیونگ یانگ داشته باشد و هم درآمد سرشار مالی را از کشورهایی مانند کره جنوبی و ژاپن و سایرکشورهای منطقهبه دست آورد. چنانی که در خاورمیانه با عملیات روانی مشابه علیه ایران درآمد سرشاری را از عربستان، قطر وامارات به دست آورد و با این دست از اقدامات نیز همواره در مذاکرات واشنگتن دست برتر را از آن خود کرده است. لذا در پرونده سوریه و شرایطی که آمریکا به آن دچار شده است از انتقال و هلی برد باز مانده های نیروهای داعش به دنبال ساختن یک اهرم فشار وبرگ برنده در مذاکرات است تا دست برتر را در اختیار بگیرد، هر چند که احتمال دارد ایلات متحده از این نیروها در سایر کشورهای اسلامی منطقه و شمال آفریقا مانند لیبی و یا لبنان تنش و بحران های جدید و جدی تری را برای ادامه نا امنی برای امنیت اسرائیل ایجاد کند.



با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید