ابتکار/ متن پیش رو در ابتکار منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

هنوز زمان زیادی از انتخابات 96 و شکست مجدد جریان اصولگرا در مقابل اصلاح طلبان نگذشته است و حالا برخی چهره های تندرو این روزها صحبت‌هایی را مطرح می‌کنند که هیچ سنخیتی با آنها ندارد و گویی دیدگاه و مواضع شان نسبت به گذشته تلطیف شده است. این موضوع برای بسیاری از مردم این سوال را ایجاد کرد که چه اتفاقی منجر به تغییر روند چهره های تندروی اصولگرا شده است؟ چرا جریان اصولگرا به دنبال وصل کردن خود به اصلاح طلبان است؟
در این سال ها عادت کرده ایم که طیف تندرو گروه اصول گرا را در مقابل اصلاح‌طلبان و دولت مستقر مشاهده کنیم اما گویا برخی از چهره‌های تندور خرق عادت کرده اند و معادلات ذهنی افکار عمومی را برهم زده‌اند. به عنوان مثال عزت‌الله ضرغامی که در سال‌های نه چندان دور به عنوان رئیس صداوسیما در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد فعالیت می‌کرد و همیشه به دلیل سیاست‌های جانبدارانه‌اش مورد انتقاد اصلاح‌طلبان بود حالا صحبت های متفاوت بیان می کند و در آخرین صحبت های خود پس از ماجرای جهانگیری و وحید حقانیان از معاون اول ریاست جمهوری حمایت کرد و اظهارات حقانی را خلاف ادب دانست. البته این اتفاق محدود به ضرغامی نیست و چهره ای مانند مجتبی ذوالنور که از اعضای جبهه پایداری است نیز در هفته گذشته دیداری با مهدی کروبی داشت که در نوع خود بسیار عجیب بود. علاوه بر این او برخلاف دیدگاه‌های پیشین خود، روز گذشته اظهارنظر در رابطه با اهمیت حفظ برجام داشت. گفتنی است؛ در گذشته چهره‌هایی بودند که در میان دو قطب اصلاح طلب و اصول گرا حرکت می کردند و بهترین نمونه این رویکرد، علی مطهری است که همواره در میان دو گروه در رفت و آمد است. این نکته را باید به یاد داشت که این قبیل موارد در گذشته محدود به چند چهره خاص می شد.
باید تحولات را به فال نیک گرفت
محمد صادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت‌وگو با «ابتکار» در رابطه با تغییر رویکرد سیاستمداران تندرو عنوان کرد: « اگر چنین اتفاقی افتاده باشد، باید به فال نیک گرفت. امیدوارم تمام جریان های تندور به این موقعیت و تعادل برسند و بپذیرند که شرایط کنونی زمانی نیست که روی منتقد و مخالف خط بکشیم و او را نادیده بگیریم. بهترین روش مواجه با مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور به رسمیت شناختن جریان مقابل و گفت‌وگوی آرام و متعادل و فهم منظور طرف مقابل است. اگر به این جهت حرکت کنیم این اتفاق نشان دهنده پختگی جریان های سیاسی کشور و متدهای مواجه با موضوعات اجتماعی است و امید وارم این رویکرد ادامه داشته باشد. » وی در خصوص پایداری چنین روندی تصریح کرد: «هر موجودی در نتیجه علت‌هایی شکل می گیرد و اگر این عوامل پایدار کننده ادامه پیدا کنند این شرایط نیز ادامه خواهد داشت.» جوادی‌حصار در بخشی دیگر از صحبت‌های خود با اشاره به فضایی که در پی توافق هسته ای ایجاد شد، مطرح کرد:« پس از برجام پیشنهاد کردم که مشکلات ملی را به عنوان برجام داخلی در نظر بگیریم و همانگونه که بازی برد – برد را در گفت‌وگوی خارجی مدنظر داشتیم در گفت‌و گوهای داخلی نیز برای جریان های سیاسی برد دو طرف را در نظر بگیریم و به دنبال حذف جریان مقابل نباشیم. چراکه در صورت برخورد تند، این اتفاق تبدیل به یک مونولوگ توسط جریان تندرو می شود. در مجموع در حوزه نظری و عملی اتفاق مبارکی محسوب می شود. وی در رابطه با چرایی رخ دادن چنین رویکردی گفت: « در حقیقت، سیاستمداران از رویکردی که تا به امروز داشته اند، نتیجه مطلوبی نگرفته‌اند. حتی اگر اصول گرایان به دنبال حذف اصلاح طلبان بوده اند نتوانستند که این اقدام را عملی کنند البته این امر در رابطه با اصلاح طلبان نیز صادق است. با این اوصاف؛ به این نتیجه رسیده اند که به نقاط اشتراک یکدیگر توجه بیشتری داشته باشند و دراشتراکات همکاری کنند. در نهایت باید برخی از اختلافات نیز به رسمیت شناخته شود. »
اما گویا تغییرات اخیر در رفتار برخی سیاستمداران اصول‌گرا به واسطه شکست‌های اخیر این گروه است و صرفا راهی برای بقای این افراد در عرصه سیاست است. در همین خصوص جوادی حصار عنوان کرد: « اینکه گروهی بخواهند پیروز میدان باشند اتفاق بدی نیست و اگر این گروه وادار به تغییر کند نشانه خوبی است. چراکه قبل از هر چیزی نخستین نتیجه ای که این اتفاق می تواند داشته باشد آرامش برای همه ما است؛ اگر سیاستمداران خود را در جبهه جنگ تصور نکنند، به آرامش می رسند واگر فکر نکنند که جریان های دیگر در پی حذف آن ها هستند در جامعه نیز آرامش فکری و فرهنگی ایجاد می شود و این نکته را باید به یاد داشت که به هیچ وجه رشدی در دعوا و نزاع اتفاق می افتد. تفاوت در آراء و اندیشه می تواند منجر به رشد فکری شود اما نابود کردن رقیب رشدی در پی نخواهد داشت.»
بی اعتمادی مردم به سیاستمداران
در همین خصوص صادق زیبا کلام استاد دانشگاه با بیان اینکه سیاستمداران طیف تندرو متوجه شده اند که دیگر مورد قبول و اعتماد افکارعمومی نیستید و باید تغییراتی در دیدگاه‌های خود به وجود آورند، در گفت‌وگو با «ابتکار» گفت:« برخی از سیاستمداران تندرو متوجه شده اند دیدگاه‌های رادیکالی نمی تواند حیات آنها در عرصه سیاسی را تضمین کند.دیگر مسئولان هم باید به این مسئله توجه کنند و باور کنند که دیگر مانند گذشته مورد اعتماد مردم نیستند. اگر درشرایط کنونی نیز به این نکته پی ببرند باز هم ضرر نکرده‌اند و می توان آب رفته را به جوی باز گرداند. در این میان، جریان تندرو نیز بیشتر از سایر گروه‌های سیاسی متوجه این موضوع شده اند که دیگر در میان مردم جایگاهی ندارند و باید به خودشان بیایند. » وی در ادامه افزود: «من چندین بار با جریان تندرو و چهره‎هایی مانند قدیری ابیانه، سیدعباس موسوی و حمید رسایی در دانشگاه‌ها مناظره داشته ام و 90 درصد دانشجویان علیه این افراد بودند. دانشجویان دیگر نمی خواهند این چهره ها را ببیند. درمقابل تعدادی دانشجوی بسیجی را می آورند که وقتی آقای قدیری و رسایی صحبت می کند تشویق کنند. این افراد اصرار دارند که حقایق را نادیده بگیرند». زیباکلام در رابطه با اهمیت تداوم آن مطرح کرد: « ادامه چنین روندی قطعا در شرایط سیاست‌های داخلی و خارجی ایران به یک اندازه تاثیر گذار است و منجر به معتدل شدن سیاست‌های کلان کشور می‌شود.به عنوان مثال من در روزهای گذشته انتقادی به آقای ظریف داشتم و آن مربوط به این ماجرا بود که پیشنهاد کمک سناتورهای آمریکایی را رد کرد؛ چه ایرادی دارد که پنج سیاستمدار آمریکایی اعلام کردند که می خواهیم به شما کمک کنیم؟ اگر ایران از آنها دعوت می کرد و یا پیشنهاد می‌داد که کمک‌های خود را برای هلال احمر ارسال کنند تاثیر بسزایی در افکار عمومی آمریکا داشت. اما با این اقدام آب را در آسیاب ترامپ و جریان تندروی آمریکا ریختند. در چنین شرایطی فکر می کنم به منافع ملی خود با این تندروی ها خسارت وارد کرده ایم.» وی در رابطه با اعتماد مجدد مردم به چهره‌های تندرو اظهار کرد: «این قبیل اتفاقات زمان‌بر هستند. حدود سی سال وقت صرف شد تا مردم به صادق زیبا کلام اعتماد کنند. بنابراین در رابطه با جریان تندرو اهمیت زمان وجود دارد و به زمان نیاز دارند تا مردم موضع گیری ها و جهت گیری های آن را ببیند ما در نهایت از وضعیت کنونی خارج خواهیم شد. »
شاید بتوان تغییرات ایجاد شده در جریان اصلی اصولگرایان را به شکست های متعددی که در سال های اخیر متحمل شده اند، مرتبط دانست. با این وجود نمی توان مرزها و محدودیت های این تغییر را در شرایط کنونی بررسی کرد. اما می توان از شرایط ایجاد شده برای پرداختن به مسائلی مانند به سرانجام رساندن پرونده که سال ها است به سرانجام نرسیده اند، استفاده کرد.


با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید