آسمان آبی/متن پیش رو در آسمان آبی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

بازار لرزان دلار جمعی از مردم را به هروله واداشته تا هر روز صبح با استرس و هول و هراس خودشان را به صرافی‌ها برسانند و در صف انتظار اعلام نرخ روزانه دلار بایستند. خرید و فروش ارز این روزها به یکی از سرگرمی‌های کسانی تبدیل شده که سودای به‌ چنگ‌ آوردن ثروت‌های زیاد با زحمت‌های اندک را دارند؛ کسانی که گرچه ممکن است نگران آینده‌شان باشند، اما به‌هرحال ثروت عاری از رنج در اولویت نخست آرزویشان است.

تغییر رویه چین و امارات
امارات و چین از چند ماه قبل به بهانه مبارزه با پولشویی، صراف‌های ایرانی را مجبور به پرداخت مالیات بر ارزش افزوده و اخذ مجوزهای جدیدی کردند. این کار سبب شد تا نقل و انتقال پول به ایران با تاخیر انجام شود. این تاخیر به خودی خود سبب انباشت تقاضا و به نوعی ایجاد تاخیر در عرضه شد؛ از سوی دیگر بانک مرکزی به جای این‌که به‌سرعت در جست‌وجوی راه‌های جدید برای انتقال پول به کشور باشد، عملا با کاهلی وقت طلایی را از دست داد و مشکل به مرحله حاد رسید. در این مرحله راه‌حل‌های سنتی بانک مرکزی پاسخ مناسبی برای رهایی از مشکلات به‌وجود آمده در کشور نبود و آن‌چه نباید در کشور رخ داد و هجوم مردم به صرافی‌ها همزمان با کاهش نرخ سود بانکی رقم خورد.

هشدار رئیس‌جمهوری
گرچه رئیس‌جمهوری در نشست خبری هفته گذشته‌اش از مردم خواسته بود از خرید ارز خودداری کرده و تاکید کرده بود: «مردم وارد این بازار پرریسک نشوند.» اما مردم به این توصیه رئیس جمهوری توجهی نکردند و همچنان با اصرار تلاش می‌کنند تا در بازار انبوه از تقاضای خرید ارز، سهم‌شان را حفظ کنند و با این باور که قطعا با خرید ارز به سود سرشاری دست خواهند یافت در صف‌های صرافی‌ها حاضر می‌شوند.
یکی از افراد حاضر در صف خرید ارز می‌گوید: «ارز می‌خرم تا ارزش پولم را حفظ کنم، به‌هرحال دلار روز به‌روز گران‌تر می‌شود، اما اگر من ریال داشته باشم این شانس را ندارم که به ارزش پولم بیفزایم؛ خب بهترین کار این است که به این روش از بی‌ارزش شدن پس‌اندازم جلوگیری کنم.»
او باور نمی‌کند که ممکن است قیمت دلار کاهش پیدا کند و مصرانه می‌گوید: «چه چیز در این مملکت ارزان شده که حالا دلار ارزان شود، من اصلا باور نمی‌کنم که ممکن است دلار ارزان شود، حالا ممکن است مسئولان مملکت هم بگویند قیمت ارز را کاهش می‌دهند، اما این‌ها را برای دلخوشی من و شما می‌گویند وگرنه که این حرف‌ها را کسی باور نمی‌کند و اصلا خودشان هم باور نمی‌کنند.»
خانمی آمده تا دلار بفروشد و رو به بغل دستی‌اش می‌پرسد: «شما فکر می‌‌کنید دلار گران‌تر هم می‌شود؟» و بدون این‌که منتظر جواب بماند دست می‌کند توی کیفش تا مطمئن شود دلار‌هایش را همراه آورده، چند قدم جلو تر می‌رود تا به صرافی نزدیک‌تر شود و قیمت ارز را روی تابلو بخواند، اما پا سست می‌کند، هنور تردید دارد، سوالش را از یک نفر دیگر هم می‌پرسد و زیپ کیفش را می‌بندد و با یک دلال که در پیاده رو کمین کرده شروع به صحبت می‌کند. تلاش دلال برای قانع‌کردنش به فروش دلارها به نتیجه نمی‌رسد و می‌رود که فردا اگر دلار گران‌تر شد دوباره برای فروش برگردد. قبل از این‌که دور شود برای زن جوانی توضیح می‌دهد: «مقداری دلار دارم؛ فکر کردم حالا که گران شده بفروشم، ولی ممکن است گران‌تر شود، بهتر است فعلا نگه‌شان دارم...»
صف‌های طولانی خرید ارز حالا به یکی از صحنه‌های معمولی در شهر تبدیل شده و اشتیاق مردم برای خرید تمامی ندارد و دولت هم هنوز نتوانسته چاره‌ای برای حل این مشکل بیابد.

چه شد ارز گران شد
نرخ این روزهای ارز را می‌توان برگرفته از موارد متعددی دانست که شاید اگر درباره آن‌ها در ماه‌های گذشته اقدام‌های مناسبی انجام می‌شد، اکنون چنین تلاطمی را در بازار شاهد نبودیم. در ماه‌های اخیر، به‌دنبال سیر صعودی قیمت نفت در بازارهای جهانی، منابع ارزی دولت به‌نوعی تقویت شد و انتظار می‌رفت کنترل بهتری بر بازار ارز حاکم شود؛ با وجود این، برخی مسائل تکنیکال موج افزایشی قیمت در بازار ارز را به وجود آورد. در ریشه‌یابی این موضوع شاید اولین علت به مشکلاتی بازگردد که درزمینه نقل‌وانتقال در فضای بین‌الملل ایجاد شد. از حدود سه تا چهار ماه پیش که امارات برای نقل‌وانتقالات ارزی صراف‌ها سختگیری بیشتری ایجاد کرد و صراف‌های ایرانی به دریافت مجوز و رعایت بحث‌هایی مانند پرداخت مالیات بر ارزش‌افزوده ملزم شدند استارت نوعی تحول در بازار ارز کشور زده شد. سختگیری‌ اماراتی‌ها به‌دلیل تمرکز بر مبارزه با پولشویی بود، اما به‌هرحال هزینه‌هایی به تجار تحمیل می‌کرد که شاید در اصل این هزینه‌ها اهمیت چندانی نداشته باشد؛ زیرا در گذشته نیز شاهد بوده‌ایم که برای مثال، مالیات‌هایی 6‌درصدی از این بخش دریافت شد و درنهایت این مبلغ در همان حد بر بازار داخلی ارز تاثیر گذاشت، اما دریافت مجوزها مشکلاتی ایجاد کرد؛ درنهایت، همزمانی این موضوع با سختگیری‌های چین تنگناهایی برای نقل‌و‌انتقالات ارزی کشور ایجاد کرد. در چین نیز مسدودشدن حساب ایرانیان از تجار شروع شد و در ادامه به شرکت‌ها رسید و مجموع این اتفاق‌ها وضعیتی ایجاد کرد که نقل‌وانتقالات مالی برای متقاضیان ارز با دشواری‌های مضاعف همراه شد و به‌تدریج قیمت حواله‌ها افزایش پیدا کرد؛ همچنین، در فضای داخلی، به‌دنبال کاهش سود سپرده بانکی، پول‌های خارج‌شده از بانک‌ها با وقفه‌ای اندک به بازار اسکناس تهران وارد شد و زمینه هجوم تقاضای عمومی در بازار ارز را فراهم کرد؛ به‌این ترتیب مردمی که چند سال بود به‌دلیل ثبات نسبی نرخ ارز، از ورود به این بازار خودداری می‌کردند، به‌یکباره، راهی آن شدند و تبی ایجاد شد که درنهایت، طبق قانون عرضه‌وتقاضا، نرخ ارز را به‌طور مداوم افزایش داد. با مواجهه بانک مرکزی با دشواری‌های تامین ارز این سیر صعودی به‌طور مداوم افزایش یافت و در این میان ترفندهای کلاسیک بانک مرکزی و دولت برای کنترل این وضعیت تاثیر چندانی بر جا نگذاشت؛ زیرا با توجه به حجم تقاضای موجود در بازار، برای موفقیت این راهکارها امکان چندانی وجود نداشت.

حال‌آنکه اگر چند ماه قبل و همزمان با ایجاد مشکل در فضای بین‌الملل موضوع را در دستورکار قرار می‌دادند، اکنون وضعیتی به‌مراتب بهتر را تجربه می‌کردیم؛ برای مثال، در حال حاضر ارز مربوط به پتروشیمی‌ها امکان ورود به کشور را ندارد، اما اگر در ماه‌های گذشته مسئولان دولتی مشکلات بین‌المللی ایجادشده را جدی می‌گرفتند، عوارض آن به‌این حد نمی‌رسید. حال، پس از گذشت چند ماه از این مشکلات، سیاستمداران به دنبال یافتن راهکاری برای آن‌ها هستند و برای مثال، می‌خواهند بازار عمان یا دیگر کشورها را باز کنند؛ همچنین، در ماه‌های گذشته و به‌هنگام کاهش سود سپرده‌های بانکی، با خوش‌بینی، این‌گونه ارزیابی شده بود که سپرده‌هایی که از بانک خارج می‌شوند به‌سمت بورس یا صنعت یا بازار مسکن روانه شود، اما این اتفاق هم رخ نداد. بخشنامه معاون‌اول ریاست‌جمهوری درباره ممنوعیت واردات بدون ارز از ترکیه و هند و چین نیز عاملی شد برای اینکه سکته‌ای در بازار ایجاد شود؛ زیرا تقاضاهای متعددی برای دریافت ارز به‌سمت بانک‌ها می‌رود و بانک‌ها در پرداخت این ارقام امکان پاسخگویی ندارند. حال در نظر بگیرید که وضعیت پیش‌آمده به‌طور همزمان واردات کشور را هم با دشواری‌ها و موانعی همراه می‌کند و درنهایت، چند تصمیم اشتباه بازار را دستخوش اتفاقاتی می‌کند که کنترل آن‌ها کار چندان ساده‌ای نیست، اما اگر بانک مرکزی در سال‌های اخیر سیاست نادرست ثبات نرخ ارز را در دستورکار قرار نمی‌داد و برای اصلاح ساختار ارزی کشور تصمیمی می‌گرفت، اوضاع به‌این سمت نمی‌رفت. حال گرچه دولت برای کنترل بازار تلاش‌های متعددی می‌کند، در دوره‌ای که در بحران قرار داریم فشارهای بالایی متوجه دولت می‌شود؛ زیرا علاوه بر لزوم تمرکز دولت بر بازار داخل لازم است در فضای بین‌الملل نیز تلاش‌هایی صورت گیرد. در این میان، ممکن است گاه دولت مجبور شود به کشورهای تاثیرگذار امتیازاتی دهد و چانه‌زنی کند.