دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.


آیا این مساله را مشاهده کرده اید؟ لیبرال ها به محافظه کاران توصیه می کنند که واقع گرا باشند و بیش از این برای پاسخ به جهان سال 2018 و بعد از آن به سراغ رویکرد رونالد ریگان نروند. به هرحال آنها استدلال می کنند که ریگان 4دهه پیش به ریاست جمهوری رسید زمانی که جنگ سرد در کار بود. آنها می گویند که ایده رونالد ریگان در عرصه اقتصادی و حفظ پایگاه دفاعی در اقتصاد جهانی امروز و در نبود یک دشمن تهاجمی مانند اتحاد جماهیر شوروی به هیچ وجه پاسخگو نیست. خوب باید بسیار هشیار بود وقتی که یک دشمن قدیمی به شما توصیه ای انجام می دهد یا به قول دیگر باید مراقب جایزه ای بود که یک دشمن قدیمی به شما می دهد.

هرچند این پیشنهادی است که از سمت دوستان هم شنیده می شود. بله ریگان رئیس جمهور بزرگی بود. جزء یک یا دو رئیس جمهور بزرگ قرن بیستم اما حالا قرن 21 است. بدون شک جهان تغییر کرده است. دیگر از لحاظ سیاسی یا اقتصادی دو قطبی نیست. اگرچه قبل از اینکه پرونده ریگان را ببندیم باید ببینیم که ایده هایی از او هنوز هم اعتبار دارند.

اول، ریگان با شخصیت کاریزماتیک خود آمریکا را رهبری و اعتماد را به آمریکا و آینده اش بازگرداند. مایکل نواک، فیلسوف اجتماعی درباره او گفت: «ریگان زوایای ذات ما را بهتر می شناخت.»ریگان آمریکا را از تبعات افسردگی و شکست ناشی از جنگ ویتنام بیرون کشید، رسوایی واترگیت و بحران دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر را جمع کرد.

دوم، ریگان قانون محدودیت حضور دولت در اقتصاد را اعمال کرد، مالیات را کاهش داد و اقدامات مهم دیگری از جمله مقررات زدایی و کاهش هزینه های فدرال را پیش برد و دوره ای بی سابقه از رونق اقتصادی را در دهه 1990 ایجاد کرد. او اصرار داشت که اگر نرخ مالیات را کاهش دهید و اجازه دهید که مردم هزینه کنند یا پول بیشتری از آنچه به دست می آورند را ذخیره کنند آنگاه آنها سخت تر کار خواهند کرد و با انگیزه بیشتری کار می کنند، پول بیشتری به دست می آورند و انرژی بیشتری برای شکوفایی اقتصادی و گرداندن چرخ اقتصاد خواهند داشت و به این ترتیب دستگاه پیشرفت مملکت به پیش خواهد رفت. در نتیجه طی دهه 1980 رشد اقتصادی به طور متوسط در 4,6 درصد در سال بود، تولید ناخالص داخلی دو برابر شد و 17 میلیون شغل ایجاد شد.

سوم، ریگان با پیروز شدن در جنگ سرد به این جنگ 40 ساله پایان داد. او این کار را از طریق پیش بردن سیاست «صلح از طریق قدرت» انجام داد مفهمومی که نخستین بار توسط رئیس جمههور دوایت آیزنهاور بیان شده بود. دکترین ریگان بر اساس سیاست خارجه محتاطانه و حمایت ملی قوی بنا شد. ایالات متحده از نیروهای آزادی خواه در افغانستان و نیکاراگوئه حمایت می کرد. تعهد اصلی او به دفاع استراتژیک بود به این ترتیب شوروی نمی توانست به خواسته هایش برسد و ایالات متحده با کمک به جنبش همبستگی در لهستان و گروه های ضدکمونیستی مشابه آن، در پشت صحنه سیاست پرده آهنین را پیش می برد و با حملات دیپلماتیک مداوم به رهبری ریگان سرانجام پایان کمونیسم فرا رسید.

برای خلاصه کردن دستاوردهای حاصل از ایده های ریگان باید گفت: 1- او اعتماد عموم مردم به ایده آل های آمریکایی را بازسازی کرد و خوشبینی و روحیه خوب را به ملت بازگرداند. 2- او یک دوره تاریخی رشد اقتصادی را ار طریق کاهش مالیات، کاهش هزینه ها، کاهش هزینه های دولتی و تورم پایین ایجاد کرد. 3- او طولانی ترین جنگ آمریکا را از طریق سیاست محتاطانه خارجی و بر اساس اصول بنیادین آمریکایی و حمایت از توانایی های داخلی با پیروزی به پایان داد.

آیا ایده های وطن پرستی و توانایی آمریکایی ها، شایستگی اقتصادی و پیش بردن روند صلح از طریق قدرت هنوز نیز معنادار است؟ البته که هست. آیا ریگان و ریاست جمهوری او هنوز با دنیای امروز مرتبط است؟ البته که هست. آیا باید اصول ریگان را برای کمک به حفظ دفاع ملی و حمایت از روند اقتصادی درست ادامه بدهیم؟ کاملا. آیا باید به دوستان لیبرال خود توصیه کنیم که کاخ سفید و اکثریت کنگره دموکرات و بازگشت به دوران فرانکلین روزولت را باید به فراموشی بسپارند؟ بدون شک.

*لی ادواردز
مترجم: روزبه آرش


همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در آی گپ
https://igap.net/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar