اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

تقی آزاد ‌ارمکی| این روزها درباره پیامدهای اجتماعی بازی ایران و مراکش، تحلیل‌های گوناگونی ارایه می‌شود. فارغ از درستی یا نادرستی این تحلیل‌ها، من معتقدم ما مدتی است که در شرایط جدیدی قرار گرفته‌ایم؛ به این معنا که حوزه سیاست در کانون دغدغه‌های جامعه ایرانی نیست و دیگر اینکه، اختلافات دوگانه حوزه سیاست متعلق به خود سیاسیون است و به جامعه تعلق چندانی ندارد. راستگرایان و چپگرایان در درون حوزه سیاست با یکدیگر اختلاف دارند و اختلافات آنها به کل جامعه سرایت نکرده است. جامعه در درون خودش دارای دغدغه‌هایی غیر از دغدغه‌های جریان‌های سیاسی است. اهم دغدغه‌های جامعه هم ساماندهی هویتش در سطح جهانی و پوست‌انداختن نظام سیاسی و سامان‌یافتن زندگی اقتصادی و اجتماعی‌اش است. وقتی یک منازعه سیاسی شکل رادیکالی پیدا می‌کند، جامعه ایران چندان رادیکال نمی‌شود بلکه این سیاسیون هستند که لحن و مطالبات رادیکالی پیدا می‌کنند. برای مردم ایران حضور در سطح جهانی مهم است. این یکی از دغدغه‌های همیشگی مردم ایران بوده است. فوتبال یکی از داشته‌های جامعه ایران برای حضور در سطح جهانی است. اقتصاد و فرهنگ و علم هم از این حیث برای مردم ایران اهمیت دارند. مثلا هنگامی که یک دانشمند ایرانی ساکن خارج کشور از دنیا می‌رود، اندوه مرگش در جامعه ایران انسجام اجتماعی ایجاد می‌کند. یعنی گاه اندوه یک مرگ و گاه شادی یک پیروزی، موجب انسجام اجتماعی بین مردم ایران می‌شود. در چنین فضایی، فرقی ندارد چه دولتی بر سر کار است. هر دولتی که حاکم باشد، اندوه مرگ مریم میرزاخانی یا شادی برد تیم ملی ایران در جام جهانی، موجب ایجاد همبستگی ملی در میان ایرانیان می‌شود؛ چراکه این وقایع غمبار و شادی‌آور، نهایتا در مطرح شدن ملت ایران و نام ایران در سطح جهانی موثرند و فرهنگ ایرانی و هویت ایرانی و اخلاق ایرانی و سایر مولفه‌های حیات جمعی ایرانیان را پیش چشم مردم دنیا قرار می‌دهند. تعبیر حاشیه‌ای این وضع «وحدت ملی» است اما تعبیر اصلی‌اش «اظهار وجود ایرانیان در سطح جهانی» است. به همین دلیل پیروزی مقابل مراکش یا شکست در برابر آرژانتین فرق چندانی با یکدیگر ندارند. مردم ما پس از شکست تیم ملی ایران مقابل آرژانتین نیز سربلند بودند و از تلاش بازیکنان تیم ملی قدردانی کردند؛ چراکه بازی در خور تحسین آنها مقابل آرژانتین، موجب شد نام ایران به شایستگی در دنیا مطرح شود. آنچه جمعه شب پس از پیروزی ایران در برابر مراکش در خیابان‌های تهران و چند شهر دیگر ایران و نیز در میان ایرانیان خارج کشور حادث شد، در راستای همین نیاز به اظهار وجود ایرانیان در سطح جهانی بود؛ نیازی که اگر تامین شود، وحدت ملی را هم به بار می‌آورد.

مردم ما از بلاتکلیفی و بی‌تصمیمی خسته‌اند. کسی نیست که برای حل مشکلات آنها تصمیم بگیرد. جامعه ایران در شرایطی قرار گرفته است که نمی‌تواند از بسیاری از مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی عبور کند. در نتیجه مردم ما در مواجهه با این مشکلات درجا می‌زنند و کنش‌های خودشان هم بیشتر برای‌شان دردسر تولید می‌کند. مثلا مردم پول‌شان را از بانک‌ خارج می‌کنند و دلار یا طلا یا سهام می‌خرند ولی همین موجب می‌شود که زندگی‌شان سخت‌تر شود. تلاش‌های جامعه تلاش برای برون‌رفت از این مشکلات است ولی این جدّ و جهدها جواب نمی‌دهد و همین امر در میان مردم ایجاد خستگی کرده است. در چنین شرایطی که همه احساس می‌کنند نوعی ناکارآمدی عمیق در کار است و از این بابت مغموم‌اند، وقتی تیم ملی ایران در جام جهانی مراکش را می‌برد، جدا از زمینه‌ای که برای شادی ایجاد می‌شود، مردم و همین طور حکومت می‌توانند سرشان را بالا بگیرند که یعنی اوضاع ما آن قدر هم نابسامان نیست. این در واقع فرصتی امیدبخش است که اگر مقامات سیاسی ما به عمق آن وقوف داشته باشند و آن را به درستی بفهمند، می‌توانند از امید ناشی از این فرصت شادی‌‌آفرین برای بهبود اوضاع کشور استفاده کنند. اینکه با لباس تیم ملی در حین تماشای بازی ایران و مراکش عکس بگیریم، اگرچه نشان‌دهنده درک ما از اهمیت این فرصت است، ولی این واکنش یک واکنش سطحی است. واکنش عمیق در گرو این است که ما بپذیریم چیزها و حوزه‌های دیگری هم وجود دارند که محل بازی‌اند. یعنی همه‌چیز در منازعات سیاسی خلاصه نمی‌شود. مثلا فرهنگ و اقتصاد و سرمایه‌گذاری و روابط بین‌الملل و... هم برای جامعه ایرانی اهمیت اساسی دارند. مقامات سیاسی ما باید این واقعیت را بپذیرند و بازیگران این عرصه‌ها را هم به رسمیت بشناسند. ما بابت موفقیت‌های فوتبال و سینمای کشورمان شاد می‌شویم ولی بازیگران این عرصه‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شوند و نمی‌توانند چنانکه باید نقش‌آفرینی کنند. واکنش‌های مقطعی و سطحی به موفقیت فوتبال ایران در جام جهانی یا کسب جایزه اسکار توسط اصغر فرهادی، دردی از ما دوا نمی‌کند. فلان مقام سیاسی که برای نمایندگی افکار عمومی به این امور واکنش مثبت نشان می‌دهد، باید در رفتار مدیریتی‌اش هم تغییری نشان دهد و آدم‌های جدیدی را جایگزین افرادی کند که در حوزه‌های تحت مدیریت‌شان به گونه‌ای عمل کرده‌اند که امروزه هیچ کس از عملکرد آنها راضی نیست.

نکته سومی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، پاره‌ای ادعاهای عجیب و غریب درباره نژادپرستی ما ایرانیان است. برخی گفته‌اند اگر تیم ملی ایران در جام جهانی از پس حریفانش برآید و یکی دو پیروزی نصیب ما شود، این موفقیت باعث می‌شود نژادپرستی ما ایرانیان زمینه ظهور پیدا کند. این حرف‌ واقعا مضحک و بی‌مبناست. شادی مردم ایران پس از پیروزی ایران در برابر مراکش، چه ربطی به نژادپرستی دارد؟ اگر مراکش ایران را می‌برد، مردم مراکش و شاید هم مردم سایر کشورهای آفریقایی خوشحال نمی‌شدند؟ این یعنی آفریقایی‌ها نژادپرستند؟ من واقعا نمی‌فهمم این حرف چه معنایی دارد. چرا ما باید در جام جهانی ببازیم و غم روی غم تلنبار شود در این جامعه؟ برای اینکه یک فرد نجات‌بخش از راه برسد و همه به چکمه‌های او بچسبند؟ کسی که از شادی مردم ایران در شرایط کنونی غمگین می‌شود، انتهای تزش این است که یک نفر باید بیاید و نجات‌بخش این ملت شود. جامعه خودش باید در روند تعامل و خوداظهاری‌اش، نیروی اجتماعی پیدا کند. درخشش جامعه ایران در علم و صنعت و تکنولوژی و ورزش به سود این کشور است. مگر فوتبال نمی‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را در سطح بین‌المللی افزایش دهد؟ من واقعا نمی‌فهمم این حرف فلان استاد درباره ضرورت باختن تیم ملی ایران و شاد نشدن مردم این کشور، از کجا درمی‌آید و مبنایش چه نگاهی به ایران و ایرانی است؟


همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در آی گپ
https://igap.net/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar