دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

آن چه باعث اعتراض امریکاست به هم خوردن موازنه های منطقه ای توسط ایران است که امریکا به عناوین مختلف ایران را متهم به آن می کند و معتقد است که با رویارویی با ایران می تواند موازنه های سابق را احیا کند.

علی موسوی خلخالی| بسیاری این پرسش را می پرسند که چرا امریکا این روزها این قدر به ایران فشار وارد می کند؟ چرا ترامپ از برجام خارج شد و به ادعای خودش دنبال توافق بزرگتری با ایران است که شامل همه موارد اختلافی از جمله مساله نفوذ ایران در منطقه و مساله موشکی بشود؟ چرا این قدر نسبت به مساله نفوذ ایران در منطقه و توانایی موشکی ایران بحث و حدیث به راه افتاده است؟ عده ای دیگر به مقایسه ایران و عربستان و اسرائیل می پردازند و می گویند چرا کسی به رفتارهای آنها انتقاد نمی کند اما به رفتارهای ایران انتقاد وارد می کنند؟

پاسخ همه این سوال ها یک چیز است؛ ایران موازنه منطقه را به ضرر امریکا و متحدان غربی و عربی اش به هم زده است. نفوذ ایران در جهان عرب شاهد این مدعاست.

ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن نفوذ مستقیم دارد. نفوذ در یمن موازنه با عربستان را به هم زده، نفوذ در سوریه موازنه با امریکا و اسرائیل را به هم ریخته، نفوذ در عراق موازنه را با عربستان سعودی و امریکا به هم زده و نفوذ در لبنان موازنه با عربستان، امریکا و اروپا را به هم ریخته است.

عربستان سعودی و اسرائیل و اروپای غربی متحدان سنتی چندین دهه ای امریکا هستند، بنابراین طبیعی است در این معادله عدم توازن، امریکا در کنار آنها بایستد؛ به ویژه که تعریف موازنه قدرت امریکا با نفوذ کشورهای عربستان و اسرائیل هم پوشانی کامل دارد.

از سوی دیگر ایران به توانایی غنی سازی اورانیوم دست یافته است، در منطقه تنها اسرائیل و پاکستان توانایی غنی سازی اورانیوم را داشته اند، پاکستان متحد امریکاست، در عین حال دستیابی اش به سلاح هسته ای را ایجاد موازنه با هند، رقیب سنتی اش قلمداد می کند. در آن جا معادله روشن است، باید توازنی میان هند و پاکستان برقرار شود. همچنین پاکستان خود را به عنوان یک تهدید در برابر اسرائیل مطرح نکرده است.

در حالی که ایران با دستیابی به توانایی غنی سازی اورانیوم در برابر اسرائیل که تنها دولت در منطقه است که از این توانایی برخوردار است و حتی سلاح هسته ای ساخته است، قرار می گیرد. ایران دشمنی ایدئولوژیک با اسرائیل دارد و آن را به صراحت بیان می کند و مخفی نمی کند با اشغالگری آن به هر نحوی مبارزه می کند و بر این باور است که مبارزه با اسرائیل مبارزه با ظالم به سود مظلوم است.

از سوی دیگر ایران با باز کردن پای روسیه به سوریه جبهه خود را در برابر امریکا و غرب و اعراب تقویت کرده است. این به معنای حمایت همیشگی روسیه از ایران برای تغییر موازنه منطقه ای نیست اما با آمدن روسیه به سوریه بازیگری جدید به مناقشات منطقه ای افزوده شد که ضمن پیچیده تر کردن اوضاع از بازگشت موازنه به سود امریکا و متحدانش جلوگیری کرد.

وقتی که توافق هسته ای با ایران حاصل شد، ایالات متحده گمان می کرد می تواند وارد فضای اقتصادی ایران شود و با وابستگی اقتصادی ایران به خود بر نقشه های منطقه ای ایران مستولی شود (شبیه کاری که با عربستان سعودی و کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس کرده است، و پیش از آنها با انور سادات در مصر با معاهده کمپ دیوید کرد) اما مدت کوتاهی بعد از برجام روشن شد که این تصوری اشتباه است، امریکا نتوانست وارد عرصه اقتصادی ایران شود و در نتیجه نتوانست جلوی برنامه های ایران را بگیرد، برای همین دونالد ترامپ و کلا تیم همراه او تلاش کردند از برجام خارج شوند تا ایران را در برابر انتخاب یکی از این دو گزینه قرار دهند؛ یا موازنه منطقه ای را می پذیرد و از مناطق مورد منازعه و ادعا عقب نشینی می کند یا با امریکا وارد تعاملی فراگیر می شود که شامل تمامی موارد اختلافی منطقه ای بشود. اگر ایران نخواهد از میان گزینه ها گزینه ای را انتخاب کند امریکایی ها تهدید کرده اند به تقابل مستقیم روی خواهند آورد و چه بسا ممکن است وارد فاز زور شوند تا بخواهند گزینه مورد نظر خود را بر ایران تحمیل کنند. این چیزی است که کشورهای عربستان و متحدان عربش به همراه اسرائیل از امریکا می خواهند و تلاش دارند آن را به انجام این کار وادار کنند.

این سیاست کلی ایالات متحده است و بستگی به شخص یا فرد ندارد، منتها دونالد ترامپ با ادبیات خاص خودش آن را بیان می کند. هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه اسبق و مشاور اسبق امنیت ملی امریکا در کتابش موسوم به «دیپلماسی» می نویسد از بعد از جنگ جهانی دوم که امریکا به سطح عالی قدرت ژئوپولتیک جهانی صعود کرد، هر جا موازنه ای به هم خورده ایالات متحده برای حفظ موازنه مستقیما وارد عمل شده است. منافع امریکا در حفظ موازنه ها تامین می شود، و بابت آن حاضر است هزینه بدهد. وی می نویسد تا قبل از جنگ جهانی دوم مسئولیت حفظ موازنه های جهانی بر عهده بریتانیا بود و حوزه های نفوذ در چارچوب حفظ موازنه ها میان بریتانیا، روسیه و فرانسه تقسیم می شد اما بعد از جنگ جهانی دوم این مسئولیت به دوش امریکا افتاد.

واقعیت این است که ایالات متحده الآن هم همین شیوه را ادامه می دهد، ممکن است قدرت سابق خود را نداشته باشد و با مشکلات بسیاری دست به گریبان باشد اما هنوز رویکردش تغییر نکرده است. ایالات متحده در جهان تک قطبی خود را به عنوان ابرقدرت جهان مسئول تامین موازنه های جهانی می داند، به ویژه که کشورهای غربی و عربی به آن وابستگی اقتصادی و امنیتی دارند.

در رابطه با ایران نیز این فرضیه برای امریکا تغییر نکرده است. بنابراین آن چه باعث اعتراض امریکاست به هم خوردن موازنه های منطقه ای توسط ایران است که امریکا به عناوین مختلف ایران را متهم به آن می کند و معتقد است که با رویارویی با ایران می تواند موازنه های سابق را احیا کند.

همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در آی گپ
https://igap.net/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar