شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

محمد مساعد| علی ربیعی، دیگر وزیر تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی نیست. مجلس شورای اسلامی روز گذشته با رأی به استیضاح ربیعی، او را که در طول این سال‌ها بارهاوبارها تا آستانه برکناری رفته بود از سمت وزارت خلع کرد تا یکی از ثروتمندترین وزارتخانه‌های کشور منتظر چهره تازه‌ای برای ریاست باشد. در جلسه علنی روز گذشته مجلس که به یکی از جنجالی‌ترین جلسات علنی مجلس شورای اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل شد، بیش از هرچیز نام «شستا»، این بزرگ‌ترین مجموعه اقتصادی تحت نظارت وزارت کار، به گوش رسید. افشاگری‌های نمایندگان و وزیر علیه یکدیگر در کنار مرثیه‌سرایی برخی نمایندگان برای بی‌کاری جوانان و وضعیت بد کارگران و بازنشستگان در شرایطی انجام شد که هیچ‌کدام از این نمایندگان خیرخواه حاضر نشدند به این نکته مهم اشاره کنند که اگر قوانین جدی گرفته می‌شد و حق کارگران اهمیت داشت،‌ اصلا وزیر کار امکان مدیریت بر تأمین اجتماعی و شستا را نمی‌یافت که بخواهد برای عملکردش در آن پاسخ‌گو باشد. استقلال تأمین اجتماعی حلقه مفقوده سخنان سخنوران مجلس در روز گذشته بود تا نشان دهد آنچه محل دعواست سهم افراد و جریان‌های سیاسی از سفره تأمین اجتماعی است وگرنه کسی تمایلی به جمع‌آوری این سفره ندارد.

‌سفره شستا
شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی یا «شستا» یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های اقتصادی شناسنامه‌دار کشور است. این شرکت مهم‌ترین بال اقتصادی بزرگ‌ترین صندوق بازنشستگی کشور؛ یعنی سازمان تأمین اجتماعی است و وظیفه دارد با سرمایه‌گذاری عقلانی سرمایه‌های کارگران تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی، ضمن حفظ این سرمایه‌ها، امکان ارائه خدمات و عمل به تعهدات این سازمان را فراهم کند. این تعریف ساده و سرراست از شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی به خوبی نشان می‌دهد که شستا اگرچه یک شرکت سرمایه‌گذاری است، اما تأثیرات اوج‌وفرودش با دیگر شرکت‌های سرمایه‌گذاری متفاوت است و بحران در چنین مجموعه‌ای می‌تواند مستقیما بر زندگی 40 میلیون نفر ایرانی تحت پوشش تأمین اجتماعی اثر بگذارد. سازمان تأمین اجتماعی به‌عنوان بزرگ‌ترین صندوق بازنشستگی کشور اگرچه بر اساس قانون، سازمانی غیردولتی است، اما با تغییراتی که در دولت احمدی‌نژاد در قوانین کشور رخ داد و در دولت فعلی نیز مورد رضایت و تأیید است، در اختیار کامل دولت قرار دارد و امکان نظارت و تصمیم‌گیری درباره آن منحصرا در اختیار نمایندگان منصوب دولت و وزیر کار است. اولین و مهم‌ترین آسیب عدم استقلال این سازمان بزرگ از دولت، نفوذ فسادهای جاری در بدنه دولت‌های مختلف به این سازمان و البته تضییع حقوق کارگران این سازمان در تمامی تقابل‌ها و تعارضات منافع مابین تأمین اجتماعی و دولت بوده است. در چنین شرایطی شستا از همان ابتدای تأسیسش در دهه 60 محل تاخت‌وتاز سیاسیون و وابستگان به آنها بوده است. همین حضور پررنگ چهره‌های غیراقتصادی در رأس مدیریت شرکت‌های اقتصادی در طول سه دهه گذشته بسیاری از شرکت‌های تأمین اجتماعی را به ورشکستگی کشانده و همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، امکان دفاع از منافع این سازمان در مقابل دولت را نیز گرفته است. منافع اقتصادی حضور در هیئت‌مدیره این شرکت‌ها که سود سالانه بعضی از آنها خصوصا در حوزه نفت و گاز و معدن، بالغ بر هزاران میلیارد تومان است، تا آن اندازه شیرین است که می‌تواند هم‌زمان باعث «اتحاد»های عجیب‌وغریب و «جدل»های غیرقابل‌انتظار باشد؛ چه آنجا که وابستگان و نمایندگان سیاسیون هر دو جناح در هیئت‌مدیره این شرکت‌ها در کمال آرامش و خوشی به «خدمت» مشغول می‌شوند و چه آنجا که چهره‌هایی از یک جناح سیاسی نیز برای کسب یک صندلی بیشتر در شستا در مقابل هم قرار می‌گیرند و گریبان چاک می‌کنند. در این بین مانند آنچه روز گذشته در مجلس رخ داد، اگرچه از «حق مردم» سخن رانده می‌شود، اما در نهایت هیچ‌کدام از این چهره‌های نگرانِ حق مردم حاضر نیستند به ریشه و علت‌العلل فسادها اشاره کنند و شستا و تأمین اجتماعی را به صاحبان اصلی آن بازگردانند.

‌خطای پزشکی
یکی از جدی‌ترین و مهم‌ترین نمونه‌های تعارض منافع میان تأمین اجتماعی و دولت در سال‌های اخیر درگیری گسترده میان این سازمان و وزارت بهداشت بوده است. این درگیری که از سال‌ها قبل بر سر تصاحب مراکز درمانی تأمین اجتماعی وجود داشت، پس از اجرای طرح تحول سلامت به اوج خود رسید. از یک سو سازمان تأمین اجتماعی به‌عنوان خریدار خدمات وزارت بهداشت با افزایش هزینه‌ها روبه‌رو بود و در سمت مقابل، وزارت بهداشت نیز تمام تلاش خود را برای دراختیارگرفتن منابع درمانی این سازمان به کار گرفته بود. این جدال خواه ناخواه به کابینه نیز رسیده و بر اساس شنیده‌ها، چندباری به تقابل جدی ربیعی و قاضی‌زاده‌هاشمی در جلسات هیئت دولت منجر شده بود.
ربیعی به‌عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اگرچه حاضر نبود از مدیریت سازمان تأمین اجتماعی و شرکت شستا دل بکند و حرکتی جدی برای مستقل‌کردن این صندوق بازنشستگی از بدنه دولت انجام دهد، اما به‌ناچار در مقابل خواسته‌های وزیر بهداشت مقاومت می‌کرد و البته در این نبرد پنهان و آشکار توان کمتری هم داشت.
وزارت بهداشت به مدد وزارت قاضی‌زاده‌هاشمی و اعتباری که نزد روحانی داشت و البته لابی گسترده در مجلس شورای اسلامی، نه‌تنها موفق شد سال گذشته و در جریان تصویب لایحه بودجه منابع درمانی تأمین اجتماعی را در روندی عجیب‌و‌غریب به خزانه کشور متصل کند، بلکه همین امروز نیز برای دست‌یافتن به مراکز درمانی‌ای که در حال حاضر زیر نظر وزارت کار هستند، تلاش‌هایی جدی را در دستور کار قرار داده است؛ تلاش‌هایی که در صورت انتخاب وزیری همراه و همدست، می‌تواند به نتیجه برسد. فراموش نکنیم سال‌هاست سازمان تأمین اجتماعی به دست مدیرانی برخاسته از نظام پزشکی مدیریت می‌شود و برداشتن قدم‌های آخر برای کنترل کامل منابع درمان این سازمان، کار سختی نخواهد بود.

‌منافع وحدت‌بخش
منافع اقتصادی حضور در صندلی‌های مدیریتی شرکت‌های شستا آن‌قدر زیاد است که می‌تواند نزدیک‌ترین یاران به خاتمی را در کنار بزرگ‌ترین حامیان سابق احمدی‌نژاد در یک جبهه قرار دهد. بین مخالفان حضور ربیعی در رأس وزارت کار، هم تاجگردون اصلاح‌طلب حاضر بود و هم پورابراهیمی اصولگرا. این یکی از خواص جریان امید و نزدیک به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، است و آن یکی از حامیان دیروز احمدی‌نژاد و باز هم از حلقه یاران لاریجانی. این اتحاد نانوشته بر سر تغییر ربیعی، هم در استیضاح چند ماه قبل او و هم در استیضاح روز گذشته، نمودی جدی داشت. اگرچه فراکسیون امید در جلسه روز گذشته از استیضاح علی ربیعی حمایت نکرد، اما کسی فراموش نمی‌کند که تاجگردون در جلسه استیضاح قبلی، با یادآوری حادثه سقوط هواپیمای شرکت آسمان، تا عذرخواهی از قامت بلند «قله دنا» نیز پیش رفت. در جلسه روز گذشته و در میان بگم‌بگم‌ها و گفتم‌گفتم‌های نمایندگان و ربیعی نیز باز این صندلی‌های مدیریتی شستا بودند که به موضوع اصلی افشاگری‌ها تبدیل شدند. پورابراهیمی، نماینده کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی و از مهم‌ترین چهره‌های مخالف ربیعی در تمام این سال‌ها، در نطق خود به حضور برخی وابستگان سیاسیون در شستا اشاره کرد و از حضور دختر مسعود پزشکیان، نایب‌رئیس مجلس، در پتروشیمی جم خبر داد. پس از آن علی ربیعی که به‌شدت برافروخته بود، از باج‌خواهی‌های پورابراهیمی خبر داد و مدعی شد این نماینده از او خواسته است فردی را به‌عنوان مدیرعامل مس کرمان منصوب کنم. در ادامه ربیعی مدعی شد در این سال‌ها از طرف پورابراهیمی برای انتصاب افراد مختلف در قسمت‌های مختلف شستا تحت فشار بوده است. در ادامه ماجرا به فرزند ربیعی نیز رسید و نوروزی، نماینده رباط‌کریم در مجلس شورای اسلامی، از شراکت پسر ربیعی و پسر تقی‌زاده (معاون ربیعی) در دوبی با رابطه عبدالناصر موسوی‌الجزایری خبر داد. افشاگری‌هایی که همه در تأیید این حقیقت مهم انجام شدند که شستا، بیشتر از آنکه شرکتی برای حفظ سرمایه‌های کارگران کشور باشد، محلی برای دادوستد و زدوبندهای سیاسیون بوده و هست. حقیقتی که هیچ‌کدام از نمایندگان موافق و مخالف ربیعی حاضر نشدند به آن اشاره کنند و البته حاضر نیستند به آن پایان بدهند.

‌پرواز لاریجانی برای ریاست‌جمهوری
در نبود احزاب سیاسی قوی و نهادهای مدنی مستقل، این سازمان‌ها و نهادهایی مانند تأمین اجتماعی، هلال احمر، ایدرو و مانند آن هستند که به محلی برای سازماندهی،‌ توانمندسازی و هماهنگی نیروهای جریان‌های سیاسی مختلف تبدیل می‌شوند. در این بین، تلاش موفق چهره‌های نزدیک به علی لاریجانی برای برکناری علی ربیعی، یک قدم بزرگ برای آینده سیاسی لاریجانی محسوب می‌شود. قدمی که احتمالا در سکوت و لابه‌لای شعارهایی مانند «حقوق کارگران»، «درد مردم» و «بی‌کاری جوانان» برداشته خواهد شد.




همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar