رسالت/ متن پیش رو در رسالت منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

سالهاست که خنده یا خنداندن مردم به هر قیمتی در سینما اصالت پیدا کرده است و به همان نسبت این سینما که از آن تحت عنوان گیشه یاد می شود، سلیقه یا ذائقه مخاطب را هم پایین آورده و مسئله مهمتر این است که هجوم ابتذال در قاب سینما به بستری برای ترویج انحطاط کلامی در جامعه تبدیل شده است.
سینما یا سینماگری که خود را به چارچوب های اخلاقی متعهد و پایبند نمی داند، اساسا دغدغه ای برای تعالی فکری و فرهنگی جامعه ندارد. وقتی یکی از کارگردانان سرشناس عنوان می کند: «با افتخار و با وجدان راحت می‌گویم، می‌خواهم فیلم مبتذل بسازم»، یعنی باید به قول برخی از منتقدان فاتحه این سینما را خواند.

هرجا سخن از فروش بالاست، نام فیلم های مبتذل می درخشد
امروزه هر جا سخن از فروش بالا یا شکسته شدن رکورد فروش به میان می آید نام فیلم‌هایی مثلا طنز اما سخیف می درخشد، فیلم هایی  همچون «هزارپا»، «مصادره»، «گشت ارشاد»، «اکسیدان»، «پنجاه کیلو آلبالو»، «دراکولا» و «من سالوادور نیستم» و غیره. حال آنکه در همه این فیلم ها عموما دیالوگ ها سطحی و زشت و لودگی به جای مفهوم کمدی به مخاطب عرضه شده است.
اگرچه برخی معتقدند، سینما آیینه تمام نمای جامعه است و به هر میزان که ساکنان یک جامعه به ابتذال و فحاشی روی می آورند به همان میزان فرهنگ و محتوای آثار سینمایی هم تنزل می کند اما واقعیت این است که باید در قالب هنر، مفاهیم ارزشمند را ارائه کرد، کار هنرمند دامن زدن به ناهنجاری ها نیست، برهمین اساس برخی از سینماگران هم به این روند معیوب در فیلم های سینمایی واکنش نشان داده اند.
سیروس الوند، نویسنده و کارگردان سینما گفته است: «یک روزی سینمای ایران با عنوان سینمای فرهنگی و معنوی در تمام دنیا شناخته می‌شد اما حالا هیچ خبری از آن سینما نیست. بسیاری از فیلم‌ها به سمت ابتذال و انحطاط رفته‌اند. اینها می‌خواهند حتی به قیمت به ابتذال کشیدن فرهنگ مردم را بخندانند. این چه کمکی به سینما و تولید می‌کند وقتی همه به هر قیمتی به فکر فروش هستند؟»
پوران درخشنده، نویسنده و کارگردان سینما هم معتقد است: فیلم‌های کمدی سخیف، دیالوگ‌های مبتذل و آثاری که الفاظ و حرکات زشت به کار می برند این روزها گیشه را در دست دارند. این آثاربرای خانواده‌ها زیان بار است زیرا کودکان به محض شنیدن این گونه الفاظ به سرعت آنها را تکرار کرده و یاد می‌گیرند.»

این سرآغاز بدبیاری است، برای نسلی که هنوز سرد و گرم روزگار را آنچنان که باید و شاید نچشیده و مفهوم درستی از خوبی ها و بدی ها در ذهنش شکل نگرفته است، اگرچه به مفهوم کلی در یک جامعه و به مفهوم کوچک در اتوبوس، تاکسی، بازار، کافه ها و پارک ها، ممکن است، دیگران در رفتارها و گفتارهای خود با یکدیگر حرف های  نامناسب و غیراخلاقی را مطرح کنند، اما سینما؛ عرصه تربیت و انسان سازی است و نباید این مجموعه بسترساز توسعه زشتی ها و به کار بردن ادبیات بی ادبانه باشد. در چنین شرایطی وقتی یک نوجوان پایش به سینما کشیده می شود؛ ستاره ها یا به اصطلاح سلبریتی ها را الگو قرار می دهد. طبعا وقتی در دلِ جامعه بی ادبی به یک مسئله پیش پا افتاده بدل می شود و در سینما هم بیان واژه های زشت، امری بدیهی و واقع گرا تلقی می گردد، دیگر حرفی برای گفتن باقی نمی ماند و نوجوان احساس می کند لابد بیان این عبارت ها خوب است، وگرنه در سینما از دهان فلان سلبریتی این حرف های دم دستی و زشت را نمی شنیدند!

غلبه نگاه کاسبکارانه در سینما
هرچند گفته می شود؛ وزارت ارشاد برای فیلم های مبتذل محدودیت سنی ایجاد کرده است اما به نظر می رسد این امر بازهم کمکی به شأن و منزلت سینما نمی کند و به نوعی این اقدام میانبری است برای ارائه آثار سخیف و غیرارزشی که صرفا از طریق حمایت های رسانه ای با هدف کسب درآمد اکران می شوند.
از دید مهرداد معظمی، کارشناس سینما؛ « مهم‌ترین مسئله‌ای که باعث خراب‌تر شدن حال امروز سینمای ایران شده است، غلبه نگاه کاسبکارانه است. نگاهی که فارغ از کیفیت آثار و رسالتی که سینما می‌تواند به دوش بکشد؛ به دنبال کسب درآمد بیشتر است.»

رفتن به سمت مفاهیم جدی هزینه دارد!
مسعود ده نمکی، کارگردان «اخراجی ها» درباره اینکه چرا سینمای ما به سمت و سوی ابتذال و بیان سخنان ناهنجار پیش رفته است، در گفت‌وگو با رسالت می گوید: طنزنویس های ما شاید خیلی بلد نیستند از طریق مفاهیم عمیق تر با زبان طنز برخورد کنند و شاید هم بعضی وقت ها رفتن به سمت مفاهیم جدی، هزینه دارد، برای همین ترجیح می دهند با مفاهیم دم دستی شوخی کنند و راحت ترین راه خنداندن مردم همین شوخی های سطحی محسوب می شود.
وی با اشاره به ارتباط میان تنزل سطح فکری و فرهنگی جامعه با ساخت آثار بی محتوا و سخیف عنوان می کند: میان این دو مسئله ارتباط دو طرفه وجود دارد، بخشی از ذائقه سازی هم به عهده سینماست اما به هر حال باتوجه به روندی که طی شده، سطح سلیقه مخاطب هم به شدت نازل شده است یعنی مخاطبان ممکن است در حال حاضر به فیلم های طنز دهه 60 یا 70 نخندند و مسئله ای که برایشان مطلوب است همان رقص و آواز و شوخی های ناجور است.اما باتوجه به سخنانی که ده نمکی مطرح می کند، این پرسش به وجود می آید که چرا وزارت ارشاد به رغم تمام سخت گیری هایی که دارد، در برابر این فیلم های مبتذل سکوت کرده و حتی به آنها مجوز هم می دهد.
این کارگردان سینما در پاسخ به این مسئله، می گوید: همواره برخوردها و واکنش ها سلیقه ای بوده، یعنی در یک دولت، حساسیت ها آنقدر بالاست که همه به یک فیلم واکنش نشان می دهند اما در مقطع زمانی دیگری بنا بر مصالح و اتفاقات دیگر، سکوت می کنند.

تعصبات از بین رفته است
وی بیان می کند: کسانی که خودشان در گذشته منتقد بودند، حالا وارد حوزه کارهای تصویری شده اند و موسسات مختلف شکل گرفته و به نوعی این حوزه از نقد خالی شده است و شاید تعصبات هم از بین رفته است. ده نمکی تاکید می کند: این مسئله بسیار سخت است، ما در سینمای خود می توانیم درباره مفاهیم جدی، اخلاقی، معنوی و سیاسی فیلم بسازیم اما شما
می بینند طنزهای لوده مورد تمجید جریان نقد قرار می گیرد، آنگاه وقتی شما می آیید با همین مضامین و مفاهیم ایدئولوژیک فیلم می سازید، مورد حمله واقع می شوید، این یک برخورد دوگانه است و ما را اذیت می کند.
واقعیت این است که حال سینمای ما خوب نیست، سینمایی که به تعبیر برخی از صاحب نظران در حال احتضار است چون از رسالت اصلی خویش دور شده، اما به راستی انگشت اتهام را باید به سمت چه کسانی نشانه رفت؟ آیا دست یا دستهایی در کار است و مثل همه بخش های دیگر مافیایی وجود دارد، مافیایی قدرتمند که کافی‌است با پول همه را بخرد.
کیومرث پور احمد، «کارگردان اتوبوس شب» در گفت‌وگو با رسالت ابعاد این مسئله را بهتر روشن می سازد.
وی می گوید: دهه 60 و 70 سیستم دیگری برای توزیع، تولید و نمایش وجود داشت و در حال حاضر سیستم دیگری حاکم است، آن زمان کارگردان سالاری بود و تفکر تصمیم می گرفت.

هرچه فیلم ها مبتذل تر، وزارت ارشاد خوشحال تر!
وی ادامه می دهد: اکنون «صاحب سینما سالاری» است و پول تصمیم می گیرد یعنی تهیه کنندگان؛ پخش کننده هم شده اند، سینما هم خریده اند و تمام قدرت و پول دست آنهاست و در واقع آنها تصمیم می گیرند. برای وزارت ارشاد هم هیچ مهم نیست و خیلی هم خوشحال است و هرچه فیلم ها مبتذل تر و مستهجن تر، ارشاد راضی تر است.
کارگردان «کفش هایم کو» بیان می کند: از نظر ارشاد فیلمی که جدی باشد و یک ذره بخواهد به مسائل جدی نزدیک شود، مشکل دارد و نظارت شدید صورت می گیرد بنابراین فیلم های کمدی مستهجن و رکیک هیچ اشکالی ندارد و در واقع خیلی خوشحال هستند از اکران این فیلم ها و مردم هم سرشان گرم است و می خندند و همه چیز گل و بلبل است.
مردم صد برابر این حرف ها را بلدند
پوراحمد در رابطه با تاثیر تماشای این گونه فیلم ها به همراه خانواده در سینما، می گوید: تاثیر نمی گذارد. مردم که صد برابر این حرف ها را بلدند و صبح تا شب در خیابان ها گفته می شود، اینکه شوخی جنسی در فیلم ها گفته  می شود، مهم نیست. وی در پاسخ به این مسئله که آیا نباید هنر به این سمت برود، می گوید: باید و نباید این مسئله را وزارت ارشاد تعیین می کند و راجبع‌به اکران این گونه فیلم ها هیچ مشکلی ندارد و خیلی هم راضی است ولی همان طور که اشاره کردم برای فیلم های جدی سخت گیری می کنند.

صاحبان سینما به گیشه فکر می کنند
این کارگردان سینما تاکید می کند: صاحبان سینما به گیشه فکر می کنند و حتی بنیاد فارابی هم به گیشه فکر می کند تا مردم فقط بخندند و دو ساعت یادشان برود چه مشکلاتی دارند. پوراحمد درباره اینکه آیا با این وضعیت، سینمای ما از سایر سینماها در جهان عقب نمی ماند، اظهار می کند: خب عقب بماند، مگر برای چه کسی اهمیت دارد؟ البته عقب نمی ماند چون چند جوان هستند که فیلم های خوب می سازند و در جشنواره ها جایزه می گیرند و آن فیلم ها هم کار خود را می کنند چون برخی سازندگان و کارگردانان هستند که طالب این نوع فیلم ها بوده و سرمایه اش را هم جور می کنند.

همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar