الف/ متن پیش رو در الف منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

روزنامه البناء در تحلیل پیرامون توافق سوچی بین اردوغان و پوتین درباره ادلب سوریه نوشت: تفاهم روسیه با ترکیه موجب شد که در صورت موفقیت ترکیه و همراهان آن در زمینه تحقق اهداف، امید به تاثیرگذاری راه حل سیاسی باقی بماند و در صورت شکست آنها، ترکیه به ناچار به سمت راه حل های روسیه، سوریه و هم پیمانان آن متمایل شود

 خوانشی از بندهای تفاهم اعلام شده پس از نشست روسای جمهور روسیه و ترکیه، دو سوال را مطرح می کند؛ اول اینکه ایا می توان سناریویی بهتر برای پایان دادن به جبهه النصره و خلع سلاح گروهای مسلح متصور شد تا این سناریو موجب تحقق تمام اهداف شود، بدون اینکه حتی یک قطره خون ریخته شود؟ به بیان بهتر، آیا ممکن است شرایطی ایجاد شود که سوریه، روسیه و هم پیمانان آنها متحمل تبعات بیشتر جنگ نشوند و بهانه ای به غرب و واشنگتن برای افزایش تنش ها علیه سوریه و هم پیمانانش ندهند؟

سوال دوم اینکه آیا واقعا تحقق این سناریو ممکن است؟ به دیگر سخن، آیا ترکیه قادر است مضمون تفاهم های صورت گرفته در رابطه با روسیه را به مدت یک ماه عملی کند؟ آیا این مساله تنها با تکیه بر فشار امنیتی و سیاسی محقق می شود یا به کمک قدرت نظامی؟ آیا قدرت نظامی ترکیه مستقیما وارد این معرکه می شود؟

روزنامه البناء در ادامه می نویسد: پیگیری روند جنگ در سوریه، برای نتیجه گیری در این مورد کفایت می کند که گره نظامی ادلب، شامل دهها هزار نیروی مسلح می شود که بخشی از آنها را ترکستانی ها و اویغورهای چینی تشکیل می دهند که راه حل سیاسی را نمی شناسند. علاوه بر این، صحبت کردن در مورد راه حل صلح امیزی که به فعالیت جبهه النصره پایان دهد، به نوعی، خیالی به نظر می رسد. در حالی که سیطره بر گروههای مسلح از طریق خلع سلاح آنها، تنها راه حلی است که در چارچوب گزینه های ممکن برای ترکیه قرار می گیرد.

در شرایطی که گروههای مسلح تحت رهبری ترکیه ناتوان شوند و ارتش ترکیه هم به تنهایی توان پرداخت هزینه انسانی درگیریها را نداشته باشد، ارتش سوریه و هم پیمانان آن نقش میدانی غیر قابل چشم پوشی خواهند داشت؛ این تنها سناریوی واقعی و ممکن برای تحقق تفاهم روسی ترکی، در ضمن مهلت های زمانی است که به نیروهای روسیه فرصت نگرانی از خیانت ترکیه را نمی دهد.

از سوی دیگر، سوال در مورد علت تفاهم بین روسیه و ترکیه، منطقی به نظر می رسد، بویژه در شرایطی که نیاز به ورود ارتش سوریه و هم پیمانان آن به نبرد ادلب است. پاسخ این سوال آن است که روسیه به ترکیه فرصت داده است تا نقش خود در جریان راه حل سیاسی در سوریه را حفظ کند. در مقابل، ترکیه نیز این فرصت را به گروههای مسلح از جمله جبهه النصره داده است، تا آنها را در برابر معادله ای مشابه و با هزینه ای مشخص قرار دهد. به این ترتیب، نتیجه دینامیک سیاسی نظامی در رابطه ترکیه با گروههای مسلح از یک سو و رابطه آن و گروههای مسلح با النصره، ترکستان و اویغور، گزینه نظامی سوری روسی را به جایگزینی تلخ تبدیل می کند که بهای گزافی دارد و حرکت به سمت پذیرش آن، برای ترکیه و گروههای مسلح بسیار سخت است.

نتیجه آنکه، روسیه، هجمه غربی که متوجه خود، ایران و سوریه بود را ساقط نموده و برای رسیدن به اهداف از راهی هوشمندانه و تدریجی وارد شد. تفاهم روسیه با ترکیه موجب شد که در صورت موفقیت ترکیه و همراهان آن در زمینه تحقق اهداف، امید به تاثیرگذاری راه حل سیاسی باقی بماند و در صورت شکست آنها، ترکیه به ناچار به سمت راه حل های روسیه، سوریه و هم پیمانان آن متمایل شود.

در این میان، تجاوز اسرائیل به ساحل سوریه، بیانگر آن است که این اتفاق باید موجبات نگرانی تل اویو و واشنگتن را فراهم آورد...

* ناصر قندیل
ترجمه مریم نصرالهی


همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar