جمهوری اسلامی/ « نشانه‌های واگرائی متحدان آمریکا » عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
علیرغم آزادی یک جاسوس آمریکائی که در پوشش کلیسا ظاهراً به عنوان کشیش فعالیت می‌کرد، آمریکا از این اقدام ترامپ برای ضربه زدن به اقتصاد ترکیه به خاطر این جاسوس عملاً زیانهای قابل ملاحظه‌ای را شاهد بوده که اصلی‌ترین آن، واگرائی روزافزون متحدین واشنگتن نسبت به آمریکای ترامپ است.
اگرچه برخی رسانه‌ها مدعی شده‌اند که بازگشت جانسون برای ترامپ یک پیروزی بوده است ولی باید پرسید که این اقدام به چه قیمتی عملیاتی شده و آیا فهرست مقایسه‌ای میان سود و زیان آن قانع‌کننده است؟ به ویژه آنکه از جانسون رفع اتهام نشد بلکه برای اثبات اتهام جاسوسی او، ادعا شد که دلایل قابل اثبات و موجهی در اختیار دادگاه نبود اما کاملاً محرز شد که این جاسوس آمریکائی در قالب یک بده – بستان در سطوح بالا، آزاد شده است. تا اینجای قضیه، ترامپ ثابت کرد که برای بازگشت جانسون و پشتیبانی از یک جاسوس حرفه‌ای حاضر است تا کجا به پیش برود و چقدر هزینه کند ولی به دلایل محکمتری، اصل ماجرا همانند سایر اشتباهات استراتژیک دارودسته ترامپ، یک شکست مفتضحانه بود و فاصله آمریکا با متحدانش را آشکارتر کرد. از یکطرف تحریم‌های آمریکا، ترکیه را به وضوح به اتحادیه اروپا نزدیکتر کرد و از سوی دیگر آلمان و فرانسه که عملاً نیروی محرکه اصلی اتحادیه اروپا محسوب می‌شود، سیاستی دقیقاً مغایر و بلکه مقابل سیاست‌های ترامپ در پیش گرفتند و رسماً اعلام کردند اجازه نمی‌دهند ثبات اقتصادی ترکیه متزلزل شود.
این موضع فقط یک حمایت از آنکارا نبود بلکه در اصل، هشداری به آمریکای ترامپ بود که در سیاست‌های ابلهانه‌اش تجدیدنظر کند و دایره دشمنی‌های کور و طلبکاری‌های غیراصولی را به دایره متحدینش نکشاند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که ترکیه یک عضو استراتژیک ناتو و یک متحد نزدیک واشنگتن محسوب می‌شد که به دلایل احمقانه‌ای در معرض حملات کور ترامپ و دارودسته‌اش قرار گرفت. آنگلامرکل صدراعظم ن آلمان و امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه طی تماس‌های تلفنی و ارتباطات سازمان یافته با رجب طیب اردوغان به وضوح از حمایت رسمی و قطعی، ثبات اقتصادی ترکیه را مورد تصریح قرار دادند و حتی با رسانه‌ای کردن هدف اصلی این تعاملات سعی کردند به آمریکای ترامپ نشان دهند که باز هم از خطوط قرمز اتحادیه اروپا گذشته است. بعلاوه از دیدگاه اقتصادی هم تلاشهائی با هدف رسمی مقابله با تحریم‌های آمریکا را اعلام کردند که نشانه‌ای آشکار از واگرائی دو سوی آتلانتیک و حتی رویاروئی رهبران آلمان و فرانسه با خیره سری‌های ترامپ تلقی می‌شود.
این نکته به ویژه در مورد فرانسه اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. چرا که مکرون بارها در اوج تبلیغات علیه آمریکا پس از خروج یکجانبه از پیمان آب و هوائی پاریس گفته بود اجازه نمی‌دهد آمریکا منزوی شود. اما تقابل شخص مکرون با سیاست‌های ترامپ در مورد ترکیه، گویای آن است که حتی مکرون هم از دیدگاه قبلی خود پشیمان شده است.
با این حال، ریشه‌های تقابل دو سوی آتلانتیک به گذشته باز می‌گردد که ترامپ در تبلیغات انتخاباتی به تصریح از ناتو به عنوان یک ساختار فرسوده و ناکارآمد سخن گفت و خواستار فروپاشی اتحادیه اروپا شد. ترامپ حتی از برگزیت هم حمایت کرد و خواستار تحقق فرگزیت یعنی خروج فرانسه و سایر کشورها از اتحادیه اروپا هم شد.
کاملاً بعید بنظر می‌رسد که فروپاشی ناتو به نفع آمریکا باشد و سیاستمداران و استراتژیست‌های آمریکا از این دیدگاه‌های غیرکارشناسی استقبال و حمایت کنند. چرا که آلمان و فرانسه برای سالها خواستار تشکیل «ارتش مستقل اروپائی» بوده‌اند و تصریح می‌کنند که نمی‌توان بر روی حمایت لفظی آمریکا از ثبات و امنیت اروپا حساب کرد و در لحظات کلیدی و حساس به چنان حمایت نیم‌بندی دل بست، به ویژه آنکه ترامپ به خاطر ناآشنائی با رموز سیاست، مطالبی را آشکار می‌سازد که دیگران در عین اعتقاد به آن، فریبکارانه سکوت و تمایلات قلبی و انتظارات استراتژیک خود برای فروپاشی اتحادیه اروپا را کتمان می‌کنند. اروپای متحد و بدون مرز با پول واحد قدرتمند اروپائی بزرگترین ضربه تاریخی برای آمریکا بوده که افول وزن و جایگاه استراتژیک آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در اروپا را زمینه سازی و هدایت کرده است.
هرگز انتظار نمی‌رود با ادامه حضور ترامپ در کاخ سفید، این واگرائی روزافزون مهار شود یا ذره‌ای از ابعاد راهبردی آن کاسته گردد. چرا که در واقع هر دو نکته از جمله جدی‌ترین مواردی بوده که اروپا به آن باور قطعی و قبلی داشته ولی حماقت دارودسته ترامپ باعث آشکار شدن ابعاد آن شده است. نکته مهم‌تر آنکه اظهارات و رفتار ترامپ با اروپا فقط بخش کوچک و قابل روئیت اهداف راهبردی واشنگتن در قبال قدرتهای اروپائی محسوب می‌شود و مانند خطر حرکت پرشتاب یک کوه یخی، بخش اعظم و اصلی آن از دید همگان پنهان است و فقط افراد معدودی از هیبت و مخاطراتش آگاهند. این بدان معنی است که جانبداری مرکل و مکرون از ترکیه علیرغم اختلاف نظر عمده آنها، مبتنی بر یک دیدگاه استراتژیک است و نشانه عشق به ترکیه نیست بلکه به وضوح از تقابل با آمریکا حکایت می‌کند و روز به روز، واگرائی دوسوی آتلانتیک می‌افزاید.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید