ایران/ متن پیش رو در ایران منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

جعفر خیرخواهان| جلسه نزدیک به سه ساعته رئیس ‌جمهوری و برخی معاونان و همکاران ایشان با جمعی از اقتصاددانان و اساتید اقتصاد دانشگاه‌های مختلف کشور که دیروز برگزار شد و تاکنون به این شکل سابقه نداشته است، می‌تواند طلیعه خوشی باشد از امکان خدمت‌رسانی بیشتر علم اقتصاد و اقتصاددانان برای تدبیر واقعی اقتصاد کشور. تشکیل چنین جلسه‌ای اگر چه دیرهنگام اتفاق افتاد و انتظار می‌رفت سال‌ها زودتر و به شکلی مداوم دست‌کم سالی یکبار برگزار شود، با این ‌حال فرصتی مغتنم فراهم کرد تا در وقت محدود جلسه، برخی از حضار به طرح نظرات و دیدگاه‌های عمدتاً انتقادی خود نسبت به عملکرد اقتصادی دولت بپردازند.

نکته بارز این جلسه، علاقه‌مندی شخص رئیس جمهوری به شنیدن و گوش فرادادن به سخنان طیف نسبتاً متنوعی از اقتصاددانان دعوت‌شده بود. افرادی که علاوه بر تنوع فکری با تفاوت سنین از دهه‌های چهارم تا هفتم زندگی را شامل می‌شد. نشستن رودرروی رئیس جمهوری با تعدادی از اساتید اقتصاد متخصص در حوزه‌های گوناگون اقتصادی و فرصت بیان دغدغه‌های مختلف به ایشان از مزایای اصلی جلسه بود.

در عین حال حضار به این نتیجه رسیدند که رئیس جمهوری از همه این دغدغه‌ها و مشکلات و حتی بیشتر از آن هم خبر دارد اما شخص ایشان شرایط را خیلی ناگوار و تهدیدکننده تشخیص نمی‌دهند. همچنین رئیس‌جمهوری پاسخی روشن به این پرسش ندادند که اگر قبول داریم فشارهای اقتصادی شدید دولت ترامپ و شرایط جنگ اقتصادی بر کشور تحمیل شده است چرا شاهد غیبت اقتصاددانان باتجربه و کاربلدی مانند دکتر علی طیب‌نیا و دکتر مسعود نیلی در ترکیب تیم اقتصادی دولت هستیم و اشخاصی هموزن با آنها جایشان را پر نکرده‌اند.
بدیهی است در شرایط جنگ اقتصادی، مدیریت اقتصادی کشور نیازمند تصمیماتی عاجل اما قرص و محکم با ترسیم مسیری اطمینان‌بخش نسبت به آینده است که در اینجا یک نوع اهمال‌کاری جدی دیده می‌شود. همچنین تأکید مکرر رئیس جمهوری، معاون اول و رئیس سازمان برنامه و بودجه بر اینکه همه نیازهای اساسی مردم تأمین می‌شود بیش از اینکه حس امنیت ایجاد کند باعث ایجاد ناامنی و این وحشت می‌شود که مگر قرار است چه شود.

دولت در این شرایط خاص بهتر است هر چه زودتر سازوکاری برای تأمین این نیازها و اختصاص بسته‌های حمایتی به گروه‌های نیازمند واقعی تهیه کند و بدون شعار و تکرار به انجام رساند.
درباره تداوم چنین جلساتی هم اگر قرار به برگزاری به این شکل با دعوت از تعداد نسبتاً زیاد افراد باشد باید به سالی یک بار اکتفا شود. کارکرد آن هم امکان تبادل نظر و آگاهی از دغدغه‌ها و دیدگاه‌های طرفین به شکل خیلی کلی است. آقای روحانی در این جلسه به بیان دغدغه اصلی خود نسبت به شرایط خاص کشور که فعلاً با آن مواجه هستیم، پرداختند.
به گفته ایشان چنین شرایطی ویژه اما نه بحرانی است که دشمن غدار و کینه‌توز قصد انهدام کلیت نظام را کرده است. ایشان این وضع را قطعاً موقتی دانستند و اظهار امیدواری کردند با راهکارهایی که پیدا خواهیم کرد، بزودی از آن گذر کنیم. خواسته روشن ایشان از اقتصاددانان این بود که در تحلیل‌ها و اظهارنظرهای خود به این شرایط ویژه و مشکلات و محدودیت‌های مختلفی که دولت مواجه است، توجه و عنایت لازم را داشته باشند.

اما اگر می‌خواهیم از همکاری دولت با اقتصاددانان به دستاورد روشن و ثمربخش‌تری برسیم، لازمه آن ابتدا تعیین و دسته‌بندی مسائل و چالش‌های اساسی اقتصادی کشور و تشکیل کمیته‌های تخصصی برای آنها است. پس از آن به فراخور موضوع می‌توان از صاحبنظران و افراد متخصص در هر حوزه اقتصادی برای عضویت در هر کمیته دعوت به عمل آورد و جلسات حضوری تشکیل داد یا حتی از طریق مکاتبه و فضای مجازی این همکاری تداوم یابد.

همچنین با اینکه مشاهده می‌شود مسائل اقتصادی معمولاً در ردیف مهم‌ترین وعده‌هایی هستند که دولت‌ها برای حل آنها به مردم می‌دهند اما دولت‌ها در عمل نگاه مثبتی به اقتصاددانان ندارند. یکی از دلایل این شکاف و بیگانگی بین سیاستمداران و تصمیم‌گیران در دولت با اقتصاددانان آکادمیک ناشی از این است که دسته اول با فشارهای عاجل و محدودیت‌های متعدد و ضرورت تأمین مطالبات‌ گروه‌های سیاسی و لابی‌های پیدا و پنهانی مواجه هستند که دسته دوم به احتمال زیاد از آنها بی‌خبرند. در نتیجه نظرها و پیشنهادهای علمی و اصطلاحاً کتاب درسی که این اقتصاددانان مطرح می‌کنند با واقعیت بیرونی مطابقت لازم و کافی را پیدا نمی‌کند. پس برای اینکه استفاده دولت از دانشکده‌های اقتصاد به نتایج مفیدتری منجر شود، انتظار این است که دولت از اقتصاددانان توانمند و علاقه‌مند دعوت کند تا به مدت مثلاً چهار سال وارد دولت شوند و از نزدیک و با عنایت به همه محدودیت‌هایی که دولت‌ها روبه‌رو هستند، مشاوره‌هایی شدنی و راهگشا به قوه مجریه بدهند.

در پایان می‌خواهم بر نکته‌ای تأکید کنم که برخی اقتصاددان حاضر در جلسه هم به زبان و بیان گوناگون به آن اشاره کردند و آقای رئیس جمهوری هم علت کناره‌گیری دکتر مسعود نیلی دستیار ویژه اقتصادی خود از خدمت در دولت را همین ذکر کردند. مسأله مهم این‌است که چه دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، سنگینی و سلطه سنگین عوامل سیاسی بر اقتصاد ایران توان فعالیت و نفس کشیدن را از فعالان اقتصادی گرفته است.

لازم است در تعامل سیاسی با کشورها بویژه قدرت های خارجی و همچنین افزایش توان دفاعی و نظامی به گونه ای مدبرانه و با ظرافت عمل شود که ثبات اقتصادی که زمینه ساز شکوفایی و رونق اقتصادی کشور است ، حفظ شود. توجه به این معضل اساسی و رفع آن به شکلی مناسب، شاه کلید حل مشکلات اقتصادی کشور است.


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید