اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

طی روزهای اخیر با انتشار خبر قتل جمال خاشقجی، انتقادها نسبت به حکومت عربستان به خصوص شخص محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور روز به روز افزایش پیدا می‌کند. از طرفی دیگر خالد بن سلمان سفیر عربستان سعودی در امریکا و برادر محمد بن سلمان به کشور خود بازگشته و خبرها حاکی از آن است که دیگر به واشنگتن باز نمی‌گردد و در حال حاضر نیز زمزمه‌هایی در خصوص برکناری محمد بن سلمان به گوش می‌رسد. آن چیزی که از همه این تحولات بر می‌آید این است که اکنون عربستان با دو موضوع جدی بعد از مرگ ملک عبدالله مواجه شده که بیش از هر زمان دیگری نمود پیدا کرده است. یکی از این موارد بحث جانشینی است و دیگری چالش جدی مدرنیسم و سنت‌گرایی در عربستان سعودی است که در لایه‌های سیاسی- اجتماعی این کشور در حال نمود است و اکنون فشار زیادی روی جامعه عربستان است. زیرا زمانی که جامعه وارد مرحله گذار شود دچار التهابات و اتفاقات متعدد و حتی پیش‌بینی نشده خواهد شد. از طرفی دیگر با شیوه غیرمعمولی که آقای سلمان به قدرت رسید، شروع به حذف افراد قدرتمند از عرصه سیاسی عربستان کرد. او در اولین گام برادر خود یعنی مقرن بن عبدالعزیز را از مقام ولیعهدی کنار گذاشت. دلیل اصلی این اقدام هم اختلافات طرفین در خصوص شروع جنگ یمن بود. سپس محمدبن نایف به عنوان ولیعهد منصوب شد اما پس از مدتی او نیز از قدرت تسویه شد تا فرزندش محمد جانشین او به عنوان ولیعهد منصوب باشد. اما این پایان کار نبود بلکه اندکی بعد تعدادی زیادی از افراد با نفوذ و قدرتمند عربستان برای مدتی در بازداشت قرار گرفتند. در این میان شاهزاده‌های سعودی از جمله فرزند ملک عبدالله نیز دستگیر شد و تعدادی از آنها از سمت‌های خود کنار گذاشته شدند تا هرچه بیشتر از قدرت و موقعیت آنها در عربستان کاسته شود. این موضوع نشان می‌دهد که یک تنازع قدرت جدی که تقریبا پدیده‌ای غیر مالوف در عربستان سعودی است اکنون در داخل خاندان سعودی‌ها نیز حاکم شده است. آمدن محمد بن سلمان جوان ناپخته و متوهم قدرت برای عربستان سعودی هزینه‌های اعتباری، حیثیتی و سیاسی زیادی را به بار آورده است. زیرا در هر پرونده‌ای که ایشان وارد شد آن پرونده با افتضاح تمام شکست خورد و برای عربستان سعودی هزینه به بار آورد. در دخالت نظامی عربستان سعودی در یمن با امید واهی که می‌تواند طی 2 هفته این جنگ را به پایان برساند ورود پیدا کرد. اکنون شاهد آن هستیم که نزدیک به 4 سال از این جنگ می‌گذرد و هیچ دستاورد سیاسی- نظامی برای عربستان به همراه نداشت و هیچ آینده روشنی برای آن نمی‌توان متصور بود که این برای سعودی‌ها یک شکست سنگین بود. گروگانگیری مفتضحانه و بسیار موهن و زشت سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان در ریاض و برخورد بسیار اهانت‌آمیزی که با ایشان شد تبدیل به یک آبروریزی بین‌المللی برای عربستان شد. سایر پرونده‌هایی که آقای محمد بن سلمان وارد آن شده همگی شکست خورده و موجب هزینه‌های اعتباری برای عربستان سعودی شده است. از همین رو به نظر می‌رسد به دلیل اینکه محمد بن سلمان هزینه‌های سیاسی‌اش برای عربستان افزایش پیدا کرده است، هم در داخل خاندان حکومتی عربستان سعودی از این شرایط ناراضی هستند و هم امریکایی‌ها نیز نگران شدند که در این تلاطم‌های سیاسی - امنیتی که عربستان سعودی قرار گرفته اساس سلطنت دستخوش تزلزل و بی‌ثباتی شود و همه آنها نیز برعهده آقای محمد بن سلمان است. برخی سناریوها حاکی از آن است که قتل آقای خاشقجی پوست خربزه‌ای زیر پای محمد بن سلمان بود که در موضوع این روزنامه‌نگار سعودی بدون اینکه مشکلی پیش بیاید محمد بن سلمان شخصا مسوولیت این کار را برعهده بگیرد و از سمت خود کناره‌گیری کند یا اینکه اختیارات او کاهش پیدا کند. این یکی از سناریوهای احتمالی است. اکنون از هر سناریویی که به موضوع نگاه کنیم وجهه عربستان در سطح بین‌المللی به‌شدت تضعیف شده است و ...

دیگر عربستان سابق نیست. بلکه عربستانی است که باید باج دهد و دیگر نمی‌تواند حرف مسلط یا اقدامات مخربی را مانند قبل انجام دهد. از همین این اتقاق اخیر موجب تبعات شدید برای عربستان به خصوص در سطح بین‌المللی و افکار عمومی داشت. زیرا بحث قتل خاشقجی مصداق بارز تروریسم دولتی است و تبعات این موضوع کماکان برای عربستان سعودی ادامه پیدا خواهد کرد.

در حال امریکایی‌ها به‌شدت نگران وضعیت ملک سلمان شده‌اند. چرا که اگر اتفاقی برای ملک سلمان رخ دهد و محمدبن سلمان ولیعهد باشد و به مقام پادشاهی دست پیدا کند بسیار سخت‌تر از هر زمانی امکان برکناری وی وجود دارد. از همین رو برخی اخبارها حاکی از آن است که محمد بن سلمان دیگر گزینه مطلوب امریکا نیست و بحث بازگشت دوباره بن نایف به سمت ولیعهدی مطرح است یا اینکه خالد بن سلمان برادر کوچک‌تر محمد بن سلمان جانشین وی شود که اکنون سفیر عربستان در ایالات متحده است و دیگر قصد بازگشت به واشنگتن را ندارد. از همین رو به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها حمایت خود از محمد بن سلمان برداشته‌اند، زیرا برای امریکایی‌ها بیش از فرد، ثبات عربستان سعودی مهم است و اگر بنا باشد بین ثبات و امنیت عربستان و فرد امریکا بخواهد گزینه‌ای را انتخاب کند حتما ثبات و امنیت عربستان را به شخص ترجیح می‌دهد.

در سفر آقای پمپئو، وزیر خارجه امریکا به عربستان نیز می‌توان گفت که این سفر بیشتر در راستای فروکش کردن این موج ضد عربستانی برای قتل خاشقجی بود و هم از سویی دیگر به مقامات سعودی تذکر داده شود که این وضعیت مطلوب نیست و باید شرایط به سرعت در مسیر عادی شدن سوق پیدا کند.


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید