دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

احمد چرایی| حالا که سرانجام، مجلس سنا یک معاون وزیر امور خارجه برای آفریقا منصوب کرده است و شورای امنیت ملی پرزیدنت دونالد ترامپ، یک مسئول ارشد برای آفریقا دارد، دیگر وقت آن رسیده تا آمریکا سیاست هایش را در این منطقه بهبود ببخشد. اگر آمریکا از رشد اقتصادی و تاسیس دولتی که نماینده مردم است، حمایت نکند، حملات تروریستی و مهاجرت های بی ثبات کننده به اروپا و آمریکا لطمه خواهد زد.

تنها عامل دردسر ساز در دنیای عرب، نفت نیست بلکه مردم هستند. همان مهاجرانی که به سمت کشورهای امن اروپایی حرکت می کنند و همچنین میلیون ها جوان عرب و آفریقایی که در سرزمینشان مانده اند. جنبش هایی که جوانان به راه می اندازند هنوز تهدیدی برای سرنگونی متحدان آمریکا در کشور های عربی، به حساب می آید. این بهار به اصطلاح عربی تمام نشده، فقط از عنوان خبری شبکه های غربی حذف شده است. بیشتر این مهاجرت ها و ناآرامی های داخلی دلایل یکسانی دارد.

با نگاهی به جنبش های "بهار عربی" در سال های 2010 و 2011، به دو علت ریشه ای پی می بریم، اگر چه سایر عوامل داخلی و منطقه ای نقش تشدید کننده داشتند.

یکی از دلایل اصلی، مسئله جمعیت شناسی است. جوامع عربی مانند یک هرم هستند که در نوک این هرم جمعیت بالای شصت سال، در میانه هرم جمعیت گسترده ای از سی سال تا شصت سال، و خیل عظیمی از جمعیت زیر سی سال، در قاعده این هرم قرار گرفته اند. در کشور های مراکش، الجزایر و تونس افراد زیر سی سال نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند. در حالی که افزایش فرصت های آموزشی برای دختران و زنان باعث کاهش میزان باروری شده است باز هم این رسم، سرسختانه وجود دارد که هر زن باید بیش از دو بچه بیاورد. به طور خلاصه، این میزان بیش از نرخ تجدید جمعیت است. به این معنی که رشد جمعیت در آینده نیز ادامه خواهد داشت. این وضعیت بر خلاف شرایط حال حاضر جمعیتی در اروپا و در بیشتر کشور های صنعتی است.

تمایل به داشتن شرایط سیاسی و اقتصادی بهتر نیز از عوامل موثر است. جمعیت عرب زیر سی سال به دنبال کار و بهبود شرایط اقتصادی و حق بیان در سیستمی هستند که بر آنها حکم فرما است. آنها خواهان شرایط اقتصادی آزادتری هستند که اجازه می دهد شرکت ها راحت شکل بگیرند و شغل هایی ایجاد شود که با دستمزدش بتوان ازدواج کرد و خانواده ای را چرخاند. آنها حکومت هایی آزادتر می خواهند که اهداف اقتصادی آنها را با کاغذ بازی های اداری برای گرفتن مجوز (و گاهی هم درخواست رشوه برای دور زدن قانون) سرکوب نمی کند. حکومتی که مقاماتش نگرانی های مردمش را می شنوند.

این ها دقیقا همان چیز هایی است که تظاهرات کنندگان در آغاز بهار عربی از مسئولین می خواستند و این نیاز های اساسی هنوز تغییر نکرده است.

آنچه تغییر کرده رهبری جنبش بوده است. در بسیاری از کشورهای عربی، اخوان المسلمین و سایر گروه های رادیکال اسلامی، کنترل تظاهرات را بر عهده گرفته اند. زمانی که اخوان المسلمین مسئول تظاهرات بود، خواسته ها بیشتر مذهبی و نمادین شده بود – که باعث شد حمایت مردم از شورش ها از بین برود.

اکنون جنبش جوانان، دوباره در رسانه های اجتماعی ظاهر شده است. جایی که فیسبوک و توییتر این اجازه را به آنها می دهد که جمعیت جوان مجازی زیر سی را با خود همراه کنند. در این فضای مجازی اخوان المسلمین هیچ قدرتی ندارد. عوامل حکومت نیز قدرتی ندارند. در نتیجه، رهبران این جنبش ها که به دنبال رشد اقتصادی و حکومت منتخب مردم هستند، از این طریق مخاطبان خود را به صورت آنلاین رهبری می کنند که چالشی رو به رشد برای برخی از دولت ها به حساب می آید.

افزایش نا آرامی های داخلی، باعث افزایش تمایل به مهاجرت می شود.

مراکش از راه دریا تنها 9 مایل با اسپانیا فاصله دارد. قاچاقچیان، جوانان را از کانال عبور می دهند و از جهان سوم به جهان اول می رسانند. امسال صد ها نفر، که امید یک زندگی بهتر را داشتند، جان خودشان را در دریای مدیترانه از دست دادند.

بنابراین، تحقق اصلاحات امری ضروری است. مراکش باید سالیانه حداقل 7 درصد رشد اقتصادی داشته باشد تا بتواند فارغ التحصیلان را جذب و مشغول به کار کند.

پادشاهی مراکش الگوی جدیدی برای پیشرفت ارائه داده است که در آن همبستگی اجتماعی و برابری منطقه ای تقویت خواهد شد. این الگو همچنین فرصت های بیشتری برای کشاورزان، صاحبان کسب و کارهای کوچک و اهل فن فراهم می کند.

این یک پروژه بزرگ است زیرا الگو فعلی تمرکزش بر بخش های صنعتی، مانند تولید خودرو، است. در حالیه شرکت رنو به همراه چند قطعه ساز خودرو دیگر، کارخانه هایی در نزدیکی شهر طنجه تاسیس کرده اند، اما مسئله بیکاری جوانان را حل نمی کند و باعث ایجاد نابرابری بین مناطق شهری و حومه می شود.

اما این رویکرد جدید باید از جانب آمریکا مورد حمایت قرار گیرد. مراکش که در حال حاضر، همراه آمریکا در مبارزه با تروریسم است، باید در رشد اقتصادی و اصلاحات سیاسی شریک آمریکا باشد. مراکش به کمک های امریکا نیاز خواهد داشت چون باید به نهادهای بین المللی، از جمله بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، دسترسی داشته باشد. چشم انداز مشترک رشد اقتصادی و حکومت دموکراتیک، جنبش های جوانان را راضی خواهد کرد، جهان عرب را تغییر خواهد داد، و از جریان مهاجرت خواهد کاست (مسئله ای که از لحاظ اقتصادی و سیاسی در حال بی ثبات کردن اروپا است).

اگر آمریکا این موقعیت را نادیده بگیرد، آن موقع عواقبش فاجعه بار خواهد بود. مهاجران بیشتری جانشان را در دریاهای آزاد از دست خواهند داد و به بی ثباتی اروپا افزوده خواهد شد. و اگر جنبش های جوانان به این باور برسند که دموکراسی نمی تواند برای آنها شغل ایجاد کند و آرزو هایشان را تحقق ببخشد، آن گاه گروه های اسلامی تندرو قدرت خواهند گرفت. اختلاف نظر ها به شکل بمب در خواهند آمد و در کازابلانکا و بیرون کاخ سفید منفجر خواهند شد.

*نشنال اینترست



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

تعاملات مالي،پرداخت الکترونيکي،سرگرمي
ايوا آگهی