اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

سیروس مهرانی-روانشناس ورزشی| کی‌روش یک مربی خوش‌تیپ، خوش‌اندام و خوش‌پوش است و بسیار خوب فکر می‌کند. از این‌ها مهم‌تر او فکر‌هایش را عملی می‌کند. این موضوع برگ برنده سرمربی تیم ملی نسبت به مربیان خارجی دیگر است. او خیلی خوب علمش را در مورد فوتبال عملی می‌کند. ما مربیان بسیاری داریم که «اطلاعات‌مند» هستند، یعنی اطلاعات‌شان را نمی‌توانند عملی بکنند. کی‌روش کمتر وارد بازی‌های احساسی با جهان پیرامون خودش می‌شود. اگر بخواهیم کی‌روش را مورد بررسی قرار بدهیم، دوست دارم سه مدل رفتاری او را از بین رفتارهایش در این سال‌ها بیرون بکشم. اول رفتار او با سیدمهدی رحمتی، دوم رفتار او با برانکو، و سومی هم عدم حضور کی‌روش در فینال لیگ قهرمانان. در رابطه با رحمتی، می‌بینیم که کی‌روش واکنشی به نام «لجبازی» نشان می‌دهد. در مورد برانکو هم اگر بخواهیم به صورت عام نگاه کنیم باز هم شاهد لجبازی هستیم. پس موضوع سوم هم احتمالا لجبازی باشد. می‌توان گفت که کی‌روش آدم لجبازی است. این مکانیزم او برای برخورد در تنگناها و شرایطی است که احساس می‌کند خطری او را تهدید می‌کند. این مکانیزم رفتاری می‌خواهد او را از چه چیزی دور کند؟ پاسخ این است که او می‌خواهد از اضطراب دور باشد. پس کی‌روش بسیار سعی می‌کند خودش را از محرک‌های اضطراب‌انگیز دور نگه دارد. کی‌روش دوست ندارد وارد بازی‌های اضطرابی بشود و اگر احیانا وارد این بازی شد، با مکانیزم لجبازی خودش را از آن نجات می‌دهد. در رابطه با کاراکتر وی می‌توان گفت که او یک انسان اقتدارگرا و مقتدر است. در رابطه با مهدی رحمتی شاهد هستیم که او چند چیز را برنمی‌تابد. هر عاملی که باعث شکسته شدن اقتدارش بشود، بلافاصله به او اضطراب وارد می‌کند و او با لجبازی اضطرابش را پایین می‌آورد و مساله را حل می‌کند. اگر در مورد عوامل اقتدارشکن دقت کنیم و مجادله کی‌روش و رحمتی را در آن بازه زمانی ببینیم، می‌توانیم نتیجه بگیریم که کی‌روش از غر زدن، سرزنش کردن و مقایسه کردن بدش می‌آید. در جامعه ما چنین چیزی مرسوم است. در روابط بین فردی و به خصوص در جامعه فوتبال، بین مربی و بازیکن چنین چیزی رسم است. معمولا چنین تهاجم‌هایی از سوی بازیکنان وجود دارد و چون بازیکنان نسبت به مربی جایگاه پایین‌تری دارند با استفاده از این سلاح می‌خواهند حرف خودشان را بزنند. این موضوع تبدیل به عادت شده و در فرهنگ عامه ما هم وجود دارد. حتی بازیکنان لژیونر ما هم دچار این وضعیت هستند. اگر مساله رحمتی را موشکافی کنیم، می‌بینیم که مساله هم غر زدن بوده، هم سرزنش کردن و هم مقایسه. کی‌روش در مواجهه با چنین محرک‌هایی بلافاصله احساس اضطراب می‌کند و مکانیزم لجبازی را آغاز می‌کند. ماحصل این اتفاق این است که رحمتی سال‌هاست به تیم ملی دعوت نمی‌شود.

مساله دوم در مورد آقای برانکو هم‌چنین است. کی‌روش چنین محرک‌هایی را از طرف برانکو هم دریافت می‌کند و واکنش نشان می‌دهد. او اصلا خوشش نمی‌آید که کسی او را زیر سوال ببرد. از غر زدن دیگران اصلا خوشش نمی‌آید. در این مورد دیدیم که چقدر علنی در حالی که به دیگران القا می‌کند دوست ندارد وارد حواشی شود، وارد گود می‌شود. چون شخصی از خطوط قرمزش رد شده است.

درباره مساله سوم هم باید گفت که قصه از همین قرار است. یکی از دلایلی که کی‌روش وارد استادیوم نشد، مربوط به شخصیت اوست. در واقع همان رویکردی است که کی‌روش شدیدا از افراد و مکان‌هایی که به او اضطراب وارد می‌کنند، دوری می‌کند. زندگی خصوصی او در تهران هم موید این مساله است. او جوری نقشه کشیده و درخواست‌هایی از فدراسیون داشته که حقایقی را در مورد شخصیتش به ما بازگو می‌کند. او خواسته در مجتمعی زندگی کند که برای تامین مایحتاج روزانه مجبور به خروج از آنجا نشود. تا کمتر مجبور شود به داخل شهر بیاید. حتی برای رانندگی هم درخواست راننده کرده است. چون تحمل ترافیک اضطراب‌آور تهران را ندارد. در چنین موقعیتی مثل استادیوم هم که شاید از طریق تماشاگران غر زدن، مقایسه کردن و سرزنشی وجود داشته باشد، خودش را درگیر نمی‌کند و اصلا وارد چنین فضایی نمی‌شود.

اگر به صورت اجمالی رفتار کی‌روش را بررسی کنیم، گویا دقیقا شخصیتی است که اولویت‌بندی دارد. همه‌چیز برای او اولویت دارد و این از ویژگی‌های خوب سرمربی تیم ملی است. او می‌تواند تشخیص بدهد در هر لحظه از زندگی‌اش به کدام اولویت بپردازد. او در لحظه توان این را دارد که بداند موضوع در مورد کدام اولویتش است و این اولویت در درجه چندم است و کدام اولویت‌هایش را به خطر می‌اندازد. این اولویت‌ها می‌تواند تیم ملی، خانواده یا طرفداران باشند. او بسیار محکم روی اولویت اصلی خودش پافشاری می‌کند و برای ما که از بیرون به او نگاه می‌کنیم، این شائبه ایجاد می‌شود که چرا به اولویتی که ما دوست داریم، توجه نمی‌کند. در حالی که او یک استانداردی در ذهنش دارد و بر اساس همین استانداردها تصمیم می‌گیرد، نه بر اساس اولویت‌های دیگران. سلسله‌مراتب ذهن او بسیار دقیق است و این همیشه برای ما چالش‌برانگیز است. بارها در چالش‌های او با فدراسیون دیده‌ایم که کی‌روش طبق اولویت‌بندی عمل می‌کند.

رفتار کی‌روش در فوتبال ایران نشان‌دهنده شناخت بالای او از جامعه و فوتبال ایران است. او می‌داند در سیستمی که اصلا قائل به سیستم نیست و نمی‌توان یک کار سیستماتیک انجام داد و همیشه از خارج از سیستم، می‌توان وارد سیستم شد و آن را دستکاری کرد، باید کارهایی انجام بدهد. او سیستم مخصوص خودش را طراحی کرده و بدون توجه به ضوابط موجود، خودش را در راس این سیستم قرار داده است. می‌توانم بگویم که کی‌روش «تک ‌سیستم» است. کسی که بخواهد در این مدل نابسامان یک سیستم تعیین کند که حتی رییس فدراسیون نتواند وارد آن بشود، «تک‌ سیستم» شده است. او می‌تواند هر چه را که دلش می‌خواهد بیان کند و هر چه را که دلش می‌خواهد نشنیده بگیرد. همین دو ویژگی باعث شده گوشش بدهکار کسی نباشد و به واسطه هر چیزی به زبان آوردن، مورد نقد قرار بگیرد. در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و در جامعه می‌بینیم که این رفتارهای او نقد می‌شود. در حالی که من فکر می‌کنم برگ برنده کی‌روش همین است و همین باعث موفقیت او شده است. کی‌روش با این مدل می‌تواند سالیان سال این سیستم را داشته باشد و نتیجه هم بگیرد؛ حتی اگر در بخش‌های دیگر فوتبال چنین سیستمی نداشته باشیم.

اگر بخواهم در مورد این مربی شیک‌پوش یک نتیجه بگیرم، این است که کی‌روش یک مربی خوش‌فکر، خوش‌رفتار، خوش‌احساس و البته خوش‌اندام است. این‌ها نشان‌دهنده این است که ماشین رفتاری‌اش را خیلی قشنگ حرکت می‌دهد و بسیار خوب رو به جلو می‌رود. به همین خاطر منتقدین خیلی سعی کرده‌اند ایشان بر پایه احساس و تغییرات عصبی و هورمونی حرکتی انجام بدهد که اصطلاحا دنده‌عقب برود تا موجب خرابی در این ماشین رفتاری بشود، اما هیچ‌کس موفق به این کار نشده است. کی‌روش بر پایه فکر و عملش حرکت می‌کند و به خوبی به جلو می‌رود. ما به خاطر اینکه جامعه‌ای مضطرب و عصبی هستیم، گاهی اوقات این رفتار به مذاق‌مان خوش نمی‌آید. ایشان با استفاده از لجبازی که در جامعه ما مورد نکوهش قرار می‌گیرد ولی بسیار استفاده می‌شود، به خوبی کاری را که می‌خواهد انجام می‌دهد. هیچ کس نتوانسته اقتدار او را بشکند و سیستمش همچنان پابرجاست. اگر بخواهم جام جهانی را مثال بزنم، می‌بینیم که تیمش مقتدرانه حرکت کرد و خالی از اضطراب کارش را پیش برد. هرچند در همان مقطع من یک نقد روانشناختی نسبت به بازی‌ها داشتم، ولی در کل دیدیم که اقتدار تیم و شخصیت کی‌روش حفظ شد. ای ‌کاش مربیان ما می‌توانستند این کار را انجام بدهند. ایشان در سیستمی بزرگ شده که باعث شده توانایی انجام این کار را داشته باشد. شخصیتی مثل ناصر حجازی خیلی مثل کی‌روش بود اما چون در ایران بزرگ شده بود، نتوانست کارهایی را که می‌تواند، پیاده کند. مدل وطنی کی‌روش ناصر حجازی بود. خوش‌تیپ، خوش‌فکر و با آگاهی. او نتوانست مکتب یا سیستمش را در این فوتبال جا بیندازد، اما کی‌روش چون از جایی دیگر آمده، موفق شد.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید