صبح نو/ متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

هر روز که یک کتاب جدید از اندیشه‌های غرب می‌خواند به فکر پیاده‌کردن همان نظریه و فرمول در داخل کشور می‌افتد، صحبت از تئوریسین جریان اصلاحات است همان کسی که نظریه‌پردازی‌هایش، آثار و عواقب خاصی میان رفورمیست‌های وطنی دارد. از آقای سعید حجاریان سخن می‌گوییم؛ کافی است تا کلیدواژه‌ای را مطرح کند تا بلافاصله در جریان اصلاحات و به‌خصوص از سوی رسانه‌های این جریان کلید زده شود.

استفاده بیش از حد حجاریان از تئوری‌های تئوریسین‌های غربی او را به چالش کشیده است، همین نگاه باعث شده این آقایان یک روز موضوع همکاری با روحانی را مطرح کرده اما زمانی که برای رسیدن به نرمالیزاسیون موفقیتی حاصل نکردند پروژه عبور از روحانی را پی بگیرند. حال این تئوریسین مقلد غرب در جدیدترین اظهارنظر خود با استفاده از کلید‌واژه‌هایی همچون «آشوب خیابانی» و «اسقاط نظام» و با تشبیه شرایط کشور به شرایط «عام‌البلوی!» و سرخورده از بی‌اعتنایی پابرهنگان؛ منتظر رویارویی کفشدارها با یگان ویژه است.

او در گفت‌وگویی با یک درگاه اینترنتی با بحرانی نامیدن قضایای مربوط به کارگران، معلمان و بازنشستگان می‌گوید: «هر یک از این اقشار، مستعد اعتراض و حضور در خیابان هستند. زیرا امروزه الگوی غارت تغییر پیدا کرده و دیگر منحصر به یک مؤسسه مالی متخلف و گران‌فروشی لوازم کامیون‌ها نیست و عمومیت یافته است. شاید از این‌ها هم فراتر برویم و بحران دارو کشور را فرا‌بگیرد. به‌نحوی که سلامتی و حیات افراد به‌شدت تحت خطر قرار بگیرد و ذیل چنین شرایطی، مهاجرت داخلی شدت بگیرد؛ یعنی توانمندها به پایتخت بیایند و پایتخت‌نشین‌ها به خارج کشور بروند.
حجاریان ادامه می‌دهد: «در شرایط عام‌البلوی امکان دارد مردم و نیروهای نظامی مقابل یکدیگر قرار بگیرند، زیرا سیاست خیابانی می‌شود. این نشانه‌ها به ما می‌گویند، دورنمای روشنی نخواهیم داشت، به‌ویژه زمانی‌که فصل رقابت‌های انتخاباتی فرا‌ برسد و شکاف‌ها بیش از پیش نمایان شود.»

او سپس به تاکتیک اصلاحات برای بسیج نیروها علیه حکومت اشاره می‌کند و می‌گوید: « تاکتیک اصلی اصلاحات، سازماندهی نیروها از پایین است. این روش در گسترش احزاب، سازمان آهنین، بسیج توده‌ای و انواع سازمان‌های مردم‌نهاد متجلی می‌شود و حتی بعضی مواقع می‌توان به نافرمانی مدنی فکر کرد. اساساً معتقدم فشار از پایین با انتخابات پدید نمی‌آید. پس باید گفت، پروژه اصلاحات به انتخابات گره نخورده است. زیرا انتخابات به‌معنای کنونی آن، مصداق گدایی قدرت است. اصلاحات صدقه‌بگیر نیست و اگر مکنت دارد، باید با اتکا بر آن به بازار سیاست برود. اگر پول بازار سیاست را نداشتیم، باید تلاش کنیم آن را کسب کنیم نه آنکه به هر جنس بُنجلی تن دهیم. این گفتمان باید تحکیم و ترویج شود.»
این گفته حجاریان در حالی است که پیش از این نسخه فتح سنگر به سنگر از طریق انتخابات را برای هم‌طیفی‌های خود پیچیده بود و در انتخابات‌92 نیز زمانی‌که دیدند کاندیدای آنان توانایی جذب رأی مردم را ندارد از روحانی که او را بعداً رحم اجاره‌ای نامیدند، حمایت کردند و حال هم با نگاه به انتخابات‌1400 پروژه عبور از روحانی را در‌پیش گرفته‌اند تا جایی که حجاریان گفته است: «شاید بهتر بود اساساً عطای انتخابات را به لقایش می‌بخشیدیم و سرنوشت اصلاحات را به دولت روحانی گره نمی‌زدیم.»

اصلاح‌طلبان که خود را هم پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری و هم مجلس و شوراهای اسلامی می‌دانستند امروز سرخورده از ناکارآمدی الگوی مدیریتی خود هستند، نه گزینه مورد حمایت آنان در دولت به موفقیت دست یافته است و نه نمایندگان امید توانستند کارنامه خوبی از خود برجای بگذارند تا جایی‌که حتی بزرگان جریان اصلاحات نیز از آنان برائت جستند.
حال که آقای تئوریسین می‌داند اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده جایی در سبد رأی مردم نخواهند داشت می‌گوید نباید سرنوشت اصلاحات را به قدرت گره بزنیم. او حالا به جای تئوری سازش، تئوری مقاومت را توصیه می‌کند و از تجمع سلولی سخن می‌گوید.

او با این ادعا که «اسقاط دولت ایدئولوژیک از اوجب واجبات است» می‌گوید: «نگاه مشارکتی طولانی‌مدت بود و افق داشت اما نگاه مقابل این‌گونه نیست. نگاه فن‌سالاران و هاشمی به دلایل مختلف از جمله ضعف عملکرد دولت سازندگی و خصوصیات شخصی رییس‌جمهوری وقت شکست خورد، روحانی نیز همان مسیر را می‌رود و هم‌عاقبت با هاشمی است. من معتقدم، راه مشارکت همچنان پاسخگو است و با فشار از پایین می‌توان کفه را به نفع اصلاحات سنگین کرد اما مشکل آن است، در پایین کاری صورت نمی‌گیرد و انتظار می‌رود بالا خود‌به‌خود اصلاح شود.»
او سپس نسخه نافرمانی مدنی می‌پیچد و برای رسیدن به آن این‌گونه تز می‌دهد: « نافرمانی مدنی در خلأ شکل نمی‌گیرد. پیش از آن، ابتدا باید تجمع سلولی داشت و اقداماتی مانند کتابخوانی، جزوه‌خوانی و… صورت داد و سپس تجمع‌های موضوعی و بعد هم تجمع‌های سراسری انجام شود. بعد از این‌هاست که نوبت نافرمانی فرامی‌رسد. در نافرمانی مدنی، افراد با علم به جریمه شدن دست به عمل می‌زنند. مثلاً حکومت رفتن به یک مجلس ختم را منع می‌کند، ولی همگی به شکل سازمان‌مند به مجلس می‌روند به قیمت آنکه همگی دو ماه زندان بروند و آزاد شوند. این‌ها همچنان در ظرف پروژه اصلاحات می‌گنجد ولی شرط آن ابتکار، سازمان‌مندی و تحلیل درست از شرایط است.»
حجاریان پیش از این هم «آدرس خیابان» را به مردم داده و با اتکا به «سیاست خیابانی» تأکید کرده بود که خواسته‌هایشان را از راه خیابان به دست بیاورند. او زمانی در اشاره به حضور چند صد نفر در تشییع یک خواننده جوان درگذشته گفته بود: «موضوع فشار افکار عمومی است که باید ایجاد شود...همین مردم برای پاشایی به خیابان آمدند و حمایت کردند. باید برای دیگر خواسته‌ها هم فشار اجتماعی وارد کنند»
و جالب‌تر آنکه آقای خاص اصلاح‌طلبان در مصاحبه‌ای دیگر با روزنامه «شرق» نیز با تصویر «فردای براندازی» می‌گوید: اصلاح‌طلبی نمی‌میرد؛ چه در دوره شاه، چه در دوره جمهوری اسلامی و چه در سایر ادوار!

اما شعار پایان اصلاح‌طلبی و اصولگرایی که توسط منافقین در ناآرامی‌های دی‌ماه گذشته مطرح شد اخطاری به آقای تئوریسین است که اگر کشتی سوراخ شود همه غرق خواهند شد.
البته این نخستین‌بار نیست که اصلاح‌طلبان تندرو ساز ناسازگاری کوک می‌کنند و تئوری‌های اصلاحات را ضامن بقای جامعه می‌دانند! سال گذشته علیرضا علوی‌تبار از فعالان اصلاح‌طلب گفته که اگر اصلاحات نشود، در ایران قیامت می‌شود و آن موقع خشونتی ایجاد می‌شود اما از دلش انقلاب بیرون می‌آید! عمادالدین باقی نیز پیش از این نسخه پیاده شدن از «قطار انقلابی‌گری» و آقای بهزاد نبوی هم منسوخ شدن انقلاب را مطرح کردند.

اما این سؤال از این طیف افراد مطرح است که هشت سال تمام زمام اجرایی کشور در اختیارتان بوده و اکنون نیز حدود پنج سالی است که رییس‌جمهوری و دولت مورد انتظار و مورد حمایت‌تان در رأس قوه اجراییه است، بنابراین چه کسی و چه دستگاهی باید اصلاحات مدنظر آقایان که قطعاً هیچ ارتباطی هم به دغدغه‌های معیشتی و اقتصادی مردم ندارد، انجام دهد؟خوب است علوی‌تبارها، تاج‌زاده‌ها و حجاریان‌ها بدانند دوره نسخه‌نویسی و تعیین تکلیف کردن‌ها سپری شده است. آنان بهتر است به‌جای تهدید و فرصت‌طلبی پاسخگوی اعمال خود در فتنه‌88 باشند. بهتر است بدانند اعتراض‌های اخیر که حالا سنگ بنای تحلیل این جریان شده است، مبنای تهدید برای نظام نبوده و بهتر است به این مسأله فکر کنند که چطور می‌توانند به دولت که خود نیز حامی اصلی آن بوده‌اند در مهار مشکلات و بحران‌ها کمک کنند.

حسین الله‌کرم در مصاحبه با «خبرآنلاین» در پاسخ به این سؤال که چرا حجاریان و هم‌طیفی‌های او از روحانی عبور کرده‌اند، می‌گوید: «ریشه این رفتارهای اشتباه امثال آقای حجاریان، اتخاذ تئوری‌های تئوریسین‌های غربی است؛ نکته این است که نظریه‌پردازان غربی در چارچوب دیدگاه‌های ماتریالیستی دست به نقد انقلاب‌ها می‌زنند اما از آنجا که انقلاب اسلامی ایران انقلابی غیر ماتریالیستی بوده و ریشه‌های معنوی گسترده‌ای دارد در آن قالب قابل بررسی نیست. از این رو می‌توان ریشه تحولات سریع گفتمانی در دیدگاه‌های اصلاح‌طلبان را بر‌اساس استفاده بیش از حد آن‌ها از تئوری تئوریسین‌های غربی و ماتریالیستی دانست.»

اصلاح‌طلبان خود را سردمدار توسعه سیاسی کشور می‌دانند و اگر امروز در سیاست یا حوزه‌های دیگر نقصی وجود دارد، یادشان نرود که سرآغاز این نقایص در دوران سازندگی و اصلاحات آغاز شده و معایب امروز بی‌ارتباط با آن دوران هم نیست. آقایان ابتدا باید توجه کنند که اگر از همان ابتدای سازندگی و اصلاحات سنگ اول سازندگی را بر معیارهای عقلایی می‌گذاشتند نه حزب‌بازی به بهانه توسعه سیاسی، وضعیت ما نه‌تنها این‌گونه نبود بلکه دیوار از پیش کج بنا شده هم نیاز به مرمت نداشت. درگیری‌های فراوان و زد و خوردها در پارک‌ها و دانشگاه و حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن و نهایت وقایع سال‌88 گوشه‌ای از خرابکاری‌هایی بود که به همت این افراد شکل گرفت اما نه قیامتی بود و نه سقوطی. مردم ایران آگاه به مسائل و امور کشور بوده و هستند و در بزنگاه‌های مختلف با حضور در صحنه انقلاب مانع از هر اقدام ضدامنیتی و ضدانقلابی شدند.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید