اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

آیت‌الله سیستانی یکی از مهم‌ترین اقطاب در حوزه علمیه شیعه محسوب می‌شوند. ایشان در سپهر فقاهت و ارتباط آن با گستره سیاست، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخی به شمار می‎آیند. مرجع تقلیدی که با حد بالایی از اعتماد و اطمینان دینی و سیاسی نه فقط در عرصه تشیع بلکه در فراخنای امت اسلامی و حتی فراتر از آن در حوزه روابط بین‌الملل شناخته می‌شوند.

آیت‌لله سیستانی از نفوذ شخصیتی بسیار بالایی در لایه‌های گوناگون افکار عمومی، چه در بین توده‌ها، چه در بین خواص، چه در محیط نزدیک، چه در محیط‌های میانی و چه در محیط بین‌الملل مطرح است؛ از این رو سخنان، رویکردها و کنش‌های ایشان در ارتباط با هر موضوعی، می‌تواند اثرات عمده‌ای در حوزه‎های گوناگون از خود بر جای بگذارد. نوع برخورد آیت‌الله سیستانی با مسائل فرهنگی و سیاسی در گستره منطقه‌ای و بین‌المللی در عرصه بسیار پرالتهاب کشورهای اسلامی و بالاخص در حوزه تفسیر سیاسی و اندیشه مذهبی شیعه، جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. با این وصف، دیدار رییس‌جمهور ایران با چنین شخصیتی را اتفاق بسیار مهمی باید دانست.

وقتی خبر قریب‌الوقوع بودن این دیدار منتشر شد، خیلی از رسانه‌ها و خبرگزاری‌‎ها با دیده تردید در آن نگریستند. تصور می‌کردند که چون آیت‎الله سیستانی که در پذیرش درخواست‌های ملاقات معمولا بسیار حساس هستند و هرگز به سهولت افراد را به حضور نمی‌پذیرند، در پذیرش درخواست دیدار با رییس‌جمهور ایران هم رفتار مشابهی داشته باشند. در حالی که جایگاه آقای روحانی به عنوان رییس‌جمهور ایران و بالاتر از آن به عنوان یک روحانی مورد قبول در عرصه شیعی‌گری و روحانیت شیعه، تفاوت ایشان را با روسای جمهور سایر کشورها نشان می‌دهد و موضوع از این حیث، اهمیتی جدی پیدا می‌کند. رد شدن درخواست ملاقات روسای جمهور دیگر از سوی آیت‌الله سیستانی از جمله رییس‌جمهور سابق ایران، اهمیت آقای روحانی را بیش از پیش نشان می‌دهد. در وضعیتی که فشارهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بر دولت ایران و شخص آقای روحانی و تیم ایشان در قوه مجریه مشهود است و با وجود کوشش‌های دولت، پیامد بسیاری از ناکامی‌ها و شکست‌ها به جای اینکه به عوامل اصلی آنها برگردد، متوجه دولت می‌شود، دیدار آقای روحانی با آیت‌الله سیستانی جدای از اینکه چه مباحثی در آن مطرح شده، اهمیت بسیار زیادی دارد. میشل فوکو، فیلسوف معروف فرانسوی، کنش گفتمانی را آن دسته از اعمال و کنش‌هایی می‌داند که به محض پیاده شدن، نتایج و پیامدهای خود را با خویش همراه می‌کند؛ لذا نفس دیدار رییس‌جمهور ایران با آیت‌الله سیستانی یک کنش گفتمانی است و با توجه به ابعاد مذهبی و سیاسی موضوع، برای آقای روحانی در بافت موقعیتی کنونی، یک امتیاز ویژه به حساب می‌آید.درباره محتوای گفت‌وگوی انجام شده در آن دیدار، هنوز مطلبی نقل نشده است اما از مباحثی که جا داشت در آن دیدار مطرح شود و چه بسا شده باشد، یکی چالش‌های فراروی کارآمدی حکومت دینی در ساختار نظام قدرت سیاسی است. یک حکومت دینی باید به صورت شفاف در امر سیاسی پاسخگوی میزان قدرتی باشد که از سوی موکلین به او اهدا شده است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اصل پنجاه و ششم این قانون آمده است که حاکمیت از آن خداست و هم‌ اوست که این حاکمیت را به مردم تفویض کرده و هیچ‌کس در هیچ زمانی حق ندارد این موهبت خدادادی را از مردم سلب کند. بنابراین تمام عناصر حکومتی به میزان قدرتی که در دست دارند، باید پاسخگوی خداوند و مردمی باشند که به اذن خداوند به آنها رأی داده‌اند و آنها را در هر مقامی در حوزه‌های گوناگون حکومت دینی، منتخب کرده‌اند. اینجاست که باید چالش‌های فراروی استحکام و استمرار یک حکومت دینی، آن هم از نوع شیعی در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران، مطرح و تخریب‌ها و آسیب‌های ناشی از تهدید‌های برونی و ضعف‌های درونی در قالب قدرت مرجعیت شیعی مورد توجه قرار بگیرد. از طرف دیگر ایجاد وحدت عملی میان حوزه‌های علمیه در بازتعریف جدی این وضعیت و رویکردهای اصیل سیاسی در حوزه حکومت دینی در عرصه پرشتاب تغییر و تحولات بین‌‎المللی باید مد نظر قرار بگیرد. جهان در آستانه انقلاب صنعتی پنجم و عصر هوش مصنوعی است اما جهان اسلام و کشورهای اسلامی درگیر تعصبات مذهبی، فرقه‌ای و جناحی سیاسی در لایه‌های گوناگون هستند. اگر امت اسلامی به بحث توسعه ملی در قالب‌های گوناگون علمی و اقتصادی توجه نکند، از این جهش تاریخی عقب خواهند ماند و این به هیچ رو به نفع اسلام و کشورهای اسلامی نیست.


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

کل ايرانو مثل کف دستت بلد باش
بلد آگهی