ایران/ « چرا باید امید داشت؟ » عنوان ستون "اول دفتر" روزنامه ایران است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

هنگامی که شرایط سخت می‌شود و مشکلات نمود بیشتری پیدا می‌کند، چه واکنشی می‌توان از خود نشان داد؟ اولین واکنش، یأس و ناامیدی و انفعال است. گویی که باید تسلیم شرایط شد و کارها را رها کرد تا خودش به سرانجام برسد. این بدترین نوع رفتاری است که می‌تواند از یک نفر یا گروه سر بزند. واکنش بهتر و سازنده‌تر، داشتن امید و رفتار کنشگرانه است. امید داشتن از یک سو نگاه ما را به واقعیت بهبود می‌بخشد، و بخش‌های پر لیوان را نیز می‌بینیم. جوانه‌های موفقیت و بهبوددهنده را برجسته می‌کند و به چشم دیده می‌شوند. از سوی دیگر فرد یا جامعه را به جوشش و فعالیت وامی‌دارد. اتفاقاً نکته‌ای که مورد غفلت واقع می‌شود، معنای زندگی است. زندگی واقعی در همین سرزندگی و کنشگری است اگر موفقیتی به دست آمد که چه بهتر و اگر همراه با موفقیت نبود، خود را سرزنش نخواهیم کرد که چرا پیشتر اقدامی نکردیم.
به علاوه ناامیدی و انفعال، بدون تردید به شکست و عدم موفقیت منتهی خواهد شد، در حالی که امید و کنشگری، دریچه‌های موفقیت را به روی ما باز خواهد کرد. از همه مهم‌تر اینکه ناامیدی را می‌توان مترادف خودکشی از ترس مرگ دانست! کاری که منطقاً ایراد دارد. ناامیدی به معنای آن است که برای خودمان و توانمان در بهبود شرایط، اعتباری قائل نیستیم. در حقیقت ناامید بودن در درجه اول نفی وجودی خودمان است، بیش از آنکه به معنای وجود کاستی‌ها و بن‌بست‌های بیرونی باشد، از بن‌بست‌های درونی حکایت می‌کند. اینها تنها دلیل و توجیه ما برای خوش‌بینی و امیدواری نسبت به آینده نیست. دلیل دیگری هم وجود دارد که باید مورد توجه قرار داد. جامعه ایران در یک مرحله جدی تحولات اجتماعی و تاریخی است. تحولات داخلی و خارجی آن دیر یا زود به جایی خواهد رسید که به ثباتی نسبی منجر خواهد شد ولی مثل هر جامعه دیگر، در جریان تاریخی این تحولات ابتدا مشکلات بیشتر می‌شود و عبور از آنها جز با صبوری و شکیبایی میسر نیست. فراموش نکنیم که ظرفیت‌های داخلی ایران برای عبور از این وضعیت به نسبت فراوان است که اگر چنین ظرفیتی را نمی‌داشتیم، تاکنون بارها باید تسلیم مشکلات می‌شدیم.
اولین و مهم‌ترین ظرفیت ایران، در سیاست آن نهفته است. ظرفیتی که طی سه دهه گذشته هرازگاهی که امکان بروز یافته، مشکلات بسیاری را حل کرده است. سال 1398 نیز به دلیل وجود انتخابات مجلس، می‌تواند یکی از این مقاطع باشد. هر انتخابات به میزانی که واقعی باشد به همان میزان یک انرژی جدیدی را به کشور تزریق می‌کند که هم در حوزه داخلی و هم در روابط خارجی تأثیرات شگرفی می‌گذارد.
ظرفیت اقتصادی و فناوری کشور را نباید دست‌کم گرفت. کشوری که سال‌ها تحت تحریم است، می‌تواند در عسلویه به گونه‌ای رفتار کند که فازهای جدیدی را به بهره‌برداری برساند و میزان برداشت ایران از شریک قطری جلو بیفتد یا در بخش فناوری فضایی دستاوردهایی را داشته باشد که مورد توجه جهانیان است، در عرصه کشاورزی و تولید محصولات آن، تحولات چشمگیری داشته است، در کالاهای مهم و استراتژیک به حد زیادی از تولید برسد که نگرانی از تأمین آن نداشته باشد. پتروشیمی، فولاد، سیمان، برق و ماشین‌آلات و... همگی نشانه‌ای از ظرفیت‌های بزرگ اقتصادی است. هرچند به لحاظ سیاستگذاری در قیمت انرژی و ارز و در نتیجه سیاست‌های پولی و بانکی دچار وضعیت ناخرسندکننده‌ای هستیم که برون‌رفت از آن نیازمند اجماعی ملی است. ظرفیت نیروی انسانی ایران نیز بی‌بدیل است. چه آن نیروهایی که در حال حاضر در بیرون از ایران به فعالیت مشغول هستند و چه نیروهایی که در داخل کشور فعالیت می‌کنند. سطح آموزش و دانش آنان بویژه در حوزه علوم و فناوری می‌توان یکی از نقاط مثبت ما قلمداد شود.
در زمینه فرهنگی و هنری نیز کافی است که به حوزه‌های گوناگون فرهنگ و هنر از جمله موسیقی، فیلم، کتاب، هنرهای تجسمی و... نگاه کنیم تا متوجه فاصله چشمگیر خودمان با کشورهایی که در سطح و اندازه ما هستند شویم و از همه مهم‌تر جامعه‌ای داریم که واجد ظرفیت‌های مدنی مهمی است. ظرفیت‌هایی که می‌تواند به فعلیت در آیند و برگ جدیدی را در تحولات کشور ورق بزنند.
همه آنچه گفته شد با علم و آگاهی از وجود مشکلات پیش رو است که اگر این مشکلات نبود، نیازی به گفتن و یادآوری این مسائل نیز نبود. با این امید و نگاه وارد سال 1398 می‌شویم. ناامیدی گناه نابخشودنی است. اگر با امیدواری نتوان صد درصد به موفقیت رسید و مشکلات را حل کرد، با ناامیدی به طور قطع هیچ مشکلی حل نخواهد شد. بنابر این امید به آینده بهترین راه برای عبور از مشکلات است.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید