دیپلماسی ایرانی/ عملیات تروریستی نیوزیلند و نقش تاریخی ایران و ترکیه

صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: با توجه به این که عامل ترور، آدرس اصلی را استانبول نشان می دهد، به نظر می رسد عمل تروریستی در نیوزیلند در واقع بخشی از تسویه حساب انتقام سقوط استانبول بوده است. آنچه در این ارتباط قابل تعمق است نقش مهم و حک شده تاریخی کشورها در اذهان عمومی است. در این نقش بر آمده از ذهنیت تاریخی، ترکیه سکولار هدف و ایران اسلامی مصون از تهدید می شود.
عملیات تروریستی آنلاین برنتون تارانت در نیوزیلند چنان شوک آور بود که در نگاه اول شبیه به یک بازی در دنیای مجازی بود. اما و متاسفانه این چنین نبود، بلکه واقعیت تلخی را در ابعاد جدید به رخ کشید که برآیند افراط گرایی دینی و پیشرفت تکنولوژی است.

عامل ترور نه روان پریش، بلکه فردی آگاه نسبت به تاریخ بوده و اقدام تروریستی وی حاصل برنامه ریزی بلند مدت و شاید هم بیش از یک اقدام فردی، عملی سازمانی بود. این عملیات تروریستی نشان داد که جهان در امن ترین بخش خود نیز می تواند ناامن شود.

این آخرین اقدام از این نوع نبود و جهان باز شاهد چنین اقداماتی از هر گروه و گرایشی خواهد بود. پایان بخشیدن به خشونت و اقدامات تروریستی بیش از اراده گروهی، به اراده جمعی و جهانی نیاز دارد. ترور حاصل افراط در اندیشه های دینی، ملی و خود برتربینی است. تعاریف برخواسته از منافع سیاسی و ایدلوژیکی از ترور، نمی تواند کمکی به پایان آن کند.

و اما در آشفته بازاری که از آن به نام دنیای اسلام یاد می شود، چنان بلوا و آشوبی حاکم است که نه از اتحادیه عرب و نه از سازمان همکاری های اسلامی کاری بر نمی آید.

جهان اسلامی که دوستان نادان و دشمنان زیرک آن را درگیر داعش، هلال شیعی، وهابی‌گری واخوان کرده اند، دیگر مجالی برای دفاع نمانده است.

نکته آن که با توجه به این که عامل ترور، آدرس اصلی را استانبول نشان می دهد، به نظر می رسد عمل تروریستی در نیوزیلند در واقع بخشی از تسویه حساب انتقام سقوط استانبول بوده است. آنچه در این ارتباط قابل تعمق است نقش مهم و حک شده تاریخی کشورها در اذهان عمومی است. در این نقش بر آمده از ذهنیت تاریخی، ترکیه سکولار هدف و ایران اسلامی مصون از تهدید می شود. این در حالی است که در نگاه سیاسی، ایران داعیه رهبری جهان اسلام دارد و دهه هاست سعی دارد این وجهه خود را به رخ جهانیان بکشد. ظاهرا که این تلاش های ایران اثر چندانی نداشته و بستر اجتماعی غربی ها، اسلام ایرانی را تهاجمی ندانسته و خطری را از ناحیه آن برای خویش احساس نمی کنند. چرایی این نگاه فارغ از ملاحظات سیاسی، شاید با بازگشت به تاریخ روشن شود. ایران تاریخی اگرچه پس از صفویه از جهان اسلام به معنای سنتی آن فاصله ای روشن گرفت، اما ایران قبل از صفویه نیز با حفظ زبان، فرهنگ و سنن خود ایرانی ماند. با توجه به این روند تاریخی به نظر می رسد در ضمیر و فرهنگ انسان های غربی به طور عام و خاص، دیدی که آنان نسبت به اعراب و خصوصا ترک ها دارند، نسبت به ایران و ایرانیان ندارند. در زمانی که صفویه خواسته و ناخواسته با انتخاب تشیع، مهمترین مولفه قدرت عثمانی را به چالش کشیده و در مرزهای شرقی این امپراتوری سوپاپ اطمینان می شود، فاتح عثمانی با سقوط بیزانس پایان بخش امپراتوری روم مقدس می شود.

از منظر غربی ها و به طور کلی جهان، جامعه ایرانی با جوامع ترک و عرب یکسان نیست. در همین ارتباط بخشی از تلاش ها برای نهادینه شدن سکولاریسم و پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، حاصل نگاهی است که سعی دارد این کشور را از میراث عثمانی دور کند و ترکیه دیگری بسازد. در این میان ما نیز به عنوان ایران با صدای بلند می گوییم که بستر فرهنگ ایرانی، بستر رویش داعش و افراط گری نیست. این سخن خود به تنهائی دنیایی حرف و اشاره است همه باید نسبت به آن تعمق کنند.


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید