اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

۲۹ اسفندماه یا همان روز ملی شدن صنعت نفت ایران، قبل از هر چیز تجلی حماسه سترگ رادمردانی است که با شناخت نیات استعمار در استثمار ملت و دست‌اندازی به منافع و منابع بزرگ ایران توانستند با شکوهی بی‌مثال در حفظ و حراست از میراث ملی نفت ایستادگی کرده که قطعا امروز نتیجه آن نباید چیزی جز سرفرازی، اقتدار و رفاه ملت ایران باشد. امروز بسیاری و به ویژه جوانان از خود می‌پرسند که میراث ملی نفت برای ایشان و خانواده‌های‌شان و آینده کشور چه ارمغانی به همراه داشته است؟ ما با این ثروت عظیم چه کرده‌ایم؟ آیا حال و آینده‌مان را امروز تضمین کرده‌ایم؟ اصلا مگر ثروت نفتی تنها برای مصارف شخصی‌مان بهره‌برداری می‌شود؟ و مهم‌تر از همه این سوالات، طرح این پرسش است که اساسا نسبت درآمدهای نفتی و گازی کشورمان با توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی شهروندان ایرانی چگونه است؟ پاسخگویی به سوالات فوق اما قبلا نیاز به ترسیم وضعیت فعلی سرمایه بزرگ نفتی و گازی کشورمان و شناخت میزان منابع در دسترس انرژی در آینده این سرزمین است. از این رو برای شناخت بیشتر مخاطبان جوان با ثروت نفتی و گازی کشورمان، ذکر پاره‌ای از مهم‌ترین داده‌های رسمی و معتبر در این خصوص ضروری خواهد بود. بر اساس گزارشات رسمی، جمهوری اسلامی ایران هم اکنون بیش از ۱۰ درصد از منابع نفتی جهان را در اختیار دارد. ‌ برآورد ذخایر قطعی نفت ایران در سال ۲۰۱۱ نیز بیش از ۱۳۷ میلیارد بشکه نفت خام را برای آینده ایران پیش‌بینی کرده است. همچنین بر اساس آمار رسمی منتشر شده توسط وزارت نفت، مجموع ذخایر استحصال شدنی نفت خام و میعانات گازی کشور نیز بیش از ۱۵۴.۸ میلیارد بشکه برآورد شده است. در ادامه بنابر اظهارات کارشناسان شرکت ملی نفت ایران، مخازن نفتی ایران تا سال ۱۴۵۳ می‌توانند قابل بهره‌برداری باشند.
امروز با وجود تحریم‌های شدید نفتی ایالات متحده اما میزان تولید روزانه نفت کشورمان به طور متوسط در حدود ۲.۷۵۴ بشکه است (گزارش ماهانه اوپک در ماه ژانویه ۲۰۱۹) ثروت عظیم نفتی ایران اما زمانی کشورمان را به یکی از غول‌های بزرگ انرژی در جهان تبدیل می‌کند که بخواهیم ثروت بیکران میدان‌های بسیار بزرگ گازی در کشورمان را نیز به آن اضافه کنیم. طبق آخرین آمار معتبر جهانی از رتبه‌بندی ذخایر گازی کشورها، جمهوری اسلامی ایران اکنون با میزان ذخیره درجای گاز طبیعی در حدود ۱۲۰۰ تریلیون فوت مکعب (۳۳ تریلیون مترمکعب)، رتبه اول ذخایر گازی جهان را با سهم ۹۳ درصدی از آن خود کرده است. اکنون روزانه بیش از ۸۰۰ میلیون متر مکعب گاز معادل ۵ میلیون بشکه نفت خام در ایران تولید می‌شود که میزان قابل توجهی محسوب می‌شود. تحقیقات جهانی همچنین نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۰۷ هنوز بالغ بر ۶۲ درصد میادین گازی ایران به صورت بکر و دست نخورده باقی ‌مانده بوده است. خوشبختانه اکنون متخصصان صنعت گاز کشور توانسته‌اند تا پس از سال‌ها کاهش برداشت در میدان فوق عظیم مشترک گازی نسبت به قطر در گستره‌ای ۵۰۷ تریلیون فوت مکعب ذخیره درجا، هم ‌اکنون با تولید ۶۱۰ میلیون مترمکعب گاز در روز از کشور قطر سبقت گرفته و از منابع مشترک مخزن گازی پارس جنوبی، بسیار بیشتر از قبل به نفع کشورمان بهره‌برداری کنند. البته هر دو طرف با اجرای پروژه‌های توسعه‌ای به‌دنبال افزایش این ظرفیت هستند.

اشاره‌ای به درآمدهای بزرگ نفتی دولت‌های پس از انقلاب تاکنون
حال با توجه به آنچه از میزان فراوان تولید نفت و گاز توسط کشورمان سخن گفته شد، خوب است تا اشاره‌ای نیز به درآمدهای بزرگ کشور از محل صادرات نفتی و گازی به کشورهای دیگر طی سال‌های متمادی داشته باشیم. بر اساس آمارهای رسمی موجود، درآمد نفتی دولت اول بعد از انقلاب، طی یک‌سال فعالیت خود در حدود ۰٫۰۸۳ هزارمیلیارد تومان بوده است. همچنین درآمد هشت ساله دولت دوم نیز بیش از ۰٫۸۸۶ هزارمیلیارد تومان بوده و درآمد هشت ساله دولت آقای هاشمی‌رفسنجانی نیز چیزی در حدود ۱۳ هزار میلیارد تومان اعلام شده است. در ادامه اما درآمد هشت ساله دولت اصلاحات در حدود ۸۶ هزار میلیارد تومان و دولت هشت ساله محمود احمدی‌نژاد نیز بیش از ۴۹۴ هزارمیلیارد تومان درآمد نفتی داشته است. همچنین تا پایان سال ۱۳۹۶، درآمد پنج‌ساله دولت فعلی نیز به رقم ۵۳۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. درآمد نفتی کشورمان در بودجه سال ۹۸ نیز در حدود ۱۴۲ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده است.

نفت، گاز و رفاه اجتماعی!
بر اساس آنچه تاکنون به صورت گزیده بیان شد، درآمدهای نفت و گاز کشورمان طی دهه‌های اخیر، ثروت ارزی فراوانی را به خزانه ملی واریز کرده است. اما سوال اصلی اینجاست که سهم شاخص‌های رفاه اجتماعی به عنوان یکی از مهم‌ترین اهداف و اجزای اصلی در برنامه‌های پنج ساله توسعه کشور و همچنین اسناد بالادستی مانند سند چشم‌انداز ۲۰ ساله از درآمد‌های ملی نفت و گاز به چه میزان بوده است؟ آیا ما به سطوح بالایی از رشد کمی و کیفی شاخص‌های توسعه انسانی دست یافته‌ایم؟ برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصادی براین باورند که اساسا وجود منابع نفتی در ایران، مسیر حرکت به سوی توسعه در کشورمان را با اختلال جدی مواجه کرده است! این گونه پنداشته شده که اگر ماده سیاه نفت را نداشتیم، شاید بیشتر دل به کار می‌دادیم و اکنون یا کره جنوبی بودیم و یا سنگاپور! در حقیقت نمی‌توان به درستی و با دقت بالا صحت اعتبار نظریه مذکور را مورد آزمون قرار داد. برخی از کشورهای نفتخیز جهان، امروز سهم وابستگی بودجه ملی خود را به درآمدهای نفتی تا حدود بسیار بالایی کاهش داده‌اند و به سطح بالایی از رفاه اجتماعی و توسعه انسانی نیز دست یافته‌اند. از این رو بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بهترین الگو در مسیر مدیریت هدفمند درآمدهای نفتی، الگوی توسعه پایدار است چراکه علاوه بر سرمایه‌گذاری اصولی منابع درآمدی نفت و گاز در حوزه‌های رفاه اجتماعی، زمینه ارتقای کیفیت شاخص‌های مرتبط با عدالت اجتماعی را نیز در جامعه فراهم خواهد کرد. در رابطه با ایران، فراتحلیل و بررسی بسیاری از تحقیقات و پژوهش‌های مرتبط با مفاهیمی از قبیل توسعه پایدار، منابع انرژی، شاخص‌های رفاه اجتماعی و عدالت توضیح می‌دهد که چگونه طی سال‌ها منابع درآمدی نفت با روند غیراصولی و غیرهدفمند بودجه‌ریزی در کشور، به هدررفت گسترده سرمایه‌های مادی و ثروت کشور منجر شده است. این درحالی است که برخی از کشورهای همسایه اکنون توانسته‌اند با سرمایه‌گذاری متناسب و استراتژیک در حوزه‌هایی همچون فناوری، تجارت نوین، محیط زیست بالنده و پویا و همچنین مدیریت جامع و چند وجهی منابع انرژی نفت و گاز، به سطوح بالایی از توسعه پایدار ملی و شهروندی دست یافته و زمینه رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی در جوامع خویش را فراهم آورند.

حال چه باید کرد؟
ثروت نفت و گاز هیچگاه فی‌النفسه عاملی بر ضد فرآیند توسعه نبوده و بی‌شک نقش بسیار اثربخشی نیز در تسریع فرآیند دستیابی به توسعه پایدار و رفاه اجتماعی در کشور خواهد داشت. خوشبختانه از ابتدای انقلاب تاکنون حجم وابستگی به درآمدهای نفتی در بودجه کشور به مرور کاهش یافته و بودجه‌ریزی اصولی و هدفمند نیز به تدریج تقویت شده است‌. اکنون جملگی کارشناسان توسعه براین باورند که سرمایه‌گذاری‌های مولد در بخش‌ها و حوزه‌های نوین، گسترش زیرساخت‌های صادرات غیرنفتی، کاربست استراتژی‌های موثر مالیاتی، اتکا جدی به یافته‌های حاصل از تحقیقات و پژوهش‌های آینده پژوهانه و توسعه محور، توجه بیشتر به سیاستگذاری‌های راهبردی در حوزه مدیریت بهینه و پایدار منابع نفتی و گازی، گسترش سامانه‌های نظارتی پویا و جامعه محور، تقویت مشارکت‌های مدنی و همچنین تمرکز بیشتر بر توسعه و تجهیز واحدهای علمی دانش بنیان می‌تواند در متناسب‌سازی رابطه مدیریت رفاه اجتماعی در کشور با بهره‌برداری و هدایت علمی منابع درآمدی به حوزه‌های مربوطه نقش موثر و مطلوبی را ایفا کند.
احمدصالح صفار

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید