عصر ایران/ متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

روزهای کاری سال 1397 با التهاب در بازار ارز آغاز شد. شمارش معکوس برای خارج شدن آمریکا از برجام و تهدید توافق هسته ای که اقتصاد ایران را به ساحل آرامش نزدیک کرده بود به افزایش تقاضای ارز دامن زد و مشکلاتی بر سر انتقال ارز هم پدید آمد و همین باعث افزایش قیمت شد و فضای سیاسی و اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار داد.

در این میان، دولت به رغم اشتهار به الگوی اقتصاد آزاد و رقابت، ناگهان به سیاست دخالت در بازار و سرکوب نرخ ارز روی آورد و اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری قیمت دلار را 4200 تومان اعلام کرد. هر چند این دخالت به موفقیت نینجامید اما موافقانی هم داشت که معتقد بودند منظور تأمین کالاهای اساسی بوده و در مقابل گفته شد دلار 4200 تومانی رانت عظیمی تولید کرد و زیان آن از محاسن احتمالی افزون‌تر شد.

فروردین 97 هر دو بال رییس جمهوری (تلگرام و برجام) در معرض تهدید، تصویر شد و افکار عمومی از یک سو نگران سرنوشت محبوب‌ترین و پراستفاده ترین نرم‌افزار پیام‌رسان (تلگرام) بود و از سوی دیگر چشم‌ها به اردیبهشت ماه بود تا ببینند دونالد ترامپ از برجام خارج می‌شود یا نه.

فروردین ماه، همه جا صحبت از تلگرام و دلار و برجام بود و در مرتبۀ بعد وضعیت شهرداری تهران زیرا در آستانۀ نوروز محمد علی نجفی به دلایل شخصی از شهرداری تهران کناره گرفته بود و یافتن گزینه‌ای که اعضا بر سر او اجماع داشته باشند و بتواند سازمانی با 70 هزار پرسنل و 50 هزار میلیارد تومان بدهی را اداره کند کاری دشوار بود.

جدای سیاست و اقتصاد و برجام و تلگرام و در عرصه فرهنگ، در فروردین ماه، ایران یکی از شاخص‌ترین متفکران خود را از دست داد.

دکتر داریوش شایگان که از 5 بهمن 1396 و در اتاق کار خانۀ زیبایش در ولنجک تهران و در پی سکتۀ مغزی به کما رفته بود در 6 فروردین 1397 چشم از جهان فروبست.

شایگان یک هند‌شناس و چهره‌ای جهانی بود و به همین سبب سفیر هند در ایران نیز در مراسم تشییع پیکر او در سرسرای مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی شرکت و سخنرانی کرد. «‌سارائوب کومار» در توصیف شایگان گفت: «او نویسنده، فیلسوف و نظریه پرداز بزرگ فرهنگی بود و از دوستان و حامیان هند به شمار می‌آمد.»

دکتر شایگان پس از دریافت دکتری از دانشگاه سوربن، در دانشگاه تهران به تدریس زبان و ادبیات سانسکریت پرداخت و کتاب سترگ «تصوف در هندوییسم» را نوشت.

با این همه مرگ چنین اندیشمندی چندان در صدا وسیمای مدعی فرهنگ انعکاس نیافت چرا که در رسانۀ رسمی که اصرار دارد خود را رسانۀ ملی بنامد، فرهنگ همان ایدیولوژی است و ایدیولوژی نیزالبته قرائت خاص خودشان است. با این همه، محمد صالح علاء در برنامۀ نوروزی خود از داریوش شایگان یاد کرد تا تفاوت خود را با مجریانی که شایگان را نمی شناختند یا می شناسند و استقلال فکری ندارند نشان دهد.

خبر مهم دیگر فروردین، بازداشت چند فعال زیست محیطی به اضافۀ معاون جوان سازمان حفاظت محیط زیست و نهایتا آزادی و خروج او از ایران بود.

نام «کاوۀ مدنی» را بسیاری اول بار در سال 2012 شنیدند. هنگامی که انجمن مهندسان عمران آمریکا او را به عنوان یکی از 10 چهرۀ جدید مهندسی عمران برگزید. آن هم به خاطر «دستاوردهای حرفه‌ای و فردی و نشان‌دهندۀ آیندۀ با‌اهمیت و بشردوستانۀ مهندسی عمران». کاوه مدنی بازداشت و آزاد شد و بعد ترجیح داد از معاونت محیط زیست کناره بگیرد و دوباره کوچ کند.

بازنگشتن او را اما منتقدان به «فرار» تعبیر کردند و با هشتگ «متهم گریخت» مدعی شدند حاوی اطلاعاتی دربارۀ «کاووس سید امامی» بوده که چند ماه قبل‌تر، مرگ او در زندان خبر ساز شده بود.

روزنامه اصول‌گرایی تیتر زد: «گریز دو تابعیتی» اما مدنی به زبان شعر پاسخ داد: « پای اگر فرسودم و جان کاستم/ آن چنان رفتم که خود می‌خواستم».

احسان محمدی، روزنامه نگار و فعال محیط زیست هم نوشت: «دشوار می‌توان باور کرد او اشتیاق و ایمانی برای اثر گذاری و تغییر نگرش های محیط زیست ایران نداشت.»

در فروردین ماه اما یک چهرۀ دیگر هم خبرساز بود و این بار نه به خاطر حکمی که برای توقیف یک مطبوعه یا فرستادن یک زندانی به بازداشتگاه صادر کرده بود و نه به سبب اصرار بر ماندن در رأس سازمان تأمین اجتماعی که چون «پیدا»یش نکرده بودند تا روانۀ زندان شود؛ سعید مرتضوی دادستان پیشین انقلاب و عمومی تهران و رییس سازمان تأمین اجتماعی در دولت احمدی نژاد. حجت الاسلام محسنی اژه ای سخنگوی قوۀ قضاییه در نخستین کنفرانس خبری در سال 1397 گفت:«حکم جلب او صادر شده ولی متأسفانه هنوز گیرش نیاورده اند.»

پس از آن خبر اقامت او در ویلایی در شمال کشور منتشر شد و خبرنگاری با مطب همسرش، دکترهما فلاح تفتی تماس گرفت و از زبان او شنید که سعید مرتضوی در تهران است اما به خانه نمی رود. این شایعه هم درگرفت که خود را معرفی نمی کند چون دو امید دارد: یکی این که رییس قوۀ قضاییه با اعمال مادۀ 477 موافقت کند. این اتفاق اما در حالی ممکن بود که حکم صادره دربارۀ «معاونت در قتل محسن روح الامینی» خلاف شرع بیّن دانسته شود.

امید دوم او اما به وساطت آیت الله هاشمی شاهرودی رییس پیشین قوۀ قضاییه بود در حالی که درگیر بیماری سرطان و شیمی درمانی بود و انتساب دستخط درخواست او هم تأیید نشد و این گونه بود که بر خلاف سخنان خانم دکتر، قاضی سابق را در شمال ایران «گیر آوردند» و به « شمال تهران» منتقل کردند. به همان زندانی که خیلی ها را به آنجا فرستاده بود تا روزنامه ای که در ایام اختفا تیتر زده بود: «گریزان از زندان» این بار این عنوان را بر صفحۀ نخست بنشاند: «خیاط در کوزه افتاد».

اتفاقات ریز و درشت دیگر هم رخ داد اما فروردین در ایران یک نیمۀ کاری دارد و بیشتر با التهاب و انتظار گذشت.
التهاب افزایش نرخ دلار و انتظار تصمیم ترامپ دربارۀ برجام واین بار ضرب المثل «سالی که نکوست از بهارش پیداست» روی تلخ خود را نشان می‌داد...


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید