شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

زینب اسماعیلی| اگر گزاره اول این باشد که «محمدجواد ظریف سال سختی را گذرانده»، باید گزاره دیگری هم کنارش گذاشت؛ «کدام‌یک از سال‌های وزارت او آسان گذشته است؟».
اگرچه این دو گزاره صحیح به نظر می‌رسد، اما می‌توان گفت سال 97 برای وزیر امور خارجه ایران و دستگاه دیپلماسی تحت نظر او، سال ناکامی بود؛ آن‌قدر که در دهه اول اسفندماه ظریف استعفا داد. 30 ساعت استعفا که از سوی رئیس‌جمهور مورد موافقت قرار نگرفت. سال 97 برگ‌ برنده برجام از دست رفت و در حوزه‌های دیگر نیز پرنده اقبال چندان گذری به میدان مشق نکرد. این کم‌اقبالی وقتی بیشتر نمود پیدا ‌کرد که یادمان نرفته روزگاری نه‌چندان دور -یعنی همین یکی، دو سال پیش- ظریف با مصدق و نظایر کم‌نظیر او مقایسه می‌شد و مذاکراتش بر سر برنامه هسته‌ای با همتای آمریکایی و دیگر اعضای 1+5، مصداق پیروزی‌های بزرگی در جامعه تلقی می‌شد.
هم‌زمان با استعفای ظریف در نیمه‌شب 6 اسفند، موج جدید حمایت از او در شبکه‌های اجتماعی سر برآورد. 30 ساعتی که از استعفای او گذشت، همراه بود با موج هشتگ‌های توییتری #تو بمان #نه به استعفا و #دلجویی از ظریف. اما تا پیش از شامگاه دوشنبه حکایت دستگاه دیپلماسی به گونه دیگری بود.
بهار 97 در مجموعه سیاست خارجی چندان دلچسب نبود؛ اگرچه پرندگان می‌خواندند و درخت‌های گیلاس شکوفه داشتند، اما مصاف جدید بین‌المللی در حال رقم‌خوردن بود. رئیس‌جمهوری موطلایی در آن‌ سوی اقیانوس اطلس برای اثبات خود به هوادارانش و تخریب جناح مقابل و دستاوردهایش، باید تبر به ریشه توافقی می‌زد که دولت قبلی او با ایران و پنج کشور دیگر به آن دست یافته‌ بودند. برجام که در همه دو سالی که از اجرائی‌شدنش می‌گذشت، در داخل کشور بهانه دعواهای جناحی و حزبی شده ‌بود، حالا در آستانه از‌دست‌رفتن بود. آمریکا بعد از چند ماه تلاش برای همراه‌کردن اروپا با خود، بالاخره 18 اردیبهشت به‌تنهایی از توافق برجام خارج شد؛ توافقی که متعلق به چند کشور بود؛ ایران، آمریکا، روسیه، چین، انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا. رایزنی‌های فشرده ایران با اروپایی‌های حاضر در توافق، منجر به این شد که برای اولین‌بار شکافی عمیق بین دو سوی آتلانتیک ایجاد شود. این شکاف از آنجا عمیق‌تر ‌شد که پیش از این نیز دونالد ترامپ از توافق‌های بین‌المللی دیگری که برای اروپا اهمیت فزاینده‌ای داشت، خارج شده بود؛ مانند توافق آب‌و‌هوایی پاریس یا عضویت در یونسکو.
سوی دیگر این معادله البته تعقلی بود که در سطح بالای تصمیم‌گیری در نظام جمهوری اسلامی دیده شد. در‌حالی‌که برخی جریان‌های افراطی در تلاش برای افزایش فشار بر دولت بودند تا در مواجهه با خروج آمریکا از برجام، اقدام متقابل انجام دهد و برنامه هسته‌ای را به شرایط قبل از توافق بازگرداند، تصمیم کلان نظام این بود که اقدام ویژه‌ای انجام نشود و در واقع برجام را با دیگر شرکای باقی‌مانده پیش ببرند و برای تبادل مالی خارج از سیطره دلار، راهی اندیشیده شود.
با همه اینها، باید اذعان کرد با خروج آمریکا از برجام، تمام معادلات دیپلماسی در جریان مذاکرات هسته‌ای به‌هم ریخت و به واسطه ناکارآمدی داخلی و بحران اقتصادی، شرایط داخلی کشور به برجام ربط داده شد و فشار مضاعفی به دولت و شخص ظریف وارد آمد. همه چیز به برجام ربط داده می‌شد؛ به شوخی یا جدی، به طنز یا به هزل. مقصر اول روحانی بود و بعد ظریف. بحران ارز در تابستان همه چیز را سخت‌تر کرد و دعوت به مذاکره‌های غیر قابل اعتماد دونالد ترامپ، بار سنگین‌تری را بر دوش رئیس دستگاه دیپلماسی می‌گذاشت. گروهی بر این باور بودند که مذاکره دوباره و توافق با ترامپ می‌تواند شرایط را به نفع آنها بچرخاند، اما استدلال دستگاه دیپلماسی این نبود. در این کشمکش خارجی و داخلی، گزاره‌ای به صحنه اضافه می‌شد، افراطی‌ها اتهام می‌زدند، خارجی‌ها فشار می‌آوردند و جواد ظریف دیگر به اندازه قبل بین مردم محبوب نبود؛ با‌این‌حال کارزار او ادامه داشت. در همین کشاکش و در اوج تلاش دیپلماتیک او، گروهی گاه‌و‌بیگاه خبر از استعفایش می‌دادند. خودش می‌گفت هرچقدر تکذیب کنیم، گروهی شایعه می‌کنند که من استعفا داده‌ام.
دیگر سو، ظریف در جامعه جهانی همچنان وزیر خارجه‌ای است که حضورش در نشست‌های بین‌المللی با اقبال همراه بوده و فهرست رسانه‌های خارجی و داخلی علاقه‌مند به مصاحبه با او، کم نشده است و هنوز سؤال و جواب‌هایش چند روزی در فضای رسانه‌ای متکثر فعلی بازتاب می‌یابد. یکی از آخرین مصداق‌هایش، حضور جواد ظریف در نشست بین‌المللی مونیخ بود که بسیاری از رسانه‌های تأثیرگذار جهان از آن با صفات کوبنده، پرمحتوا و... یاد کردند.
اما سال سخت ظریف، همه اینها نبود؛ مسئله او در داخل کشور در سالی ‌که گذشت، به آنجا کشید که تعدادی نماینده به اتهام بخشی از جمله‌اش در یک مصاحبه، کار او را حتی به استیضاح کشاندند که با ناکامی نمایندگان تندرو به جلسه دفاع او تبدیل شد. جواد ظریف در کشاکش عدم تصمیم‌گیری داخلی درباره تصویب لوایح چهارگانه FATF یا همان گروه ویژه اقدام مالی، در مصاحبه با خبرآنلاین گفته بود: «بالاخره پول‌شویی یک واقعیت در کشور ماست و خیلی‌ها از پول‌شویی منفعت می‌برند. من نمی‌خواهم این پول‌شویی را به جایی نسبت دهم، اما جاهایی که هزاران میلیارد پول‌شویی می‌کنند، حتما آن‌قدر توان مالی دارند که ده‌ها و صدها میلیارد هزینه تبلیغات و فضاسازی کنند».
از سخنان ظریف تعابیر دیگری شد و همین جرقه اقدام دلواپسانی شد که برای این‌گونه آتش‌ها، سر و دست می‌شکنند.
بحران بعدی از مصاحبه و جمله دیگری سر بیرون آورد؛ ظریف در حاشیه نشستی در قطر، در مصاحبه با هفته‌نامه‌ فرانسوی لوپوئن گفت: «ما چه موقع گفتیم که اسرائیل را نابود می‌کنیم؟ فقط یک نفر را پیدا کنید و به ما نشان دهید که این حرف را زده باشد. هیچ‌کس چنین حرفی نزده است». او در پاسخ به اینکه احمدی‌نژاد چنین چیزی گفته نیز گفت: «نه، وی نیز چنین حرفی نزده است. وی حرف امام (خمینی) را یادآوری کرد که گفته بود: «اسرائیل از صفحه روزگار محو خواهد شد». وی نگفته‌ بود که «می‌خواهد آن‌ را نابود کند!». وی گفته بود اسرائیل با این سیاست‌هایی که دنبال می‌کند، به این سرنوشت مبتلا خواهد شد». همین‌جا بود که ظریف یک‌ بار دیگر به جامعه جهانی یادآوری کرد این نتانیاهو است که ایران را تهدید می‌کند و آنها به سکوت از کنار این تهدید‌ها می‌گذرند، اما گروه مخالفان ظریف در داخل، رندی او در این پاسخ و دفاعش از سیاست خارجی جمهوری اسلامی را درنیافتند و باز نوک حمله را به سمت او گرفتند. ظریف هم به گلایه گفت: «من به نتانیاهو حمله می‌کنم، شما به من حمله می‌کنید؟ دمتان گرم!».
روزهای سخت ظریف در این سال پرشمار بودند؛ تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی خزر نیز یکی از بهانه‌های مخالفان و این‌بار ملی‌گرایان بود که او را متهم به هبه خزر به روسیه ‌کردند؛ در‌حالی‌که اساسا در بحث تحدید حدود که مرتبط به سهم هر کشور است، هنوز تصمیم‌گیری نشده بود.
روند تلاش‌های دیپلماتیک بر سر حل مسئله سوریه ادامه داشت، اما نقطه طلایی دیپلماتیکی در سال 97 رخ ننمود. یمن که به پرونده‌ای باز روی میز منطقه خاورمیانه تبدیل شده است، همچنان به همان وضع است. تلاش‌های ظریف و همکارانش برای تصمیم‌گیری بر سر پیوستن به FATF نیز ناکام ماند و بحث آن‌چنان آلوده فضاسازی‌های رسانه‌ای داخلی شد که امکان تشخیص سره از ناسره وجود نداشت. دهه اول بهمن، از سازوکار مالی اروپا با تأخیر چندین‌ماهه رونمایی شد و این‌ نیز چیزی نبود که انتظارش می‌رفت. فهرست ناکامی‌های ظریف و دستگاه سیاست خارجی بلند و بلندتر شد؛ اگرچه دیپلمات‌ها شکست یا موفق‌نشدن را بخشی از کار دانسته و تنها راه برون‌رفت از این وضعیت را رایزنی و تلاش بیشتر می‌دانند. جواد ظریف نیز در این میانه با وجود استعفا، بازگشته و محکم ایستاده است. هرچه فهرست ناکامی‌ها بلندتر شود، شاید رگه‌های خستگی کنار لبخند‌های دیپلماتیکش بنشیند، اما به نظر نمی‌رسد او را با این راه‌ها بتوان از میدان به‌در کرد. بهتر است مخالفان برای پیروزی در نبرد با وزیر خارجه، راهی دیگر را بیازمایند.




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید