شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

احمد عبودو| سال 2011 در جریان اعتراض‌های مصر، مانند بسیاری از مصری‌ها در میدان تحریر قاهره حضور داشتم. حدود هشت سال از آن روزها می‌گذرد و اکنون تحولات الجزایر و سودان را با دقت و وسواس دنبال می‌کنم. به خوبی می‌دانم که چه اتفاقاتی می‌تواند مسیر تحولات در این دو کشور را به سمت‌وسویی برخلاف خواست مردم ببرد.
درحال‌حاضر خطر اعتمادبه‌نفس کاذب معترضان در الجزایر و سودان پس از سرنگونی بوتفلیقه و البشیر وجود دارد. این اعتمادبه‌نفس می‌تواند تمام محاسبات را به‌هم بریزد. معترضان تاکنون موفق شده‌اند که جو سیاسی حاکم بر افکار عمومی در الجزایر و سودان را کنترل کنند، اما فعالان سیاسی و سیاست‌مداران وابسته کم‌کم با واقعیت روبه‌رو می‌شوند و درمی‌یابند که منابع محدودی در اختیار دارند. سؤال اساسی در شرایط فعلی این است که این نخبگان چگونه می‌توانند نسبت به اجرای دقیق قانون اساسی کشورشان اطمینان حاصل کنند؟
به نظر می‌رسد سودانی‌ها و الجزایری‌ها برخلاف هشت سال قبل ما مصری‌ها، نسبت به تحولات کشورشان آگاه‌تر هستند. آنها به خوبی می‌دانند که با وجود حضور ژنرال‌های ارتش در کنار معترضان، اهداف آنها با اهداف مردم تفاوت‌های اساسی دارد. حضور نظامیان در میان معترضان با هدف دفاع از قدرت عظیمی است که رؤسای سرنگون‌شده برجا گذاشته‌اند. تحولات پس از انقلاب مصر نشان داد که نباید در مورد نیت نظامیان افکاری غیرواقع‌بینانه و رمانتیک داشته باشیم. ارتش‌ها معمولا علاقه‌ای به تحویل قدرت نامحدود و گسترده به غیرنظامیان و جامعه مدنی با هدف ایجاد آینده‌ای دموکرات ندارند. تحولات سال‌های اخیر در جهان عرب به خوبی نمایانگر ساده‌انگاری و خوش‌باوری افکار عمومی است. در اختیار قرارگرفتن کنترل کشور در دوره انتقالی به نظامیان مانند آن است که یک ملت گروگان اراده و میهن‌پرستی افراطی نظامیان شود. در چنین شرایطی هر فردی که با منافع ارتش مخالفت ورزد، با برچسب «خائن به میهن» طرد خواهد شد. 

 
شرایط الجزایر و سودان به‌گونه‌ای است که احتمال لغزش دومی به مسیری که مصر پیمود بیشتر است. در سال 2011 و در پی اعتراض‌های گسترده مردم، ارتش مصر حسنی مبارک را برکنار کرد و کشور وارد دوره انتقالی پر از هیاهو و درگیری شد، به‌طوری‌که خونین‌ترین دوران تاریخ معاصر مصر در آن روزها رقم خورد. بعدها ژنرال‌های مصری با سرنگونی حکومت محمد مرسی قدرت را به طور کامل در دست گرفتند و امیدها برای ایجاد تغییر مثبت در مصر را از بین بردند.
خیزش مردم در مصر در ابتدا الگویی بود برای مردم دیگر سرزمین‌های تحت سلطه رئیسان مستبد، اما طولی نکشید که ورق برگشت و عقب‌نشینی‌های متعدد باعث شد تا ژنرال‌های مصری قدرت را در اختیار بگیرند و به الگویی برای نظامیان دیگر کشورهای درگیر ناآرامی تبدیل شوند. آنها به خوبی آموختند که چگونه می‌توان در پی خیزش مردمی قدرت را به طور کامل قبضه کرد.
در الجزایر، احمد قائد الصلاح، فرمانده ارتش، در پی برکناری عبدالعزیز بوتفلیقه با تبعیت از قانون اساسی و پذیرش حاکمیت قانون، راه را برای تغییراتی هرچند جزئی در ساختارهای رژیم باز کرد، اما در سودان ژنرال‌ها پس از بازداشت عمر البشیر، قانون اساسی مصوب سال 2005 را بی‌اعتبار دانستند و با اعلام حکومت‌نظامی، شورای نظامی برای اداره سودان تشکیل دادند.
این حقیقت تلخ در جهان عرب مشهود است که ارزش مردم با موقعیت ژنرال‌ها در ساختار قدرت تغییر می‌کند. در این کشورها، ارتش قدرتی مافوق رؤسای‌جمهور و حتی پادشاهان است و در زمانه بحران و تنش، کشور را رهبری می‌کند. الجزایر و سودان تبدیل به سوریه نخواهند شد، چراکه نظامیان این دو کشور بر آنچه باید انجام دهند به خوبی واقف هستند، اما واقعیت تنها جلوگیری از تکرار بحران سوریه در دیگر کشورها نیست. برکناری بوتفلیقه و عمر البشیر پایان راه دیکتاتوری نیست، بلکه این می‌تواند پایان یک آغاز باشد. مردم الجزایر راه درازی در پیش دارند تا نزدیکان و اطرافیان بوتفلیقه را هم از قدرت کنار بزنند. مردم سودان هم باید برای داشتن آینده‌ای روشن ارتش را از سر راه بردارند. افکار عمومی در جهان عرب و خاورمیانه تحولات سودان و الجزایر را با دقت دنبال می‌کند و دیکتاتورهای منطقه نباید از این تحولات خشنود باشند. آنچه در الجزایر و سودان رخ می‌دهد این فرصت را برای نخستین‌بار در اختیار خاورمیانه قرار داده است تا سرنوشتش را کشورهایی تعیین کنند که در دایره قدرت‌های کلاسیک یا متحدان عمده غرب قرار ندارند.

در هر دو کشور هنوز هم شانس انتقال مسالمت‌آمیز قدرت به جامعه مدنی وجود دارد، اما مسیر این انتقال را نظامیان تعیین می‌کنند. جورج اورول، نویسنده سرشناس بریتانیایی زمانی گفته بود: «همه می‌دانیم که هیچ انسانی با نیت ترک قدرت، آن را قبضه نمی‌کند». تاریخ جهان عرب بارها صحت این نقل‌قول را به ما نشان داده است. اما می‌توان امیدوار بود که سودانی‌ها و الجزایری‌ها خلاف آن را ثابت کنند.




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید