اول از همه عدم حضور تمام و کمال دولت در عرصه پاسخگويي و رسانهاي است. سيل اخير موضوعي است که طبق مطالعات موجود بالاي ٩٥درصد مردم پيگير اخبارش بودهاند، بنابراين شايسته بود که دولت حضوري لحظهاي و موثر در عرصه رسانه و پاسخگويي در پديده سيل ميداشت.
عامل دوم حجيم بودن حکومت در ايران است. حکومتي که همه کارها را در ذيل خود تعريف ميکند، بسيار بزرگ و قدرتمند خواهد شد، ولي به موازات بزرگتر بودن، نشانه خوبي براي هدف قرار گرفتن است. هرچه بزرگتر باشيد، نشانهروي عليه شما، راحتتر و کمخطاتر است. در همين زمينه حذف نهادهاي مردمي از مشارکت در امور مدني مثل کمک و امدادرسانيهاي مشابه در زلزله و سيل و... نمونه مناسب در تأييد اين ادعا است. به ميزاني که نهادهاي مردمي برکنار از اين امور باشند، دولت در انجام اين وظيفه ناتوان خواهد شد. در حقيقت انجام چنين اقداماتي به تنهايي از عهده هيچ دولتي برنميآيد و نيازمند نيروهاي داوطلب و نيکوکار است. عامل مهم بعدي فقدان رسانه رسمي معتبر است. در همين دادههاي پژوهشي ميبينيم؛ کانالهايي که تا حدي رسمي هستند، خيلي کمتر از مردم و کاربران عادي عليه دولت نقد کردهاند. چرا؟ به دليل اينکه آنان بايد مسئولانهتر بنويسند. حال اگر چندين رسانه معتبر رسمي داشتيم يا برنامههاي صداوسيما نزد مردم معتبر بود، هيچگاه مردم براي پيگيري اخبار سيل به صورت افراد ناشناخته در فضاي مجازي غرق نميشدند که راحتترين کار آنان حمله به دولت و حکومت باشد. عامل ديگر فقدان اعتماد مردم به نهادهاي عمومي است. هنگامي که اعتماد زايل شود کارهاي خوب نيز بد ارزيابي خواهد شد و کارهاي بد، بدتر! بسياري از اين انتقادات درباره سيل به نوعي تلافي جامعه درباره انتقادات ديگر و به طول کلي کمبود اعتماد است. با اين حد از بدبيني انجام وظيفه به نسبت سخت خواهد شد، لذا پيشنهاد ميشود دولت در کنار کمک به سيلزدگان بکوشد ارتباط خود را با جامعه قويتر کرده و به بازسازي اعتماد خود مشغول شود و حضور نهادهاي مدني و مردمي را براي مشارکت به رسميت بشناسد و اندازه خود را کوچک کند تا به راحتي هدف قرار نگيرد.
















