سازندگی/ متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

بازی جوجه (Game of Chicken) که در نظریه بازی مفهومی بسیار جا افتاده است، از سوی توماس شلینگ (اقتصاددان برنده نوبل علم اقتصاد در سال ۲۰۰۵) مطرح شد. تحلیلگران با استفاده از بازی جوجه ترسو، آینده روابط میان تهران و واشنگتن را پیش بینی می کنند؛ اینکه آیا جنگ نظامی میان ایران و آمریکا در خواهد گرفت یا خیر.

مرتضی مرادی| دو راننده را در نظر بگیرید که وارد یک بازی خطرناک شده اند: «اینکه در یک خیابان با سرعت زیاد به طرف یکدیگر حرکت کنند.» پیروزی برای یک راننده در این بازی بدین معناست که راننده مقابل از ترس مرگ، فرمان را بچرخاند و از مسیر مستقیم منحرف شود. تحت این شرایط راننده ای که از مسیرش منحرف نشده پیروز بازی خواهد بود و فردی که از مسیرش منحرف شده، بازنده است؛ حال اگر هیچ کدام از رانندگان فرمان را نچرخانند چه؟ در این صورت برخوردی هولناک رخ می دهد و بازی با نتیجه باخت – باخت به پایان خواهد رسید. در دنیای نظریه بازی اگر هر دو راننده «تصور» کنند که طرف مقابل ترجیح می دهد کشته شود تا اینکه به عنوان یک بزدل شناخته شود، اما در «واقعیت» بدترین پیامد برای هر فرد کشته شدن باشد، هر دو نهایتا از مسیر خود منحرف خواهند شد. فقط و فقط تحت یک شرایط است که یک راننده حتی با علم به اینکه می داند راننده مقابل از مسیرش منحرف نمی شود، فرمان را نخواهد چرخاند و یک تصادف وحشتناک را ترجیح خواهد داد؛ وقتی که ایدئولوژی او بیشتر از جان و مالش برایش ارزش داشته باشد. چرا که در این صورت دیگر تصادف و مرگ برای او به معنای «باخت» نیست و بدترین پیامد ممکن تلقی نمی شود. این ایدئولوژی می تواند «غرور»، «کمونیسم» یا «دین» باشد.

بازی جوجه (Game of Chicken) که در نظریه بازی مفهومی بسیار جا افتاده است، از سوی توماس شلینگ (اقتصاددان برنده نوبل علم اقتصاد در سال ۲۰۰۵) مطرح شد. تحلیلگران با استفاده از بازی جوجه ترسو، آینده روابط میان تهران و واشنگتن را پیش بینی می کنند؛ اینکه آیا جنگ نظامی میان ایران و آمریکا در خواهد گرفت یا خیر. ابتدا بگذارید دو مفهوم دیگر که شلینگ آنها را در کتاب «سلاح ها و تاثیرات آنها» مطرح می کند توضیح دهیم. یکی از این مفاهیم نظریه مرد دیوانه «madman theory) و دیگری دکترین «تخریب حتی متقابل» (mutual assured destruction) است. مرد دیوانه، همان رفتاری است که ترامپ سعی کرده در رابطه با ایران از خود نشان دهد. اینکه قابل پیش بینی نیست و هر کاری از او بر می آید. مفهوم دیگر دکترین تخریب حتمی متقابل است که طبق آن، سلاح های هسته ای مانع از جنگ می شوند. چرا که وقتی دو کشور بدانند در صورت آغاز جنگ، طرف مقابل از سلاح هسته ای استفاده خواهد کرد و سلاح هسته ای قطعا تخریب حتمی را با خود به دنبال خواهد داشت، از همان ابتدا وارد جنگ نخواهند شد. به زبان دیگر طبق دکترین تخریب حتمی متقابل، وقتی هر دو طرف بازی به سلاح هسته ای دسترسی دارند، این سلاح ماهیت بازدارنده دارد چراکه هیچ یک از طرفین بازی نمی خواهند نهایتا نابود شوند.

حالا بگذارید مجددا به بازی جوجه ترسو برگردیم. در حال حاضر مقامات ایران و آمریکا هنوز وارد این بازی نشده اند. درست مانند دو راننده که داخل خودروهای خود نشسته اند اما هنوز تصمیم نگرفته اند که آیا به سمت یکدیگر حرکت کنند یا نه. نه مقامات ایرانی و نه مقامات آمریکایی هیچ کدام نمی خواهند زودتر از دیگری خودرو را روشن کنند و به حرکت درآورند. نشستن در خودرو یک چیز است و روشن کردن و به حرکت درآوردن آن یک چیز دیگر. اگر هر یک از دو طرف این بازی آغازکننده جنگ باشند یا به زبان بازی جوجه ترسو خودرو را روشن کنند و به حرکت درآورند، حمایت های بین المللی را از دست خواهند داد. نه آمریکایی ها چنین چیزی را می خواهند و نه تهران. اما اگر یکی از طرفین به هر دلیلی خودرو را روشن کند، طرف دیگر نیز همین کار را می کند و آن وقت است که دو کشور با سرعت به سمت یکدیگر حرکت خواهند کرد. نه برای واشنگتن و نه برای ایران، پاسخ ندادن، گزینه ای نیست که روی میز باشد. تا زمانی که خودروها خاموش است، جز تهدید متقابل چیز جدیدی وجود نخواهد داشت اما زمانی که خودروها به سمت یکدیگر حرکت کنند، یا یکی از طرفین باید زودتر از دیگری از مسیرش منحرف شود یا اینکه به یکدیگر برخورد کنند.

با ابزار نظریه بازی به این نتیجه خواهیم رسید که همه اصرار آمریکا برای هسته ای نشدن ایران، ناشی از علم واشنگتن به دکترین تخریب حتمی متقابل و ماهیت بازدارنده بودن آن است. زمانی که ایران هسته ای شود، آمریکا جز تهدید به حمله نظامی چیز دیگری در دست نخواهد داشت و این چیزی نیست که ترامپ بتواند با آن کنار بیاید. اما ایران هنوز هسته ای نشده است؛ پس چرا آمریکا جنگ را آغاز نمی کند؟ شلینگ بازی جوجه ترسو را از کاری که جوانان در خیابان ها انجام می دادند الهام گرفته است. در این بازی باختن برای هر یک از دو راننده می تواند مطلوب تر باشد تا اینکه به عنوان یک بزدل شناخته شوند. به زبان پیامد های نظریه بازی، در واقع زیان ناشی از چرخاندن فرمان و به عنوان یک بزدل شناخته شدن، از زیان مردن برای فرد بیشتر است. در واقع فرد ترجیح می دهد کشته شود تا اینکه فرمان خودرو را بچرخاند.

یکی از راه های پیروزی در بازی جوجه ترسو این است که یکی از رانندگان زمانی که در حرکت به سمت راننده دیگر است، فرمان خودرو را از جا در آورد و به بیرون پرتاب کند. اگر خودروهای تهران و واشنگتن به سمت یکدیگر به حرکت درآیند، مرد دیوانه یعنی ترامپ می تواند آن راننده ای باشد که فرمان خودرو را از جا در می آورد تا نشان دهد هرگز از مسیرش منحرف نخواهد شد. بارها نیز در سخنرانی هایش به چنین چیزی اشاره کرده است که اگر جنگ شروع شود دیگر کار از کار گذشته است. اگر ایران هسته ای شود، دکترین تخریب حتمی متقابل مانع از جنگ می شود. اما ایران هنوز هسته ای نیست. قدرت نظامی آمریکا و داشتن حمایت های بین المللی این اجازه را به ترامپ داده که نقش مرد دیوانه را به خود بگیرد. مردی که می تواند فرمان خودرو را از جا دربیاورد چرا که هزینه های جنگ نظامی را برای ایران بسیار بیشتر از آمریکا برآورد می کند و انتظار دارد با این کارش تهران از مسیر خود منحرف شود؛ ولی در عمل چنین چیزی رخ نخواهد داد و تهران از مسیرش منحرف نخواهد شد؛ اما چرا؟ پاسخ در «ایدئولوژی» نهفته است. برای مقامات تهران، جنگ حتی اگر هزینه های بسیار زیادی را با خود به همراه داشته باشد قابل قبول است چراکه نابودی برای تهران به معنای شکست نیست. نزاع دو کشور، یک نزاع ایدئولوژیک است. این نزاع از جنس نزاع میان شوروی و آمریکا (جنگ سرد) یا نزاع میان کره شمالی و آمریکا نیست. این منازعات اگرچه ایدئولوژیک بوده اند، اما جنس آنها مادی بوده است. اما نزاع میان تهران و واشنگتن، در پس زمینه خود یک ایدئولوژی غیرمادی را پنهان کرده است. سوال این بود که چرا به رغم اینکه ایران هنوز هسته ای نیست، واشنگتن به تهران اعلان جنگ نمی کند؟ گفتیم وقتی ایران سلاح هسته ای نداشته باشد، دکترین تخریب حتمی متقابلی هم وجود نخواهد داشت. پس چرا آمریکا جنگ را آغاز نمی کند؟ دلیل این است که مقامات در واشنگتن می دانند تهران ترجیح می دهد در صورت آغاز جنگ، خودروی خود را با سرعت هرچه بیشتر به خودروی واشنگتن بکوبد و حتی اگر ترامپ فرمان را از جا بکند، باز هم خودروی تهران از مسیر خود منحرف نخواهد شد، چرا که پیامدی که در ذهن مقامات تهران از جنگ با واشنگتن وجود دارد «باخت» نیست و تهران در هر صورت برای خود «برد» را متصور است. این واقعیتی است که آمریکایی ها آن را می دانند. برای همین است که جنگ را آغاز نمی کنند.




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید