اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

شهاب شهسواری| مارک فیتزپاتریک، مدیر پیشین قاره امریکا موسسه بین‌المللی پژوهش‌های استراتژیک، ازجمله کارشناسان هسته‌ای امریکاست که در طول سال‌های گذشته به صورت پیوسته در مورد برجام هسته‌ای ایران مطالعه کرده ‌است و در مورد رویدادهای مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران اظهارنظر می‌کند. او از جمله هواداران امریکایی برجام است و در مصاحبه‌ای که مرداد ماه سال گذشته با او داشتم، خروج امریکا از برجام را یک اشتباه بزرگ توصیف کرد. او تاکید می‌کرد که اگر یک رییس‌جمهور از حزب دموکرات امریکا در انتخابات 2020 روی کار بیاید، قطعا به این توافق بازخواهد گشت. اما با رویدادهایی که در ماه‌های اخیر رخ داده‌ است، به نظر می‌رسد که نسبت به آینده برجام بسیار ناامید است. او می‌گوید که امیدوار بود ایران تا انتخابات امریکا صبر کند و سیاست دولت احتمالی بعدی را ببیند.
به اعتقاد این کارشناس امریکایی، در حال حاضر مسیر رویدادها به سمت نزدیک شدن اروپا با امریکا، فروپاشی برجام و احیای قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت علیه ایران حرکت می‌کند. در ادامه متن کامل گفت‌وگوی «اعتماد» را با مارک فیتزپاتریک، کارشناس مسائل عدم اشاعه و مدیر پیشین قاره امریکای موسسه بین‌المللی پژوهش‌های استراتژیک مطالعه می‌کنید. اما پیش از مطالعه توضیح این نکته ضروری است که اگرچه ما با بخش‌های زیادی از این گفت‌وگو موافق نیستیم یا به آن نقد داریم اما از آنجایی که مارک فیتزپاتریک بخشی از صدای درون حاکمیت امریکا را نمایندگی می‌کند شنیدن آن برای ناظران سیاسی و دیپلمات‌های ایرانی لازم است.


از آنجا که گام‌های تقابلی ایران در کاهش تعهدات برجامی و احیای ظرفیت هسته‌ای نتیجه مستقیم خروج آمریکا از برجام است آیا می‌توان فرض کرد که امریکا سیاست محدودسازی توان هسته‌ای ایران را کنار گذاشته است؟

من با پیش‌فرض سوال شما مخالفم، ممکن است در ظاهر این‌گونه به نظر برسد که دولت ترامپ اهمیتی به این قضیه نمی‌دهد، به‌ویژه اقداماتی انجام داده‌اند که نهایتا به ازسرگیری برخی اقدامات پیشین ایران منتهی شد. مشخص بود خروج از برجام و نقض این توافق، باعث واکنش ایران می‌شود و دولت امریکا باید می‌دانست که ایران بعد از چنین اقدامی، برخی محدودیت‌هایی را که براساس برجام پذیرفته ‌است، کنار می‌گذارد.

درون دولت ترامپ، نهایتا خودشان را قانع کردند که ایران هیچ واکنشی به خروج از برجام نشان نمی‌دهد و خب مشخص شد که این پیش‌فرض غلط از آب درآمده ‌است.

حالا که این پیش‌فرض غلط از آب درآمده‌ است، آیا ایران می‌تواند تمامی توانایی‌های پیش از برجامش را احیا کند؟

مسیری که در پیش گرفته‌اند، به نظر من به این سمت می‌رود که سعی می‌کنند فشار خود را بیشتر از گذشته افزایش دهند. در واکنش به اقدام ایران، دولت ایالات‌متحده امریکا به این سمت می‌رود تا اروپایی‌ها را قانع کند، مکانیزم حل اختلاف را در برجام فعال کنند. مسیر حل اختلاف و رسیدگی به اتهام تخلف ایران از برجام، فرآیندی است که نهایتا به شورای امنیت ختم می‌شود و در صورتی که کار به اینجا برسد، قطعنامه‌های پیشابرجامی شورای امنیت مجددا برقرار می‌شوند؛ فرآیندی که به Snapback مشهور است.

من تصور می‌کنم، دولت امریکا انتظار دارد که در ادامه فرآیند اقدامات تقابلی ایران، اروپایی‌ها را برای بازگرداندن پرونده ایران به شورای امنیت قانع کند. بگذارید این را بگویم، هر چند دولت امریکا از افزایش ظرفیت هسته‌ای ایران خرسند نیست، اما همزمان احتمالا خیلی از آنها پشت پرده نسبتا از روند رویدادها رضایت دارند، چراکه اقدامات ایران احتمال اقناع طرف‌های باقی‌مانده را در برجام برای بازگرداندن تحریم‌های شورای امنیت افزایش می‌دهد.

اما ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت هم بدون واکنش نخواهد بود، واشنگتن در تصمیم قبلی به گفته شما براساس پیش‌فرض‌های غلط تصمیم خود را اجرایی کرد، در حال حاضر هم رفتن به شورای امنیت احتمالا باعث تسریع و تشدید واکنش‌های ایران می‌شود. فکر می‌کنید دولت امریکا برای عواقب چنین اقدامی چه برنامه‌ای دارد؟

سوال بسیار مهمی ‌است. درست می‌گویید که هر دو طرف در حال تشدید اقدامات خود هستند و اقدامات اینچنینی هم سرعت اقدامات متقابل را بیشتر می‌کند. واقعیت این است که دولت ایالات‌متحده امریکا در واقع آخر بازی را برمبنای بازدارندگی نظامی فرض کرده‌ است. تصور غالب در دولت امریکا این است که بازدارندگی نظامی امریکا باعث می‌شود که ایران از نزدیک‌تر شدن به ظرفیتی که معادل توانمندی تولید سلاح هسته‌ای باشد، خودداری کند. موضع اعلانی امریکا این است که تا پیش از رسیدن به چنین شرایطی، امیدوار هستند که فشارهای‌شان دولت ایران را قانع کند که برای یک توافق جدید مذاکره کنند. گروهی از مقام‌های امریکایی هم ممکن است به دنبال سیاست پنهانی و محرمانه تغییر نظام در ایران باشند، اما دست‌کم به صورت علنی این موضوع را اعلام نمی‌کنند.

تا پیش از این به نظر می‌رسید که دولت امریکا، براساس یک تصمیم استراتژیک به دنبال «محدود کردن توان هسته‌ای ایران» است. اما به نظر می‌رسد این استراتژی تغییر کرده ‌است، فکر می‌کنید آیا استراتژی واضحی در واشنگتن در برابر برنامه هسته‌ای ایران وجود داشته ‌باشد؟

من تصور می‌کنم تصور غالب در دولت کنونی و در میان هوادارانش این است که هر چند محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران، اقدامی پسندیده است، اما برجام این سقف‌ها و محدودیت‌ها را برای مدت‌ زمانی مشخص و محدود درنظر گرفته ‌بود، مدت زمانی که بین 10 تا 14 سال بعد از اجرایی شدن برجام، منقضی می‌شد. تصمیم واشنگتن بر این مبنا بود که وقتی قرار است نهایتا این محدودیت‌ها برداشته ‌شود، چه بهتر که همین امروز با قضیه روبه‌رو شویم تا اینکه صبر کنیم ایران به یک قدرت مهم‌تر بدل شود. احساس گروهی از سیاستگذاران این بود که بگذار به جای اینکه 10 سال دیگر با بحران روبه‌رو شویم، همین الان با آن مواجه شویم. من شخصا با این سیاست بسیار مخالفم اما تصور می‌کنم مبنای تصمیم‌گیری برای خروج از برجام بر این اساس بود.

فکر می‌کنید ادامه افزایش تنش‌ها در این بحرانی که واشنگتن ایجاد کرده ‌است، چه تاثیری بر نظام عدم‌اشاعه بین‌المللی بگذارد؟ به هر حال ایران گزینه‌هایی بسیار شدیدتر مانند خروج از پیمان عدم‌اشاعه NPT را هم دراختیار دارد.

خروج ایران از ان‌پی‌تی یک اقدام خطرناک برای ایران و یک ضربه بسیار جدی به نظام جهانی عدم‌اشاعه خواهد بود. شاید نخستین ضربه محکم خروج ایران از ان‌پی‌تی این باشد که رقبای منطقه‌ای ایران، به ویژه عربستان‌سعودی بلافاصله قانع شوند که برنامه دستیابی به سلاح هسته‌ای را آغاز کنند. سعودی‌ها علاقه‌مندند که این توانایی را داشته‌ باشند، اما هنوز تلاش جدی برای رفتن به آن سمت انجام نداده‌اند. خروج ایران از NPT، به نوعی از سوی ناظران «تایید تلویحی بر نیت ساخت سلاح هسته‌ای» برداشت خواهد شد. بدون توجه به اینکه ایران چه اقدامی انجام دهد یا ندهد، از سوی بخش بزرگی از دولت‌های جهان، این اقدام نوعی سوءنیت برداشت خواهد شد.

خروج از ان‌پی‌تی می‌تواند برای ایران خطرناک باشد چون حتی تصور در مورد نیت ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای هم می‌تواند بهانه‌ای برای حمله نظامی به ایران باشد. من شخصا به یاد می‌آورم یک بار یک مقام ارشد دولت امریکا به شکل تلویحی تاکید کرد «امیدوار است ایران از ان‌پی‌تی خارج شود» چون چنین اقدامی باعث می‌شود بهانه‌ای برای او فراهم شود تا کاری را که همیشه دوست داشت انجام دهد و به ایران حمله کند.

آیا اروپایی‌ها متوجه مسیر رویدادها هستند و درک می‌کنند که تشدید این وضعیت چه عواقبی در بر خواهد داشت؟

اروپایی‌ها همواره نگران این بوده‌اند که امریکا یا اسراییل تصمیم به دخالت نظامی در ایران بگیرند. به همین دلیل هم بود که پیش از برجام، کشورهای اروپایی با تحریم‌های جامع علیه ایران موافقت کردند، چراکه تصور می‌کردند روی آوردن به فشارهای تحریم می‌تواند جلوی افزایش توان هسته‌ای ایران را بگیرد و نهایتا باعث شود جلوی یک اقدام نظامی توسط طرف‌های ثالث علیه ایران گرفته ‌شود.

تصور می‌کنید کاری معنادار از اروپایی‌ها برای جلوگیری از افزایش تنش‌ها بر می‌آید؟

مطمئن نیستم، اروپایی‌ها دو سیاست متناقض و در عین حال مکمل را در پیش گرفته‌اند. از یک طرف سعی می‌کنند یک حساب ویژه برای معاملات بشردوستانه ایجاد کنند که امروز با نام اینستکس از آن یاد می‌شود و مدت بسیار طولانی است که روی آن کار می‌کنند و هنوز عملیاتی نشده‌ است. همزمان هم سعی می‌کنند این تهدید را بالای سر ایران حفظ کنند که اگر ایران اقداماتی شدیدتر برای کاهش تعهداتش در برجام یا فراتر از آن انجام دهد، تحریم‌های اتحادیه اروپا و شورای امنیت را علیه ایران ازسر می‌گیرند و از توافق هسته‌ای خارج می‌شوند. در نتیجه می‌توان گفت اروپایی‌ها مسیر «مشوق‌های همزمان مثبت و منفی» را در پیش گرفته‌اند.

برگردیم به سوال در مورد سیاست‌های واشنگتن، شما احتمالا با طرز تلقی سیاستگذاران تندروی امریکایی در مورد ایران آشنا هستید. به اعتقاد شما کسانی که در واشنگتن دنبال سیاست تغییر نظام در ایران هستند، چه تصوری از سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران دارند؟ آیا تصور می‌کنند اگر حاکمان دیگری در ایران باشند، برنامه هسته‌ای را کنار خواهند گذاشت؟

نه! من تصور نمی‌کنم که این افراد چنین اعتقادی داشته ‌باشند، آنها می‌دانند که ایران برنامه هسته‌ای خود را کلا کنار نخواهد گذاشت. این سیاستمداران معتقدند که باید دسترسی ایران به فناوری‌هایی با کاربری دوگانه را قطع کرد، به‌طور مشخص مشکل آنها با توانایی غنی‌سازی و توانایی بازفرآوری است. استدلال آنها این است که ایران می‌تواند سوخت موردنیاز برای نیروگاه‌های هسته‌ای را از بازار جهانی خریداری کند و ضرورتی برای داشتن این دانش‌ها ندارد.

اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تایید کرده ‌است که برنامه هسته‌ای ایران ابعاد نظامی ندارد...

وقتی از عبارت کاربری دوگانه استفاده می‌کنم به این معنا نیست که ایران ضرورتا اهداف نظامی دنبال می‌کند، کاربری دوگانه به معنای فنی آن موردنظر است، یعنی اینکه ظرفیت غنی‌سازی می‌تواند و ممکن است به عنوان ابزاری برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای استفاده شود، نه اینکه لزوما ایران قرار است از آن با این هدف استفاده کند.

کشورهای دیگری هستند که چنین توانایی و فناوری دارند و دولت‌های غربی این را پذیرفته‌اند، آرژانتین و ژاپن از چنین حقی برخوردار هستند. چرا چنین موقعیتی دراختیار ایران قرار داده ‌نشود؟

بله درست است. واقعیت این است که در دوره‌ای چون دولت آرژانتین به دنبال سلاح هسته‌ای بود، به برنامه غنی‌سازی این کشور نیز با بدبینی نگاه می‌شد. اما امروزه برنامه هسته‌ای آرژانتین یکی از شفاف‌ترین برنامه‌های هسته‌ای جهان محسوب می‌شود و در واقع این کشور به یکی از رهبران بین‌المللی در عدم‌اشاعه و جلوگیری از توسعه سلاح‌های هسته‌ای بدل شده ‌است. در نتیجه دیگر نگرانی در مورد برنامه هسته‌ای این کشور وجود ندارد. من میان ایران با آرژانتین و ژاپن، که برنامه‌های غنی‌سازی وسیعی دارند، تفاوت قائل می‌شوم.

تردیدهایی در مورد وجود برنامه تسلیحات هسته‌ای در ایران وجود دارد. گزارش آژانس در سال 2013 تایید می‌کرد که چنین فعالیت‌هایی در گذشته متوقف شده‌اند و ادامه نیافته‌اند، اما در میان سیاستمداران و سیاستگذاران غربی تردید وجود ندارد که چنین نیت‌هایی در دوره‌ای وجود داشته ‌است. اگر تصور شود که کشوری چنین نیت یا برنامه‌ای را در گذشته نزدیک داشته‌ است، بدبینی نسبت به برنامه هسته‌ای آن افزایش می‌یابد. ایده اصلی که باعث شکل‌گیری برجام در سال 2015 شد، این بود که برنامه‌های هسته‌ای که امکان استفاده دوگانه دارند، به‌شدت و با دقت تحت نظارت و بازرسی قرار گیرند تا در دوران نظارت و بازرسی دقیق، اعتماد دوجانبه میان ایران و کشورهایی که نسبت به برنامه هسته‌ای‌اش تردید دارند، احیا شود. برای من بسیار ناراحت‌کننده است که این اعتماد و هدف مدنظر برجام به سرعت در حال از بین رفتن است.

با از میان رفتن این اعتماد، شاهد شکل‌گیری اختلاف‌نظرهای تازه‌ای میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هستیم، به تصور شما چنین مسائلی تا چه اندازه ممکن است دردسرساز شود؟

این یک یافته بسیار مهم و موثر است. اگر وجود اورانیوم اعلام نشده در ایران تایید شود، این مساله را می‌توان نقض تعهدات پادمانی ایران به آژانس تصور کرد. فراموش نکنیم که پیش از این هم نقض تعهدات پادمانی بود که باعث شده ‌بود بحران پرونده هسته‌ای ایران و تمام مسائل مربوط به آن تا پیش از برجام ایجاد شود. تاکنون تمام اختلافات پیشین ایران و آژانس در مورد اجرای پادمان حل و فصل شده ‌است، اما حالا چهار سال بعد از اجرای برجام، یک اختلاف‌نظر پادمانی جدید شکل گرفته ‌است. اورانیومی که [ادعا می‌شود] در تورقوزآباد کشف شده سوالات بزرگی ایجاد می‌کند که ایران دقیقا چه کاری می‌کرده که وجود این اورانیوم را گزارش نکرده ‌است؟ آیا ایران واقعا تلاش‌های پیشین خود برای ابعاد ادعایی برنامه هسته‌ای را متوقف کرده‌ است یا آن را فقط پنهان کرده‌ تا در موقعیتی دیگر از سر بگیرد؟

مساله استرداد یک بازرس آژانس هم اخیرا پیش آمده ‌است، فکر می‌کنید این مساله هم می‌تواند به یک اختلاف نظر جدی تبدیل شود؟

بله! این هم یک تحول عمده است و دست‌کم برای من نگران‌کننده بود، چراکه همکاری میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بسیار خوب و نزدیک بود، اما حالا در این واقعه که جزییات آن مورد اختلاف است، باعث می‌شود که همکاری میان ایران و آژانس در خطر قرار گیرد. من بسیار نگرانم به دوره‌ای بازگردیم که رویارویی میان آژانس و ایران ازسر گرفته ‌شود و مسائلی را که پیش از این باعث دردسر برای ایران و آژانس شده ‌بود، دوباره در این رابطه وارد شود.

برخی هم در مورد وقوع خرابکاری و تلاش دولت‌های خارجی برای بر هم زدن رابطه ایران و نهاد نظارتی هسته‌ای سازمان ملل ادعا کرده‌اند، به گمان شما چنین ادعایی تا چه اندازه قریب به واقعیت است؟

من فکر نمی‌کنم که هیچ انگیزه‌ای برای کشورهای خارجی وجود داشته ‌باشد که چنین اختلافی را میان ایران و آژانس دامن بزنند. من فکر می‌کنم به صورت مشخص منظور شما امریکا، اسراییل و عربستان‌سعودی باشد. قطعا تردیدی ندارم که ایالات‌متحده امریکا ممکن است اقداماتی دیگر انجام دهد تا برای ایران دردسر درست کند، اما از نظر من خیلی دور از ذهن است. من شخصا خیلی علاقه‌مندم که دقیقا از جزییات واقعه‌ای که به استرداد بازرس آژانس منجر شد، باخبر شوم، هم دلیلی که باعث جلوگیری از ورود او به تاسیسات شد و هم اینکه چرا پیش از خروج از کشور بازداشت شد؛ ماجرایی است که باید ابعاد بیشتری از آن روشن شود.

به عنوان سوال آخر، پیش‌بینی شما از آینده برجام باتوجه به شرایط حاضر چیست؟

قطعا مهم‌ترین مساله همین است، من شخصا از روند وقایع احساس ناامیدی می‌کنم. من از جمله کسانی بودم که امید زیادی به برجام داشتم و تا پیش از این امیدم این بود که رهبران ایران تصمیم بگیرند صبر خود برای اجرای برجام را یک سال بیشتر تا روشن شدن نتیجه انتخابات امریکا ادامه دهند تا مشخص شود که رویکرد دولت بعدی امریکا در مقابل این توافق چه خواهد بود. رویکردی که ایران برای کاهش تدریجی تعهداتش در برجام در پیش گرفته‌ به گمان من باعث می‌شود احتمال توسل به مکانیزم حل اختلاف و بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت و در نتیجه فروپاشی برجام، محتمل‌تر شود. در حال حاضر تنها امیدی که وجود دارد این است که تصمیم‌های دوراندیشانه‌ای اتخاذ شود، اینستکس راه‌اندازی شود و دست‌کم بخشی از تجارت ایران و اروپا که می‌تواند زمینه‌ای برای حفظ برجام ایجاد کند، بازگشایی شود، اما متاسفانه شخصا چندان امیدی به این اتفاق ندارم.




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید