روزنامه شهروند/ متن پیش رو در شهروند منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

عباس عبدی| بالاخره انتظار به سر آمد و سوخت و به‌طور مشخص بنزین سهمیه‌بندی شد و قیمت آن نیز تغییر کرد. قیمت سهمیه‌ای ٥٠‌درصد و قیمت آزاد سه برابر افزایش یافت. واقعیت این است که جامعه ایران به دلیل برخورداری از منابع نفتی همیشه با تناقضی آشکار مواجه بوده است. مردم هر جامعه‌ای علاقه‌مند هستند قیمت کالاهای مصرفی‌شان ارزان باشد و با گرانی مواجه نشوند؛ این طبیعت رفتار مردم است، به‌ویژه هنگامی که درآمد آنان ثابت است. ولی بیایید فرض کنیم نفت نداشتیم. در این‌صورت آیا کسی حاضر می‌شد دولت سوخت را وارد کند و ارزان‌تر از قیمت جهانی بفروشد؟ قطعاً خیر. چرا؟ برای اینکه مابه‌التفاوت قیمت مذکور را دولت از بودجه و جیب مردم می‌داد و مردم حاضر نمی‌شدند دولت پول آنان را صرف پرداخت یارانه به ثروتمندان کند که سوخت بیشتری مصرف می‌کنند. پس چرا حالا از پایین بودن قیمت سوخت خوشحال می‌شویم و خواهان پرداخت یارانه از جیب دولت یا همان ملت هستیم؟ به این علت روشن که مردم اعتمادی به نحوه هزینه‌کرد دولت‌ها از درآمدهای ناشی از مابه‌التفاوت قیمت‌های انرژی ندارند و گمان می‌کنند این پول‌ها بیش از آنکه صرف مردم شود، اتلاف می‌شود.


بیش از چهار‌سال است قیمت سوخت و انرژی ثابت مانده است، در حالی که شاخص تورم در این فاصله حدود دو برابر شده است و به معنای دیگر قیمت بنزین به نرخ ثابت نصف و این امر موجب افزایش قاچاق سوخت شده است. به‌ویژه هنگامی که قیمت ارز نیز چند برابر شد، تقاضا برای قاچاق بنزین به نحو بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. از این‌رو برای کنترل مصرف داخلی و جلوگیری از قاچاق لازم بود این تعدیل قیمت و سهمیه‌بندی بنزین انجام شود، ولی برای جلب حمایت مردم، دولت باید انگیزه خود را در انجام این اقدام کمک به جامعه اعلام کند که با برنامه‌ای که دولت اعلام کرده چنین نیز شده است. به عبارت دیگر، با انتقال درآمدهای حاصل از سیاست افزایش قیمت بنزبن به جیب خانوارهای ایرانی، این هدف محقق خواهد شد؛ آنچنان که دولت اعلام کرده از مبلغ ٥٥‌هزار تومان ماهانه برای خانوارهای تک‌نفری تا ٢٠٥‌هزار تومان برای خانوارهای پنج‌‌نفری به بالا، این رقم اختصاص می‌یابد و در اسرع وقت به حدود ١٨ میلیون خانوار که حدود ۵۰‌میلیون نفر یا حتی بیشتر می‌شوند، پرداخت خواهد شد.

مشکلی که در اجرای این طرح وجود دارد، نگرانی و برداشت مردم از آثار تورمی آن است. واقعیت این است که افزایش قیمت بنزین به خودی خود تأثیر چندانی بر تورم ندارد. نمونه آن در ‌سال‌های ١٣٩٣ و ١٣٩٤ است که قیمت بنزین افزایشی شدید داشت، ولی تأثیری در تورم نداشت. ولی چرا در بیشتر مواقع با افزایش قیمت بنزین شاهد رشد قیمت‌ها هستیم؟ این امر به‌دلیل دیگر سیاست‌های مالی و پولی دولت‌ها بوده است که همراه با افزایش قیمت سوخت اتخاذ می‌شود. اگر دولت درآمدهای مزبور را وارد بودجه خود کند و به افزایش نقدینگی منجر شود، طبعاً تورم بیشتر می‌شود ولی اگر این درآمدها مستقیما در اختیار خانوارها قرار گیرد و دولت برای کمبود منابع خود به سوی استقراض از بانک‌ها و چاپ پول روی نیاورد، هیچ اتفاق خاصی درباره افزایش قیمت‌ها، جز آنچه معمول است، رخ نخواهد داد و دولت می‌تواند از طریق صرفه‌جویی در مصرف بنزین، باقیمانده آن را به ارز در مرزهای عراق، پاکستان و افغانستان بفروشد. با تعدیل مصرف در داخل نیز آلودگی هوای شهرها تا حدی تعدیل می‌شود و با دریافت مبلغ مذکور در زندگی مردم هم قدری گشایش رخ می‌دهد.




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید