خبرآنلاین/ متن پیش رو در خبرآنلاین منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

«دکتر اسعد ابوخلیل معتقد است رفیق حریری که در سال 2005 ترور شد، بیش از هر کسی درایجاد سیستم فاسد اقتصادی – سیاسی ای که موجب اعتراضات اخیر در لبنان شده، دخیل بوده است».

وب سایت کنسرسیوم نیوز، تحلیلی از دکتر اسعد ابوخلیل استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا درباره ریشه اعتراضات لبنان نوشت:

زمانی نیست که لبنان گاه و بیگاه گرفتار بحران نشود. از وقتی که این کشور توسط استعمارگران فرانسوی تاسیس شد، دایم درآستانه جنگ داخلی به سر برده است. هر چند که جنگ داخلی به کرات اتفاق نیفتاده، اما همین جنگهای داخلی ای هم که رخ داده، آنقدر بوده که موجب تلفات مالی و انسانی و از بین رفتن ثبات سیاسی در لبنان گردد. ریشه بحران کنونی لبنان نیز، حداقل به سال 1992 باز می گردد.

جنگ داخلی لبنان درسال 1990، با میانجیگری دولت وقت سوریه بین حزب الله، حزب سوسیالیست مترقی دروزی(Progressive Socialist Party) و سیاستمداران سنی این کشور و متعاقبا شکست ژنرال میشل عون درشرق بیروت، رسما خاتمه یافت. لازم به ذکر است که حزب الله در آن زمان روابط خوبی با دولت وقت سوریه نداشت و نیروهای لبنانی ای که هم پیمان اسراییل بودند، به دنبال آن بودند که به خصوص پس از عقب نشینی تدریجی اسراییل از بیروت طی سالهای 1982 و 1984، از دست حزب الله که رقیب اصلی آنها بود خلاص شوند. پس از پایان جنگ داخلی، لبنان در مسیر بازسازی گام نهاد و رژیم جدید این کشور، بر پایه ائتلاف غیر معمول نیروهای تحت حمایت سوریه، سعودی و آمریکا شکل گرفت.

دولت «عمر کرامی» در سال 1992 گرفتار بحران شد. «عمرکرامی» نخست وزیری صادق، و به پاکدستی معروف بود اما به ناگاه، اراذل و اوباش به خیابان های لبنان سرازیرشدند و نظم عمومی را به هم زدند.

بعدها معلوم شد که سرویس اطلاعاتی سوریه با همدستی میلیاردر لبنانی «رفیق حریری»، کودتای خیابانی بر ضد نخست وزیر وقت لبنان را پی ریزی کرده بودند. در این جا بود که سرویس اطلاعاتی سوریه با حمایت سعودی و ایالات متحده، یکی از فاسدترین نخست وزیران تاریخ لبنان را بر سر کار آورد. نخست وزیری «رفیق حریری» تا سال 2005، و مرگش در اثر ترور و انفجار خوروی حامل وی، ادامه یافت.

دور جدید فساد در لبنان
اینطور نیست که لبنان تا پیش از نخست وزیری «رفیق حریری» درگیر فساد نبوده باشد. اما همانطور که خاطرات و مصاحبه های «امیل لحود» نشان می دهند، «رفیق حریری» نسخه جدیدی از فساد را در لبنان پایه گذاری کرد.

حریری، «الیاس هراوی» رییس جمهور وقت لبنان و بسیاری از سیاستمداران وقت لبنان را در فهرست مواجب بگیران خود قرار داد، و حتی اقدام به خرید مشاوران احزاب رقیب خود کرد. آنهایی که مواجب بگیر «رفیق حریری» نشدند، دشمن او محسوب می شدند. «امیل لحود» رییس وقت ستاد ارتش لبنان که بعدها رییس جمهور شد، و همچنین «حزب الله» در زمره کسانی بودند که فریفته رشوه ها و هدایای حریری نشدند و از این رو دشمن او به حساب می آمدند.

ثروت «رفیق حریری» در زمانی که ترور و کشته شد، 16 میلیارد دلار بود. حریری سیستم جدیدی را برای اداره لبنان پی ریزی کرد و با همکاری سرویس اطلاعاتی وقت سوریه به کار خود ادامه داد. وی حتی عده ای از مقامات سیاسی وقت سوریه را نیز خرید و تا زمان به قدرت رسیدن «بشار اسد» در سوریه، به آنها رشوه و هدیه می داد، اما «بشار اسد» به این وضع پایان داد چرا که می خواست آدمهای خود را بر سر کار آورد و از شر اطرافیان پدرش که مواجب بگیر حریری بودند خلاص شود.

نسخه افراطی نئو لیبرالیسم
«رفیق حریری» با اجرای نسخه نئولیبرالی «بانک جهانی» و «صندوق بین المللی پول»، دست به بازسازی ساختار اقتصادی لبنان زد.

او خواهان حذف بخش دولتی بود و زمانی که نمی توانست به خاطر مقاومت های داخلی، برخی از بخشهای دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند، از تامین مالی این بخش ها سر باز می زد تا به فلاکت بیفتند. تلویزیون لبنان، رادیو، دانشگاه لبنان، بخش حمل و نقل عمومی، نیروگاه ها، تاسیسات آب شرب و سرویس جمع آوری زباله، همگی از بخش هایی بودند که به علت قطع کمک های دولت به فلاکت مالی افتادند.

پس از گذشت چند دهه از پایان جنگ داخلی در لبنان، یکی از شکایت های عمده مردم لبنان، قطعی مکرر برق است. «حریری» حتی نیاز به بازسازی شبکه برق لبنان را نادیده گرفت زیرا سیاستمداران فاسد لبنان، از فروش ژنراتورهای خانگی سود می بردند.

به علاوه، حریری برای بازسازی «بخش تجاری (Downtown)» شهر بیروت، به زور متوسل شد. پیش از جنگ داخلی در لبنان، این بخش از شهر جایی بود که مردم بیروت از هر طبقه اجتماعی و اقتصادی، برای خرید به آنجا می آمدند. ثروتمندان و فقرا هر یک بازار مختص خود را در این منطقه داشتند. هر چند که بازار آنها از یکدیگر جدا بود اما همگی در یک فضا به کسب و کار و خرید مشغول بودند.

اما پس از جنگ، حریری اموال و محل کسب مردم در این بخش از شهر را مصادره، و با پرداخت پول ناچیز به آنها، شرکت خصوصی سرمایه گذاری ای را راه اندازی کرد تا این بخش از بیروت را، تبدیل به یک مکان پر زرق و برق برای طبقه ثروتمند بیروت و گردشگران کشورهای حاشیه خلیج فارس کند. لازم به ذکر است که حریری و رفقایش از سهامداران عمده شرکت سرمایه گذاری مزبور بودند.

رسانه های غربی پس از ترور حریری و مرگ او در سال 2005، گفتند که حریری از ثروتش برای بازسازی لبنان استفاده می کرده، اما ادعای این رسانه ها خلاف واقعیت است. کاری که حریری کرد این بود که نسل آینده لبنان را بدهکار کرد. لبنان در زمان او، به بانکهای خصوصی ای که حریری و رفقایش از سهامداران عمده آنها بودند، به شدت بدهکار شد.

حریری، «ریاض سلامة» مدیر سرمایه گذاری اش در شرکت آمریکایی «مریل لینچ» را به ریاست بانک مرکزی لبنان منصوب کرد. «ریاض سلامة» همچنان رییس بانک مرکزی لبنان است و طی دوهفته گذشته، این بانک یکی از اهداف هر روزه ی تظاهرات معترضان لبنانی بوده است.

تمرکز بر اقتصاد خدماتی (Service Economy) و ثروتمندی بانکهای لبنانی
همین آقای «ریاض سلامة» به خاطر طرحهای مالی مهندسی شده اش که موجب پولدارشدن بانکهای خصوصی و فقیرگردیدن طبقه متوسط لبنان شده، این روزها هدف خشم معترضان لبنانی قرار گرفته است. «رفیق حریری» معتقد بود که اقتصاد لبنان را می توان بر پایه «اقتصاد خدماتی» و بانکها اداره کرد. اقتصاد خدماتی در لبنان، هم عمدتا بر پایه صنعت گردشگری و همچنین ارایه خدمات جنسی به ثروتمندان و طبقه اشرافی کشورهای حاشیه خلیج فارس استوار بوده است. صنعت و کشاورزی در لبنان توسط حریری به محاق رفت.

در حوزه سیاست، رژیم وقت سوریه دست حریری را باز گذاشته بود و او اغلب با حزب الله درگیر می شد. حریری مرتب وعده می داد که صلح اعراب و اسراییل موجب سرازیر شدن ثروت به لبنان خواهد شد اما رویاهای او هیچگاه تحقق نیافتند.

او دریافت مالیات از ثروتمندان را کاهش داد و در مقابل «مالیات بر ارزش افزوده» را وضع کرد که موجب افزایش فشار بر طبقه کم درآمد گردید. شکاف درآمدی بین طبقه غنی و ضعیف لبنان، در این زمان افزایش یافت. ثروتمندان در بخش املاک و مستغلات سرمایه گذاری می کردند و به ساخت و ساز آپارتمان های لوکس که هر روز از گوشه و کنار شهر بیروت سر بر می آوردند، مشغول بودند و به این ترتیب، طبقه متوسط جامعه بیش از پیش، مجبور به ترک بیروت می شد.

البته نسخه اقتصاد نئولیبرالی که حریری در حال اجرای آن بود، موجب واکنش شدید طبقات مختلف جامعه لبنان گردید. در دهه 90 میلادی، اتحادیه های کارگری لبنان به مخالفت و اعتراض شدید با برنامه های اقتصادی او پرداختند. در اینجا، حریری برای سرکوبی اتحادیه های کارگری و دستگیری رهبران آنها، به سرویس اطلاعاتی وقت سوریه متوسل شد. «حریری» همچنین مطابق معمول به آشوب ها و جنبش های طایفه ای توسل پیدا کرد و از کمونیست های سابق لبنان برای سرکوبی اتحادیه های مستقل کارگری لبنان بهره برد. رژیم وقت سوریه و حریری، افراد نزدیک به خود را، که عضو حزب بعث یا حزب سوسیال ناسیونالیست لبنان بودند، به وزارت کار منصوب می کردند تا اتحادیه های کارگری را مرعوب کنند. البته این طرح جواب داد و از آن زمان تاکنون، رهبری اتحادیه های کارگری لبنان در دست دوستان نبیه بری رییس مجلس لبنان است.

توطئه رفیق حریری علیه حزب الله
در حالی که «رفیق حریری» نسخه اقتصادی نئولیبرالی اش در لبنان را پیش می برد، بر ضد جبهه مقاومت لبنان یعنی «حزب الله» نیز توطئه می کرد. رسانه حریری یعنی روزنامه «المستقبل»، حزب الله را به خاطر حمله اسراییل به لبنان مورد شماتت قرار می داد.

«رفیق حریری» تلاش داشت تا «امیل لحود»، رییس ستاد مشترک ارتش لبنان را نیز بخرد، و او را وادار به خلع سلاح «حزب الله» کند اما «امیل لحود» فرد پاکدستی بود و به حق لبنان برای دفاع از خود، اعتقاد داشت.

حتی شخص «عبدالحلیم خدام» معاون رییس جمهور وقت سوریه و نماینده عالی این کشور در لبنان، در پی خلع سلاح «حزب الله» بود. مردم به خاطر دارند که روابط حزب الله لبنان با سوریه، تنها در زمان ریاست جمهوری «بشار اسد» بود که خیلی گرم شد و تا پیش از آن، ژنرال ها و دستیاران حافظ اسد نسبت به حزب الله نگاه خوبی نداشتند و حتی در سال 1987 که سربازان سوری، دوباره وارد بیروت شدند، دست به قتل وسیع اعضای حزب الله زدند.

«امیل لحود» در سال 1998،رییس جمهور شد و «سلیم الحوص» را به نخست وزیری برگزید. «الحوص» برای کنار زدن نسخه اقتصادی حریری و همچنین فساد شدیدی که حریری از خود به جا گذاشته بود، تلاش زیادی کرد اما موفق نشد زیرا موفقیت در این کار، غیر ممکن بود.

هر چند که در این مقطع، حریری دیگر نخست وزیر نبود اما در تمام وزارتخانه های کلیدی، دولت در سایه تشکیل داده بود و افرادی را داشت که به او گزارش می دادند. «بانک جهانی»، که رییس وقتش از دوستان نزدیک حریری بود و بعدا به عنوان مشاور او منصوب شد، بین سالهای 1998 و 2000، در انتشار گزارش های هشدارآمیز در رابطه با اقتصاد لبنان به حریری کمک کرد، هر چند که حریری در این مقطع دیگر نخست وزیر نبود. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که اصلاحاتی که «امیل لحود» در آن زمان پیش گرفت، ضعیف بودند و او شخص فاسدی به نام «الیاس المور» که در آن زمان دامادش بود را همچنان به عنوان وزیر کشور حفظ کرد. «الیاس المور» بعدها وزیر دفاع لبنان شد.

رفیق حریری، در سال 2000 به لطف حمایت های طایفه ای و مدد افرادی در داخل سرویس های امنیتی لبنان و سوریه، بار دیگر در انتخابات پارلمانی پیروز، و نخست وزیر لبنان گردید. وی پس از آن، قدرت بیشتری پیدا کرد و روابطش با ایالات متحده، فرانسه و عربستان قوی تر از هر زمان شد، هر چند که رابطه اش با رژیم سوریه تحت ریاست جمهوری «بشار اسد» ضعیف تر گردید.

مردم لبنان، امروز به سیستم اقتصادی – سیاسی ای که «رفیق حریری» در پی ریزی آن، بیشترین مسئولیت را داشته، معترض هستند.

نهادینه شدن فساد در لبنان توسط حریری
شکی نیست که فساد در لبنان و تمام نهادهای این کشور گسترده است، اما این «رفیق حریری» بود که فساد را تبدیل به ستون فقرات سیستم کرد. این مرد کسی است که نه تنها به سیاستمداران و ژنرالهای لبنان، مواجب می داد، بلکه معاون وزیر خارجه اسبق آمریکا یعنی «ریچارد مورفی» و همچنین رییس دفترشبکه خبری سی ان ان در بیروت را نیز به استخدام خود در آورده بود.

«رفیق حریری» از شبکه تبلیغاتی فوق العاده ای که در اختیار داشت برای متهم کردن دشمنان اش بهره می برد و البته این جرایمی که دشمنان اش را به آن متهم کرد، متوجه خودش بود. پسر حریری یعنی «سعد حریری» که از استعداد و مهارت پدرش در سیاست و کسب و کار برخوردار نیست، به عنوان وارث خاندان حریری، نقش یک خدمتگزار مطیع را برای آمریکا و عربستان ایفا می کند. لازم به ذکر است که بعد از ترور «رفیق حریری»، جانشین او در خاندان حریری، توسط خانواده سلطنتی سعودی تعیین می شود و از این جهت، در آن زمان، «شاهزاده سلمان» ( پادشاه کنونی سعودی)، سعد حریری را، به جای برادر بزرگترش یعنی «بهاء حریری»، انتخاب کرد.

اکنون، مردم لبنان کل هیات حاکمه را مورد اعتراض قرار داده اند. اعترضات همچنین «ولید جنبلاط» و «سمیر جعجع» را نیز هدف قرار داده اند. «ولید جنبلاط» رهبر «حزب سوسیالیست مترقی» است. او سابقا عامل دولت سابق سوریه بود و از سال 2005، عامل سعودی ها و آمریکایی ها شده است. «سمیر جعجع» رهبر «حزب قوای لبنان» است و شبه نظامیان تحت امر او، سابقا مزدور اسراییل بودند که بدترین جنایت ها در دوران جنگ داخلی لبنان، توسط آنها رقم خورد. «سمیر جعجع» امروز متحد سعودی ها شده است.

سایر کسانی که هدف اعتراضات معترضان لبنانی هستند، رهبران مافیای مالی لبنان هستند. «نجیب میقاتی» یکی از آنهاست. او میلیاردری است که اهل طرابلس است که ثروتش را از طریق در اختیار داشتن انحصار شبکه مخابراتی در لبنان و سوریه به دست اورده و در آنجا تحصیل کرده است. فرد دیگر، «محمد الصَفدی»، میلیاردر لبنانی و اهل طرابلس است و اکنون نماینده مجلس لبنان، و با عربستان در ارتباط است.

نمایش زندگی اشرافی و پر حیف و میل هیات حاکمه لبنان که جشن عروسی میلیون دلاری خود را در جنوب فرانسه برگزار می کنند و جت ها و قایق های تفریحی و ویلاهای مجلل خود را در داخل و خارج لبنان به رخ دیگران می کشند، موجب شدید شدن خشم مردم مستمری بگیر لبنان گردیده است.

خشم عمومی در لبنان چنان وسیع شده که به طور مقطعی، حتی مرزبندی های طایفه ای را که جامعه لبنان غالبا گرفتار آن است، نیز در نوردیده است. پیشتر، هیات حاکمه از این مرزبندی ها برای سرکوب نارضایتی دیگر طوایف و ایجاد جنبش های طایفه ای بهره می برد.

مشخص نیست که این اعتراضات به کجا خواهد کشید اما آمریکا و اسراییل، به تحقیق در تلاش هستند تا از این اعترضات برای رسیدن به مطامع خود بهره برداری کنند.

رسانه های غربی، در این اعتراضات، حزب الله لبنان و رهبرش حسن نصرالله را هدف قرار داده اند، اما واقعیت این است که حزب الله آلوده به فساد نیست.

ایالات متحده احتمالا دنبال این است که به امید افزایش مخالفت ها با حزب الله، بحران اقتصادی لبنان را تشدید کند. البته به خاطر اینکه عده زیادی از هیات حاکمه لبنان، عوامل عربستان و آمریکا هستند، بعید است که ایالات متحده به دنبال تضعیف رژیمی که در خدمت منافعش است، باشد.

ممکن است آمریکا به دنبال به لرزه درآوردن لبنان باشد، اما نه در آن حد که تخریبش کند. البته مردم لبنان، این توان را دارند که تمام توطئه های خارجی که لبنان را هدف قرار می دهند خنثی کنند، اما لازمه این کار وحدت و شور انقلابی مردم است.

حضور و نفوذ افراد وابسته به سیاستمداران لبنانی وابسته به عربستان، خصوصا افراد وابسته به «سمیر جعجع» و «ولید جنبلاط»، در میان معترضان، احتمالا با هدف تغییر جهت اعتراضات به سمت و سویی است که مطلوب ائتلاف سعودی - اسراییل – آمریکا است. معترضان باید به هوش باشند و صف خود را از آنهایی که در پی حفظ طبقه حاکم و منافعش هستند، جدا کنند.

ترجمه حامد ضرغامی




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید