دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

دولت تلاش بسیاری کرد تا با افزایش سه برابری بنزین جلوی هیجانات اجتماعی را بگیرد و مردم را قانع کند که افزایش قیمت بنزین ارتباطی با گرانی ها ندارد و با این کار قیمت کالاها – که همین الآن هم برای شهروندان بسیار گران است – گران نمی شود. دولت حتی وعده دادن یارانه به مردم کرده و گفته است که از خانواده های دو نفره تا پنج نفره به بالا 75 هزار تومان تا 205 هزار تومان یارانه می دهد. در مقایسه با یارانه ای که دولت و دولت قبل از آن به مردم می داد و 45 هزار تومان بود، این رقم بسیار بیشتر است. اما بر خلاف انتظار دولت این وعده با استقبال عمومی مواجه نشده و شاهدیم که کشور شاهد یک تنش اجتماعی ناشی از بحران به وجود آمده افزایش قیمت بنزین است.

چرا با وجود پیشنهادهای مادی دولت به مردم و در حالی که افزایش نرخ بنزین بر اساس محاسبات و واقعیت های اقتصادی، آن هم در برهه کنونی اجتناب ناپذیر است، افکار عمومی با دولت همراه نمی شود و وعده های آن را نمی پذیرد؟ چرا دادن پول که این بار حدود 4 برابر یارانه قبل است، با استقبال عمومی مواجه نمی شود و مردم را راضی نمی کند؟

واقعیت این است که تحریم های یکجانبه ایالات متحده که در دوره ترامپ به مراتب سخت تر و شدیدتر از دوره اوباماست، فشارهای سنگینی را بر دولت تحمیل کرده که سرریز این فشارها به جامعه منتقل شده است. در پی این تحریم ها بسیاری از مراودات اقتصادی و تجاری دولت با خارج مختل شده که بارزترین آن مشکل دولت در فروش نفت، مهمترین منبع درآمدی دولت، است. در پی این فشارها قیمت ارز نسبت به یک سال و نیم گذشته به شدت افزایش یافته و به دنبال آن به هزینه های جاری دولت نیز به شکل سرسام آوری افزوده شده و همچنین تورم شدیدی به وجود آمده است. دولت برای جبران بخشی از منابع مالی که در پی تحریم از دست داده، به دنبال کاستن از هزینه های جاریش است، از جمله در بخش انرژی و مهمترین آن بنزین. اما مباحث اقتصادی، به ویژه بعد از آغاز تحریم های یکجانبه امریکا علیه ایران که واشنگتن تلاش دارد روز به روز بر شدت آن بیفزاید، سبب شده است تا مقبولیت اجتماعی دولت روز به روز کاهش یابد. به نظر می رسد دولت قبل از بازگشت تحریم های یکجانبه امریکا تصور نمی کرد، فشارهای اقتصادی تا این اندازه بر آن فشار بیاورد، برای همین تصوری از وضعیت کنونی نداشت و برنامه ای هم برای آن تدارک ندیده بود. در حال حاضر مقبولیت اجتماعی دولت به قدری پایین آمده که حتی وعده هایی که گمان می کند می تواند توجه مردم را جلب کند، نیز نظر مردم را جلب نمی کند.

نگاه بدبینانه جامعه به دولت سبب شده است تا مطالبه خود را به شیوه های اعتراض های خشونت آمیز دنبال کند، چرا که احساس می کند دولت درد آن را احساس نمی کند. دولت در توجیه افکار عمومی و جلب اعتماد اجتماعی تا اندازه بسیاری ناموفق بوده است. دولت باید بپذیرد مشکلات خود را برای مردم با زبان خود آنها بیان کند. این را هم درک کند که فشارهای اقتصادی به قدری بر مردم شدید است که تاب و تحملشان روز به روز کمتر می شود.

بدیهی است در شرایطی که مقبولیت اجتماعی دولت به شدت پایین آمده باشد و اعتماد عمومی به آن به حداقل ممکن رسیده باشد هر گونه عمل جراحی اقتصادی با نارضایتی اجتماعی مواجه شود.

در تمامی کشورهایی که دولت ها به سمت واقعی کردن قیمت های انرژی گام برداشته اند، مشکلاتی از این دست به وجود آمده است، در مصر در زمان رهبری حسنی مبارک هنگامی که دولت تصمیم گرفت یارانه برای سوخت را لغو کند، آشوب های اجتماعی سنگینی به وجود آمد. یا در اردن، همین چند ماه پیش بود که دولت با افزایش قیمت بنزین با تظاهرات سراسری رو به رو شد. بنابراین آن چه در پی افزایش قیمت بنزین در ایران شاهدیم چیز تازه ای نیست و در بسیاری از کشورها سابقه داشته است. اما تفاوت در این است که هیچ کشوری مثل ایران تحت چنین فشار تحریمی نبوده و با چنین وضعیتی اقدام با چنین کار حساسی نکرده است. اگرچه می توان گفت اگر دولت هم اقدام به این کار کرده از روی ناچاری و مشکلات شدید اقتصادی بوده است.

*سید علی موسوی خلخالی


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید