دیپلماسی ایرانی/ متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نیست

ریسپانسیپل استیت کرافت/ یکی از جدیدترین اقدامات در کارزار بی پایان اعمال فشار دولت ترامپ علیه ایران تلاش برای تمدید تحریم های تحمیلی سازمان ملل در رابطه با منع صادرات یا واردات تسلیحات متعارف است. در سطح لفاظی، کار دولت ترامپ آسان است: هیچ سیاستمداری آمریکایی تا کنون در استدلال علیه فروش اسلحه به ایران شکست نخورده است؛ اما ترامپ درباره پیش زمینه و بستر تحریم و ارتباط واقعی آن با تسلیحات و ناامنی در خاورمیانه سخن نمی گوید.

در حقیقت، تحریم مورد نظر هرگز برای رفع مشکل خرید و فروش تسلیحات متعارف به عنوان عاملی بی ثبات کننده، در نظر گرفته نشده و بیشتر، همراه با دیگر تحریم های اقتصادی، راهکاری برای ترغیب ایران به مذاکره بر سر اعمال محدودیت در برنامه هسته ای و ممانعت از گام برداری احتمالی ایران در جهت دستیابی به بمب اتم بوده است. ایران مذاکره کرد و برنامه جامع اقدام مشترک حاصل شد که همه مسیرهای ممکن به دستیابی آن به سلاح هسته ای را مسدود می کند. با توجه به این پیش زمینه، منطقی است که تحریم تسلیحاتی همراه با دیگر تحریم هایی که با همین هدف اعمال شده اند، برچیده شوند. اما ایالات متحده در زمان مذاکرات خواستار تعویق در رفع تحریم های تسلیحاتی شد و ایران هم به عنوان یک امتیاز مذاکراتی با تمدید 5 ساله آن موافقت کرد. این دوره 5 ساله در ماه اکتبر به پایان می رسد.

ایران در یک سال گذشته از برخی تعهدات هسته ای خود عقب نشینی کرده، اما این عقب نشینی حساب شده و برگشت پذیر را به عنوان واکنشی به نقض برجام توسط دولت ترامپ و یک کارزار اعمال فشار متقابل علیه ایالات متحده انجام داده است. تمدید تحریم های تسلیحاتی برای مدت نامعلوم به مثابه ضربه ای دیگر به برجام خواهد بود و یک بخش جزئی از تلاش های کلی ترامپ برای نابود کردن برجام به شمار می رود.

اما نابودی برجام به معنای پایان همه محدودیت های اعمال شده بر برنامه هسته ای ایران، رقابت احتمالی بر سر تسلیحات هسته ای در منطقه خلیج فارس و ظهور تسلیحات هسته ای و نه تسلیحات متعارف به عنوان نگرانی اصلی امنیتی در خاورمیانه خواهد بود. درست است که تجارت سلاح های متعارف یک اقدام بی ثبات کننده در خاورمیانه است، اما برای رسیدگی به این مشکل به یک رویکرد چند جانبه و گسترده نیاز است که در آن تنها یکی از بازیگران در منطقه هدف گرفته نشده باشد. هدف گرفتن ایران به تنهایی مشکل را برطرف نمی کند.

براساس داده های گردآوری شده توسط موسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم، صادرات اسلحه به خاورمیانه در 5 سال گذشته 87 درصد افزایش داشته و در حال حاضر بیش از یک سوم تجارت جهانی اسلحه را تشکیل می دهد. این یعنی مشکل باید به صورت منطقه ای مورد رسیدگی قرار بگیرد. طرف دریافت کننده در این مشکل کاملا معلوم است: عربستان در سال های 2014 تا 2018 در قیاس با هر کشور دیگری در جهان، بیشتر تسلیحات وارد کرده و خرید تسلیحات سعودی در این مدت 192 درصد نسبت به 5 سال پیش از آن افزایش داشته است. طرف فروشنده مشکل هم عیان است: ایالات متحده بزرگ ترین فروشنده اسلحه در جهان به شمار می رود و بیش از نیمی از صادرات اسلحه آن در سال های 2014 تا 2018 به خاورمیانه رفته و عربستان وارد کننده 22 درصد از صادرات نظامی ایالات متحده در سراسر جهان بوده است. و هر دو طرف مشکل همچنان به خرید و فروش سلاح ادامه می دهند.

این معاملات شکاف نظامی بین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ایران را که تجهیزات آن قدیمی تر بود، بیشتر کرد. برچیدن تحریم تسلیحاتی مورد بحث تغییر چندانی در عدم تعادل موجود ایجاد نخواهد کرد. جمهوری اسلامی بر خلاف رژیم شاه هرگز در بازار بین المللی اسلحه زیاد هزینه نکرده است. تحریم های اقتصادی، کاهش درآمدهای نفتی و دشواری های کلی مالی ایران پیش آمدن تغییری در این الگوی رفتاری را غیرمحتمل می سازد. طبق ارزیابی موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک، حتی در سال 2017 پیش از آن که دولت ترامپ تحریم های تسهیل شده تحت برجام را مجددا اعمال کند، هزینه های بالای سامانه های پیشرفته تسلیحاتی مانع از اقدام ایران برای خرید آنها شده بود.

جدای از حجم خرید و فروش تسلیحات در خاورمیانه، مساله دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد موارد سلاح های متعارفت فروخته شده در منطقه است. بیشتر سلاح های آمریکایی در منطقه در سرکوب های شدید و نقض حقوق بشر از جمله در مصر، در اشغال سرزمین های فلسطین و در حملات مهلک اسرائیلی، و در سال های اخیر در بزرگ ترین فاجعه بشری یعنی حمله ائتلاف تحت رهبری عربستان به یمن استفاده شده اند. طبق اطلاعات پروژه داده های یمن، تا ماه مارس 2019 حملات هوایی سعودی در یمن به کشته یا زخمی شدن بیش از 17 هزار غیرنظامی انجامیده است. صادرات سلاح توسط آمریکا به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از بسیاری جهات بی ثبات کننده بوده است. عربستان و امارات متحده عربی برای به دست آوردن نفوذ در یمن سلاح های ساخت آمریکا را به شبه نظامیان در این کشور داده اند. برخی از این سلاح ها به دست سلفی های افراطی از جمله آنهایی که با القاعده ارتباط دارند، افتاده است.

روش ها و انگیزه های ایالات متحده در فروش سلاح به خاورمیانه نشان دهنده یک سیاست منطقه ای درست نیستند. در یک مقاله در نیویورک تایمز تحت عنوان «چرا بمب های ساخته شده در آمریکا باعث کشته شدن غیرنظامی ها در یمن می شوند» به این مساله اشاره شده که این اقدام بیشتر شبیه تلاش برای کسب و کار ریتون و سایر پیمانکاران دفاعی است تا اقدامی برای ایجاد امنیت در خاورمیانه. همین روی سکه فروش سلاح بود که دولت ترامپ را در برابر کنگره قرار داد. سال گذشته ترامپ یک قطعنامه دو حزبی که به حمایت ایالات متحده از جنگ سعودی در یمن پایان می داد را وتو کرد، کنگره را دور زد و مراحل عادی تصویب توافق 8 میلیارد دلاری تسلیحاتی با سعودی ها را نادیده گرفت. واقعیت این است که بسیاری از جنبه های تجارت اسلحه در خاورمیانه مشکل ساز و بی ثبات کننده هستند، اما هیچ کدام از این مشکلات با وسواس روی ایران حل نمی شوند!

ترجمه طلا تسلیمی