2 هفته آينده شرايط بدتر ميشود
کرونا همچنان ناشناخته است و تنها بهواسطه نظام دادهها ميتوان به بخشهايي از رفتار اين ويروس پي برد. پيش از اين افراد سالمند را قرباني مورد علاقه اين ويروس ميدانستيم و حالا ايرج حريرچي ميگويد: «اخيرا موارد بستري مبتلايان بدحال و جوان افزايش يافته است و همه اينها يک زنگ خطر و هشداري است و مردم نبايد اين معضل را شوخي بدانند.» تنها قطعيت موجود در رابطه با اين ويروس يک چيز است و آن هم اينکه نبايد مبتلا شد، راه رسيدن به اين قطعيت هم در حال حاضر تنها و تنها يک چيز است؛ اجراي پروتکلهاي بهداشتي و رعايت فاصلهگذاريهاي اجتماعي. وضعيت کنوني که کشتههاي کرونا افزايش چشمگيري هم داشته، همه ماجرا نيست چراکه از قرار معلوم کرونا سر باز ايستادن ندارد و تمام نميشود. همان دادهکاوي آمارها نشان ميدهد که
در 15 روز آينده تهران و ديگر شهرها وضعيت بدتري را نسبت به امروز تجربه خواهند کرد. آنطور که عليرضا دلاوري معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکي تهران ديروز در نشست خبرياش اعلام کرده: «۵۰ درصد تستهاي کرونا منجر به بستري بيمار ميشود و در ۱۵ روز آينده ميزان بروز، بستري و مرگ و مير بيماران مبتلا به اين ويروس در کشور افزايش مييابد.»
رفتار عجيب ما و مسؤولان
مقايسه آماري تعداد کشتههاي کرونا و ميزان اجراي پروتکلهاي بهداشتي در اسفندماه سال گذشته و امروز نتيجه عجيبي دارد، اينکه در حالي 80 درصد مردم در اسفندماه پروتکلهاي بهداشتي را مو به مو اجرا ميکردند که ميانگين تعداد کشتههاي هفته آخر اسفند در ايران 90 نفر بود اما حالا ميزان اجراي اين پروتکلها در حالي به 11 درصد رسيده است که ميانگين مرگ و ميرها به واسطه کرونا در هفته اخير به 136نفر در روز رسيده است. سادهاش اينکه وقتي در روز 90نفر جانشان را از دست ميدادند شهروندان 80 درصد رعايت ميکردند اما حالا در روز 136نفر ميميرند و مردم تنها 11درصد رعايت ميکنند! پرواضح است که اين وضعيت تنها نتيجه رفتار شهروندان و مسؤوليت اجتماعي آنها نبوده و تصميمات دولتمردان هم بيتاثير در وضعيت کنوني نيست. سادهانگاري مهار اين ويروس را پيش از اين هم از زبان آنها شنيده بوديم، اينکه وعده داده شده بود پايان ماه مبارک رمضان زمان جشن شکست کرونا خواهد بود، تاثيرش را ميتوان در ساده انگاشتن تاثيرگذاري اين ويروس از سوي مردم ديد. فقط اظهارنظرهاي اينچنيني نبود که ترس از کرونا را کاهش داد و به باور بسياري اجراي برخي از سياستهاي دولت هم در رسوب چنين ذهنيتي تاثير داشت. آنها معتقدند تصميمات نامناسب براي برداشتن محدوديتها و اجراي سياستهايي همچون بازگشايي مدارس از 15 شهريور اهميت خطرناکي اين ويروس را کم کرد و حتي رسانهها را به اين باور رساند که موضوع کرونا را از اولويت خبري خود خارج کنند.
محدوديتها بازميگردد
اما درست در روزهايي که آمار ابتلا و مرگ رو به کاهش بود و همه آن را مقدمهاي بر پايان موج اول شيوع ميدانستند حسن روحاني هشدار داد که در صورت عدم رعايت و اجراي پروتکلهاي بهداشتي محدوديتهاي گذشته باز خواهد گشت. اواسط خردادماه رئيسجمهور اعلام کرد: «مردم شريف ايران بايد بدانند چنانچه در هر بخشي از کشور اين هشدارها جدي گرفته نشود و خداي ناکرده شيوع بيماري دوباره اوج بگيرد، مسؤولان ناگزير از بازگرداندن محدوديتها خواهند بود که اين موضوع هم زندگي عادي شهروندان را دچار مشکل خواهد کرد و هم آسيبهاي اقتصادي جدي به جامعه خواهد زد.» هشداري که حالا با اجباري شدن استفاده از ماسک از 15 تيرماه و افزايش آمار ابتلا و مرگ و پذيرش بالاي بيمارستانهاي پايتخت بسيار جديتر شده است.
تهران نزديک به قرنطينه
از همان روزهاي ابتدايي شيوع ويروس تا همين امروز يکي از راهحلهاي پر چالش در رابطه با مهار زنجيره سرايت «قرنطينه» بوده است. راهحلي که از همان ابتدا به اندازه مخالفانش موافق هم داشت. حالا اما به نظر ميرسد تهران در وضعيتي است که تنها قرنطينه شدنش ميتواند تا حدودي از وضعيت ناگوارش بکاهد. اين را ميتوان از ميان حرفهاي مسؤولان هم متوجه شد. اينکه معاون کل وزارت بهداشت و درمان اعلام کرده است: «تاکنون شش استان بهعلاوه استان تهران درخواستهايي درزمينه بازگشت محدوديتها داشتهاند.» اين اظهارنظر يکي از نشانههايي است که برخي از آن به عنوان قرنطينه برخي شهرها از جمله تهران تعبير ميکنند.
عليرضا زالي به «احتمال اعمال محدوديتهاي جديد با هدف کاهش پاندمي کوويد-۱۹» اشاره کرد و گفت: «اعمال محدوديتهاي جديد با توجه به وخامت شيوع گسترده کرونا براساس شرايط مختلف مناطق ضروري است.»
فرمانده عمليات مقابله با کرونا در کلانشهر تهران آمار روزهاي اخير را بازتاب تغييرات ۲۵ تا ۳۰ روز قبل دانسته و گفته است «به نظر ميرسد سهم سفرهاي خردادماه در افزايش بار مراجعان چشمگير است و طبيعتا سفرهاي تابستاني هم ميتواند خطرآفرين باشد.»
ماجراي اعمال محدوديتهاي تازه براي شهر تهران جدي است چراکه عليرضا زالي ميگويد: «ستاد بيماري کرونا در تهران بسته پيشنهادي ششگانه خود را به ستاد ملي براي اعمال محدوديتها اعلام کرده و منتظر تصميم ستاد ملي هستيم.» گزينه قرنطينه پايتخت به مدت دو هفته يکي از گزينههاي جدي پيش رو براي مهار حداقلي ويروس کروناست. وضعيتي که قطعا دلايل بسياري براي شکل گرفتن آن وجود دارد.
تهران آبستن فاجعه است
اقبال شاکري، عضو مجمع نمايندگان تهران: تهران در شرايط بسيار سختي بهسر ميبرد به گونهاي که در زمره شهرهاي در صدر از حيث شيوع گسترده کرونا قرار گرفته است و در وضعيت قرمز قرار دارد. ضعف ستاد مقابله با کرونا در اجراي برنامههاي مناسب در تهران براي کنترل اين بيماري آشکار است، بنابراين لازم است قبل از اينکه اين موضوع به يک فاجعه تبديل شود، تصميمات مقتضي اتخاذ شود. ستاد ملي مقابله با کرونا که دولت تشکيل داده است، فاقد يک مسؤول فني متخصص و قدرتمندي است که بتواند براي هر موضوعي تصميم بگيرد، ابلاغ و پيگيري کند و بر روند اجراي آن نظارت داشته باشد. بازگشاييهاي آزمون و خطايي، بدون داشتن نيرو و مدير کنترلکننده باعث شده است که بارديگر شاهد شيوع گسترده اين بيماري در بين شهروندان تهراني باشيم، از سوي ديگر عدم هماهنگي بين مسؤولان مربوطه کما اينکه از يک طرف گفته ميشود طرح ترافيک اجرا شود و از سوي ديگر گفته ميشود که اعمال آن از عوامل افزايش سطح استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي همچون اتوبوس و مترو ميشود و در نهايت مردم شاهد اين تعارض در عمل بين مسؤولان هستند. يکي ديگر از موانع موجود براي کنترل بيماري کرونا به حوزه اطلاعرساني برميگردد، چرا که در اين زمينه بيشتر شاهد هشدار هستيم و دستورالعمل يا اقدام مناسبي براي رعايت پروتکلهاي بهداشتي و فاصلهگذاري اجتماعي مشاهده نميشود و اين موضوع باعث سردرگمي مردم شده است، تاجايي که اين بيماري را جدي نميگيرند.
سردرگمي در استفاده از ماسک
با اينکه هنوز چهار روز تا 15 تير و اجباري شدن رسمي استفاده از ماسک در مکانهاي عمومي ميگذرد اما اوضاع شيوع کرونا در کشور به حدي بد است که بايد از همين لحظه شروع کرد، بايد ماسکي برداشت و به صورت زد و همه بهانهها و توجيهها را که قصدش مقاومت کردن است، کنار گذاشت.
وزارت بهداشت در ماجراي اجباري شدن ماسک به قول خودش روي احساس مسؤوليت مردم و فرهنگ والاي آنها حساب کرده، مردمي که چنين مسؤوليتپذيرياي دارند اما نگران هستند خودشان ماسک بزنند ولي بازهم ديگراني پيدا شوند که وقعي به اين الزام ننهند و دوباره با صورتهاي بدون ماسک در جامعه ظاهر شوند. در اين ميان اما مرکز پژوهشهاي مجلس دغدغه مصرف بهينه ماسک را دارد و حرفش اين است که با اينکه زياد درباره فوايد ماسک زدن صحبت ميشود ولي دستورالعمل شفاف و جامعي در اين باره وجود ندارد. اشاره مرکز پژوهشهاي مجلس در واقع به توصيه سازمان جهاني بهداشت است مبني بر اين که وقتي از ضرورت استفاده از ماسک به عنوان پرمصرفترين وسيله حفاظت شخصي صحبت ميشود بايد در کنار آن يک راهبرد ارتباطي قوي نيز براي توضيح شرايط و ارائه ادله به مردم وجود داشته باشد تا منطق استفاده از ماسک براي همگان روشن و شفاف باشد. همچنين بايد دستورالعملهاي واضحي تدوين شود تا مردم بدانند بايد از چه ماسکي، در چه زماني و چگونه استفاده کنند. مرکز پژوهشهاي مجلس اما ميگويد وزارت بهداشت گرچه تاکنون توصيههايي کلي در مورد به همراه داشتن يا استفاده از ماسک ارائه داده ولي در مسير توصيه سازمان جهاني بهداشت حرکت نکرده و درباره استانداردهاي مصرف و مصرف بجاي ماسک براي گروههاي مختلف و شرايط گوناگون سکوت کرده است.
















