شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

‌رئیس‌جمهوری ایالات‌ متحده در آستانه انتخابات، در حال ازدست‌دادن بزرگ‌ترین و مهم‌ترین پایگاه حامیان خود است. در دوران آشفته، پرتلاطم و غیرمتعارف ریاست‌جمهوری «دونالد ترامپ»، رهبران حزب جمهوری‌خواه تا حد درخور‌توجهی کنار او ایستاده‌اند؛ برخی مانند «تام کاتن» از ایالت آرکانزاس، باورمندان واقعی به ترامپ هستند و برخی دیگر مانند سناتور «لیندسی گراهام» در ابتدا منتقد ترامپ بودند و امروز، ترامپ به امید و اعتقاد آنها تبدیل شده است. در‌این‌میان دیگرانی هم هستند که مرعوب این احتمال شده‌اند که شاید ترامپ در انتخابات‌های داخلی جمهوری‌خواهان به آنها پشت و از فرد دیگری حمایت کند.

در یکی، دو ماه اخیر دیگر از آن حمایت‌های بی‌چون‌وچرای جمهوری‌خواهان از ترامپ خبری نیست و شکاف‌ها در این حزب بر سر حمایت‌کردن یا حمایت‌نکردن از ترامپ نمایان‌تر شده است. در ماه می‌‌ تعدادی از فرمانداران جمهوری‌خواه از خواسته ترامپ برای بازگشایی زودهنگام فعالیت‌های اقتصادی با وجود شیوع ویروس کرونا حمایت نکردند و به محدودیت‌های وضع‌شده ادامه دادند؛ اما فرمانداران جمهوری‌خواهی که در ایالت‌های فلوریدا، جورجیا و تگزاس خواسته ترامپ را اجابت کردند، امروز با افزایش درخور‌توجه تعداد مبتلایان به کرونا، تاوان این همراهی را می‌دهند.

شکست ترامپ، مهم‌تر از وابستگی حزبی
در همان روزها برخی سناتورهای جمهوری‌خواه که موقعیت‌شان در خطر بود، بر سر دوراهی ادامه حمایت از ترامپ و اعلام برائت از او قرار گرفته بودند. در روزهای اخیر هم گروهی به نام «پروژه لینکلن» متشکل از جمهوری‌خواهانی که هرگز از ترامپ حمایت نکرده بودند، تبلیغات تلویزیونی پرسروصدا و گران‌قیمتی را تولید و پخش کردند که در آن «جورج بوش» پسر و بسیاری دیگر از چهره‌های شاخص جمهوری‌خواه که در انتخابات 2016 از ترامپ حمایت کرده بودند، به انتقاد از رئیس‌جمهور فعلی آمریکا پرداختند و اعلام کردند در انتخابات پیش‌رو به «جو بایدن» دموکرات رأی خواهند داد.‌ «کریستوفر پورسل» که در زمان ریاست‌جمهوری جورج بوش در دفتر روابط‌عمومی کاخ‌ سفید و وزارت خارجه کار می‌کرد، می‌گوید بسیاری از همفکران او خود را جمهوری‌خواه می‌دانند؛ اما شکست دونالد ترامپ را مهم‌تر از وابستگی حزبی خود تلقی می‌کنند. «کالین پاول»، وزیر خارجه دولت جورج بوش و از فرماندهان پیشین ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا هم دونالد ترامپ را به «دروغ‌گویی» و «انحراف از قانون اساسی» ایالات متحده متهم کرده و می‌گوید تظاهرات ضدنژادپرستی در آمریکا را نشانه «بلوغ جامعه» و رویکرد ترامپ را «خطرناک» می‌داند.
ستاد انتخاباتی ترامپ در واکنش، این گروه را بخشی از یک «باتلاق» فراجناحی در ساختار قدرت ایالات متحده خوانده است که رئیس‌جمهوری آمریکا همواره وعده «خشک‌کردن» آن را داده است. «ارین پرین»، مدیر روابط مطبوعاتی ستاد انتخاباتی ترامپ، گفته است: «این باز همان باتلاق است که برای برکناری رئیس‌جمهور منتخب مردم تلاش می‌کند». با توجه به افول ترامپ در نظرسنجی‌ها، چنین روزهایی پیش‌بینی می‌شد. طبیعی است که اگر رأی‌دهندگان آمریکایی از ترامپ فاصله بگیرند، رهبران جمهوری‌خواه هم با افکار عمومی همراه خواهند شد. در دو ماه، شانس پیروزی مجدد ترامپ در انتخابات به‌شدت افت کرده و نظرسنجی‌های سراسری از پیشتازی جو بایدن (در برخی موارد با اختلاف دو‌رقمی) حکایت می‌کنند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بایدن در ایالت‌های کلیدی و حتی ایالت‌هایی که ترامپ در انتخابات 2016 با اقتدار آنها را فتح کرد، پیشتاز است. علاوه‌بر‌این آمارهای سه‌ماهه دوم سال جاری نشان می‌دهد بایدن در دو ماه اخیر بیش از ترامپ موفق به جمع‌آوری کمک‌های مالی شده است.

اختلاف‌های جدید
با هر افت ترامپ در نظرسنجی‌ها شکاف‌های موجود در دیوار مستحکمی که حزب جمهوری‌خواه در حمایت از او برپا کرده بود، بیشتر می‌شود. مسئله تغییر نام پایگاه‌های نظامی که به نام رهبران کنفدراسیون (هواداران برده‌داری) نام‌گذاری شده بود، ‌جدید‌ترین نمونه اختلاف‌ها میان ترامپ و جمهوری‌خواهان محسوب می‌شود. در پی قتل «جورج فلوید» و اعتراض‌های عمومی پس از آن، این مسئله به خواسته‌ای عمومی تبدیل شد و کنگره از طریق «قانون اختیارات دفاع ملی» برای قانونی‌کردن تغییر نام پایگاه‌ها وارد عمل شد.
تهدید ترامپ به وتوی این لایحه تأثیری نداشت و کمیته نیروهای مسلح سنا با 25 رأی مثبت در مقابل دو رأی منفی این لایحه را تصویب کرد. جمهوری‌خواهان کنگره با انتقاد از تهدیدهای ترامپ ‌پیش‌بینی کرده‌اند که این لایحه در صحن سنا و مجلس نمایندگان با رأی مثبت بالایی تصویب می‌شود و دیگر وتوی رئیس‌جمهور هم کارساز نخواهد بود.
در میانه این تنش‌ها بود که «لیز چنی»، نماینده جمهوری‌خواه ایالت وایومینگ، به‌ طور علنی به انتقاد از ترامپ پرداخت و با اشاره به شواهد اطلاعاتی موجود مبنی بر کمک مالی روسیه به طالبان در ازای کشتن نظامیان آمریکایی، از ترامپ خواست موضعی سرسختانه علیه روسیه اتخاذ کند. «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی سابق کاخ سفید، هم در کتاب جنجالی خود به این نکته اشاره و تأکید کرده که ترامپ در برابر اجرای هرگونه طرح و برنامه سخت‌گیرانه علیه حکومت ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، مقاومت می‌کرده است.
‌لیز چنی، دختر «دیک چنی»، معاون جورج بوش، در حالی به انتقاد علنی از ترامپ می‌پردازد که تا چندی پیش انتقاد از رئیس‌جمهوری را «اقدامی مخرب» می‌دانست. با توجه به نفوذ بالای لیز چنی در رهبری حزب جمهوری‌خواه می‌توان نتیجه گرفت که آغاز انتقادهای علنی جمهوری‌خواهان از ترامپ در آستانه انتخابات، خبری بسیار بد برای رئیس‌جمهوری آمریکا محسوب می‌شود.
در‌این‌میان فرمانداران جمهوری‌خواهی که زیر بار اصرار ترامپ برای بازگشایی زودهنگام فعالیت‌های اقتصادی نرفتند، این روزها موقعیت مناسبی در نظرسنجی‌ها دارند. «مایک دی‌واین»، فرماندار ایالت اوهایو که با استراتژی بسیار محتاطانه اقدام به بازگشایی و ازسرگیری فعالیت‌های اقتصادی در این ایالت کرد، هم‌اکنون محبوبیتی 82‌درصدی در افکار عمومی این ایالت دارد و فرمانداران تگزاس، ویرجینیا و فلوریدا که به‌سرعت به فرمان ترامپ عمل کردند، وضعیتی وخیم دارند و اکنون انتظار می‌رود با افزایش تعداد مبتلایان در این ایالت‌ها، موقعیت آنها هم بیش‌از‌پیش به خطر بیفتد.

تله‌های ‌ جمهوری‌خواهان
هر اندازه رهبران جمهوری‌خواه بیشتر تلاش می‌کنند تا فاصله خود را با ترامپ بیشتر کنند، بحث میان آنها بر سر اینکه حزب جمهوری‌خواه بعد از دوران ترامپ چه شکل و وضعیتی خواهد داشت، هم جدی‌تر می‌شود. در چنین روزهایی کتاب جدید «توماس پترسن»، استاد تاریخ دانشگاه هاروارد، با عنوان «آیا حزب جمهوری‌خواه کمر به نابودی خود بسته است؟» منتشر شده و می‌تواند مورد توجه جمهوری‌خواهان و ناظران تحولات سیاسی سال‌های اخیر آمریکا قرار گیرد.
پترسن در این کتاب به پنج تله‌ای اشاره می‌کند که حزب جمهوری‌خواه با گیرافتادن در آن، گرفتار موقعیت امروز شده‌اند: تله اول ایدئولوژیک است و بر‌اساس‌این باید پذیرفت که حزب جمهوری‌خواه اسیر پایگاه ارتجاعی خود شده است؛ تله دوم تله‌ای جمعیت‌شناختی است؛ گرایش‌های امروز در ایالات متحده نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن افکار عمومی از حزب جمهوری‌خواه است. اگر دهه‌ها پیش رهبران جمهوری‌خواه از هوش کافی برخوردار بودند و در کنار استخدام چند مشاور رسانه‌ای، یک متخصص آماری هم استخدام می‌کردند، شاید اسیر این تله نمی‌شدند. تله سوم قدرت رسانه‌های راست‌گرا در تحریف واقعیت است. در بحران کرونا به‌خوبی مشاهده شد که رسانه‌های راست‌گرا همراه با ترامپ از عادی‌شدن وضعیت در ایالت‌های قرمز خبر می‌دادند و در عمل دیده شد که این ایالت‌ها به کانون اوج‌گیری دوباره کرونا تبدیل شده‌اند. تله چهارم نیز افزایش نابرابری درآمدی است. این شکاف به اندازه‌ای گسترده و همچنان در حال افزایش است که سفیدپوستان طبقه کارگر هم به این شکاف طبقاتی واقف شده و از آن آگاهی پیدا کرده‌اند و چنین رویدادی در نهایت منجر به روی‌گردانی آنها از حزب جمهوری‌خواه می‌شود. هر نشانه‌ای حاکی از اینکه این بی‌نظمی و آشفتگی اقتصادی به‌زودی رفع می‌شود، هم خیلی زود رنگ می‌بازد. تله پنجم از منظر پترسن امری اخلاقی است. اصرار جمهوری‌خواهان بر دروغ‌گویی باعث می‌شود اعتمادی که ماحصل دموکراسی است، از بین برود.