حمایت/ « آمریکا ناقض حقوق بین الملل » عنوان سرمقاله روزنامه حمایت نوشته سید هادی سید افقهی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

پس از شهادت سردار سلیمانی به دست تروریست‌های آمریکایی، بحث‌های حقوقی متعددی در میان کارشناسان و متخصصان این حوزه در مورد این جنایت مطرح شد اما برای اولین بار است که یک مقام مسئول در سازمان ملل متحد، نسبت به نقض حقوق بین‌الملل از جانب آمریکا در این تراژدی تصریح دارد. روز گذشته، «اگنس کالامارد»، گزارشگر سازمان ملل با اشاره به این نقض فاحش موازین جهانی از سوی آمریکا، به انفعال و سکوت این نهاد بین‌المللی و عمل نکردن به وظایف خود در قبال جنایت صورت گرفته نیز تأکید کرد. در این راستا، نقض حقوق بین‌الملل از جانب کاخ سفید و ضرورت پیگیری پرونده این ترور توسط جمهوری اسلامی و همچنین لزوم تغییر ساختارهای حقوق بشری سازمان ملل، موضوعیت پیدا می‌کند.
در مورد نقض حقوق بین‌المللی، آمریکا سابقه سیاه و پرونده قطوری دارد، به‌گونه‌ای که هیچ کشور دیگری در جهان را نمی‌توان آدرس داد که تا به این اندازه حقوق بشر را لگدمال و منکوب کرده باشد. واشنگتن بدون مجوز سازمان ملل متحد به بهانه مبارزه با تروریسم، به عراق و افغانستان حمله کرد، میلیون‌ها انسان را هدف حملات خود قرار داد و صدها هزار نفر را قتل‌عام کرد اما هیچ‌گاه حاضر به پاسخگویی در مورد جنایاتش نشد.
وقیحانه‌تر اینکه وقتی نهادهای ذی‌ربط سازمان ملل و یا دیگر نهادهای جهانی، تلاش می‌کنند عاملان سبعیت آمریکا را تحت تعقیب قضایی قرار دهند، با تهدید و تحریم مواجه می‌شوند. به‌عنوان نمونه، در ماجرای تحقیق دیوان بین‌المللی کیفری درباره جنایات جنگی آمریکا در افغانستان، ابتدا «مایک پمپئو»، وزیر خارجه این کشور، این فرایند را «غیرقانونی» و «غیرموجه» دانست و سپس ترامپ برای جلوگیری از آغاز این تحقیقات، حکم تحریم کارکنان دادگاه لاهه را صادر کرد! دیوان کیفری لاهه قصد داشت علیه قتل‌های خودسرانه، خشونت جنسی، شکنجه و سایر جنایات جنگی از آغاز تهاجم غیرقانونی آمریکا به افغانستان در سال 2003 روند قضایی را آغاز کند اما با تهدید قداره‌بندهای نظام سلطه مواجه شد.
در واقع، هدف آمریکا از عضویت در سازمان ملل و نهادهایی مانند آن، تحمیل خواسته‌ها و استفاده ابزاری از آن‌هاست. ترامپ در جریان فضاحت شیوع بی‌سابقه کرونا در این کشور، سازمان بهداشت جهانی را به عدم استقلال در برابر چین متهم و تهدید کرد از عضویت در این سازمان خارج خواهد شد. پایان روابط کاخ سفید با این سازمان و قطع کمک‌های مالی به این نهاد بین‌المللی، برای لاپوشانی فاجعه مدیریت کووید-19 و مقصر جلوه دادن سازمان بهداشت جهانی صورت گرفت ولی درعین‌حال، نشان داد واشنگتن تا جایی در عضویت مجامع جهانی باقی می‌ماند که بتواند از این مجاری، سیاست‌ها و راهبردهایش را پیگیری و عملیاتی کند.
قطع کمک مالی به «آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی» موسوم به «آنروا» در راستای تحت‌فشار قرار دادن فلسطینی‌ها به‌منظور پذیرش معامله قرن نیز در همین راستا قابل‌تحلیل و واکاوی است. از سوی دیگر، نمونه موج‌سواری آمریکا را می‌توان در استفاده ابزاری کاخ سفید از قطعنامه 2231 سازمان ملل علیه ایران برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران عنوان کرد. در حقیقت، کاخ سفید به‌واسطه کمک‌های مالی به این سازمان‌ها که معمولاً بیش از سایر کشورهاست، می‌کوشد ساختارهای جهانی را تحت نفوذ و کنترل خود نگه دارد و جایی که با اجماع علیه خود مواجه می‌شود، تحریم و فشار مالی را چماق کرده و برای منقاد کردن نهادهای بین‌المللی بکار می‌گیرد. عمده تصمیمات آمریکا نیز با سوءاستفاده از مبانی حقوق بشری و یا به بهانه منافع اقتصادی اتخاذ می‌شود و آش این رفتارهای قلدرمآبانه آمریکا آن‌چنان شور شده که حتی صدای مقامات بلندپایه سازمان ملل را نیز درآورده است. با این نگاه، چاره‌ای جز تغییرات بنیادین در ساختارهای حقوق بشری وجود ندارد.
از طرفی، در جریان ترور سردار سلیمانی، آمریکا این استدلال را مطرح کرد که این جنایت بزدلانه، آرامش و صلح بیشتری برای منطقه و به‌ویژه مردم عراق و ایران به ارمغان خواهد آورد. این در حالی است که این اقدام وحشیانه، منطقه را تا آستانه جنگ پیش برد و منشور ملل متحد را زیر پا گذاشت. از تحلیل‌های منطقه‌ای مبنی بر اینکه ترور فرمانده نابودکننده تروریست‌ها روحیه مضاعفی به آن‌ها بخشید که بگذریم، هدف قرار دادن سردار سلیمانی که در عراق مهمان بود، باعث افزایش سطح تنش در منطقه و مغایر با ادعای تلاش برای صلح به شمار می‌رود.
از سوی دیگر، آمریکا ادعا می‌کند که این حمله علیه تروریسم محسوب می‌شود اما به این پرسش اساسی پاسخ نداده است که وفق کدام قطعنامه شورای امنیت، نیروی قدس سپاه و فرمانده آن، تروریست اعلام‌شده و چرا بدون مجوز شورای امنیت این حمله صورت گرفته است. مطابق اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، حمله تروریستی به فرمانده شهید سپاه قدس، مصداق کامل و بارز جنایت جنگی و نقض مصرح موازین و حقوق بین‌الملل است و همه رده‌های دستوردهنده و مباشر آن شامل رئیس‌جمهور آمریکا، مرتکبان و همه‌کسانی که در این جنایت همراهی و مساعدت کردند، دارای مسئولیت بین‌المللی هستند و باید پاسخگوی اقدام خود باشند. بنابراین، از هر زاویه‌ای به این اقدام نگاه کنیم، کاملاً نامشروع و غیرقابل‌توجیه محسوب می‌شود و نه‌تنها مطابق با ساز و کارهای بین‌المللی نیست بلکه صراحتاً با قانون جنگل هماهنگ است. عملکرد شورای امنیت سازمان ملل نیز نشان داد که این نهاد، نیازمند خانه‌تکانی اساسی است و مادامی‌که زیر بلیت آمریکا قرار دارد، نمی‌تواند منصفانه و با خیالی آسوده به صدور قطعنامه اقدام کند.
و بالاخره اینکه ساز و کارهای ظالمانه و مبتنی بر دریافت‌های خودسرانه آمریکا از مبانی حقوق بشری و استفاده ابزاری از آن‌ها، خطر بزرگی برای امنیت جهانی به شمار می‌روند؛ همان‌گونه که تا به امروز، این سبک و سیاق قرون‌وسطایی، میلیون‌ها قربانی بر جای گذاشته است. جمهوری اسلامی بر این اساس، برای مواجهه با این فرایند، عزم خود را جزم کرده و از کنار توحش کدخدا علیه فرمانده شهید سپاه قدس به‌سادگی نخواهد گذشت. سردار سلیمانی بخشی از حاکمیت و هویت ملی جمهوری اسلامی بود و بر همین مبنا، این حق را برای خود محفوظ و مسلم می‌داند که مصرانه پیگیر پرونده این جنایت و پاسخگو کردن آمران و مباشران آن باشد.