آرمان ملی/ متن پیش رو در آرمان ملی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

اصولگرایان به مجلس یازدهم امید زیادی بسته‌اند و تلاش می‌کنند با زمینه‌سازی‌های مجلس اصولگرا دوباره به قدرت برگردند. این در حالی است که در شرایط کنونی جریان‌های سیاسی و از جمله اصولگرایان با چالش ناکارآمدی مواجه هستند. در چنین شرایطی عقل سیاسی حکم می‌کند اصولگرایان رویکرد عقلایی و منطقی را در دستور کار خود قرار بدهند. این در حالی است که در عمل چنین اتفاقی رخ نداده و مجلس یازدهم به عنوان پیشران جریان اصولگرایی در صحنه سیاسی کشور به سمت رادیکالیسم تغییر جهت داده است. اتفاقی که علاوه‌بر اینکه برای جریان اصولگرایی هزینه‌ساز خواهد بود کشور را با چالش‌های جدیدی مواجه خواهد کرد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان ملی» با مهندس حسن بیادی، دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی گفت‌وگو کرده است. مهندس بیادی معتقد است: «‌بسیاری از نابسامانی‌هایی که امروز در جامعه ایران وجود دارد ریشه در تفکراتی دارد که چشم به مدیریت آینده جامعه دوخته است. امروز بسیاری از طیف‌های فکری و سیاسی به دنبال پاسخ این سوال هستند که مدیریت آینده کشور به‌دست چه طیفی خواهد افتاد؟ مساله‌ای بسیار با‌اهمیت است اما بسیاری از آن غافل هستند. در چنین شرایطی برخی از باندهای قدرت و ثروت به دنبال رویکردی هستند که کسی برای اداره آینده کشور محبوبیت پیدا نکند. به همین دلیل نیز هرکسی که محبوبیت پیدا کند به شکل‌های مختلف در مقابل آن ایستادگی می‌کنند». در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

رویکرد رادیکالی مجلس اصولگرا چه پیامدهایی برای جریان اصولگرایی و کشور خواهد داشت؟ چرا دوباره گفتمان رادیکالیسم بر اردوگاه اصولگرایی سایه افکنده است؟

فضای انتخابات مجلس یازدهم و نظارت استصوابی که در این انتخابات وجود داشت، شرایطی را به وجود آورد که می‌شد این روزها را پیش‌بینی کرد. در شرایط کنونی ما با یک مجلس استصوابی مواجه هستیم که تقریبا به یک‌جور نامتعارف اداره می‌شود. مجلس یازدهم به یک مجلس تک‌صدا تبدیل شده که صداهای مختلف از آن شنیده نمی‌شود. به همین دلیل نیز خیلی زود با واکنش‌های اجتماعی و سیاسی از درون مجلس مواجه خواهد شد. از سوی دیگر تعارض‌ها و دوگانگی‌هایی در بین نمایندگان مجلس وجود داشت که در زمان انتخابات به خاطر رعایت مصالح و قرار گرفتن در لیست مشاهده نمی‌شد اما در آینده بسیار نزدیک این دوگانگی درونی اوضاع مجلس را سخت‌تر خواهد کرد. چگونگی وضعیت تعیین افراد در شعب تایید اعتبارنامه‌ها، چینش نمایندگان در کمیسیون‌ها و روسای آنان و رویکرد چگونگی انتخاب رئیس مجلس و دیگر افراد هیأت رئیسه از جمله معضلاتی است که نشان می‌دهد در آینده با یک مجلس کم‌بهره مواجه خواهیم بود. به‌همین دلیل نباید منتظر عملکرد بهتر و متفاوتی از مجلس یازدهم نسبت به مجالس گذشته باشیم.

حتی اگر رئیس مجلس قالیباف باشد؟

حتی اگر مدیر این مجلس آقای قالیباف باشد؛ چاره‌ای جز انتخاب آقای دکتر قالییاف نداشتند. ‌بنده به‌رغم اینکه انتقاداتی نسبت به عملکرد آقای قالیباف داشته و دارم، اما معتقدم ایشان یک سروگردن از نمایندگان حاضر در مجلس یازدهم بالاتر است؛ لذا رادیکال شدن مجلس یازدهم هیچ سود و فایده‌ای برای کشور، مجلس و مردم ندارد، بلکه سبب عمیق‌تر شدن اختلافات و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه و منجر به آشفتگی زندگی روزمره مردم خواهد شد.

چرا در حالی که مشکلات داخلی کشور و به‌خصوص مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم روز به‌روز شدت پیدا می‌کند موضوع سیاست خارجی در اولویت نخست مجلس یازدهم قرار گرفته است؟

واقعیت این است که مجلس نمی‌تواند هیچ تصمیمی درباره سیاست خارجی اتخاذ کند؛ چرا که تصمیماتی که در گذشته گرفته شده و مورد نقد امروز نمایندگان مجلس یازدهم قرار گرفته است به راحتی قابل تغییر نیست و هیچ نتیجه مثبتی نیز بهتر از این نخواهد داشت. متأسفانه در سال‌های گذشته همه سیاست خارجی کشور به موضوع برجام گره خورد؛ این در حالی بود که با به قدرت رسیدن ترامپ این کشور از برجام و شورای 1+5 خارج شد. از سوی دیگر کشورهای اروپایی نیز رفتارهای دوگانه‌ای درمورد برجام و خروج آمریکا از این توافق اتخاذ کردند. در نتیجه موضوع برجام امروز با پیچیدگی‌های زیادی همراه شده است. تصمیم‌گیری درباره چنین مسأله مهم و پیچیده‌ای از توان مجلس یازدهم خارج است. این موضوع در مجلس گذشته نیز نقشی فرمایشی داشت چراکه در جای دیگری در این زمینه تصمیم‌گیری خواهد شد. بنابراین خوب است بدانیم مجلس یازدهم فعلا با این اوضاع وانفسا در سطحی نیست که بتواند درباره سرنوشت برجام تصمیم‌گیری نهایی انجام بدهد. همانطور که قبلا اشاره کردم این وضعیت درباره مجلس قبل هم وجود داشت و تنها به مجلس یازدهم اختصاص ندارد.

رویکردی که مجلس یازدهم نسبت به دولت در پیش گرفته است به چه میزان در رفع مشکلات کشور و مردم نقش مثبت خواهد داشت؟

بنده سه ماه قبل در گفت‌وگو‌یی این اوضاع را پیش بینی کردم که قیمت دلار در آینده به 25 هزار تومان خواهد رسید. مشاهده کردیم که این پیش‌بینی در حال وقوع است، بنابراین با رویکردی که دولت و مجلس در پیش گرفته‌اند به نظر می‌رسد افزایش قیمت دلار همچنان ادامه داشته باشد. متأسفانه قیمت کالاها همچنان به شکل صعودی و به‌صورت «نمودار عمودی» افزایش پیدا می‌کند. این در حالی است که مجلس از قدرت کافی برای جلوگیری و رفع این مشکلات برخوردار نیست. در نتیجه وضعیت اقتصاد ایران روز‌به‌روز شکل پیچیده‌تری به خود خواهد گرفت. به نظر می‌رسد عملکرد واقعی مجلس یازدهم در راستای حل مشکلات اقتصادی کشور تنها به چند افشاگری و اظهارات تند و فرمایشات بی‌منطق بعضی از نمایندگان بی‌تجربه خلاصه خواهد شد و اتفاق دیگری رخ نخواهد داد. با افشاگری و اظهارات رادیکال نیز دغدغه‌های مردم رفع نشده و مشکلات اقتصادی آنها حل نمی‌شود؛ البته خوشبختانه دیروز مقام معظم رهبری به بعضی از این رفتارهای نمایندگان هشدار جدی دادند. امروز زندگی مردم با چالش‌های اقتصادی مواجه شده است؛ در حالی که وضعیت معیشتی مردم با همدلی و حذف تحریم‌های داخلی می‌تواند با ثبات همراه شود و به آرامش برسد. در شرایط کنونی که کشورهای جهان با بحران کرونا مواجه هستند مردم نیاز به آرامش دارند؛ در صورتی که با نابسامانی و عدم‌ثبات اقتصادی آرامش از مردم گرفته شده است. تولیدکنندگان و همه کسانی هم که در زمینه تجارت فعالیت می‌کنند در وضعیت خوبی به سر نمی‌برند که آثار سوء این وضعیت مستقیما به سوی مردم باز‌می‌گردد.

دولت چرا به دنبال این است که با افزایش قیمت دلار ابتکار عمل را از مجلس بگیرد؟آیا مجلس نمی‌تواند از وظایف قانونگذاری خود استفاده کند؟

مجلس یازدهم دارای چنین ظرفیت و پتانسیلی نیست. همان‌گونه که مجلس قبلی نیز چنین ظرفیتی نداشت. همانطور که قبلا گفتم واقعیت مطلب این است که در شرایط کنونی اکثر مدیریت اجرایی کشور از جمله دولت به صورت استصوابی اداره می‌شوند. نوعا این مدیریت‌ها برای مردم دقیق و صد‌درصدی کار نمی‌کنند؛ بلکه برای مانـــدگاری خـــودشان کار می‌کنند. در چنین شرایطی نیز مجلس دو راه بیشتر پیش‌روی خود دارد؛ یا باید دست‌های خود را به عنوان تسلیم بالا ببرد و شرایط موجود را بپذیرد یا اینکه به صورت انتحاری عمل کند. تکرار می‌کنم شک نکنید که مجلس یازدهم در مقابل همه مدیریت‌های اجرایی، که باعث و بانی این اوضاع شده‌اند؛ به‌خصوص دولت ناامیدی‌ها راهی جز انتحار ندارد. امروز همه کسانی که در مدیریت جامعه نقش دارند باید برای به وجود آمدن وضعیت کنونی پاسخگو باشند. درست است که در ماه‌های گذشته کشور با تحریم‌های بین‌المللی مواجه بوده و هست؛ اما با این وجود بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌ها درون کشور صورت می‌گیرد که اتفاقا به همین بخش انتقادات جدی وارد است. ما باید بین تحریم و خود‌تحریمی تفکیک قائل شویم. ما به دلیل خود‌تحریمی و ناتوانی در مدیریت با تحریم‌های داخلی مواجه هستیم. مردم به اندازه‌ای که از تحریم‌های داخلی آسیب دیده‌اند، از تحریم‌های خارجی آسیب ندیده‌اند. یکی از مهم‌ترین تحریم‌های داخلی فساد خانمان‌برانداز اداری است. دومین نشانه تحریم‌های داخلی حذف مردم و مشارکت‌های آنها در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های کشور است. نوع برگزاری و تأیید صلاحیت‌های انتخاباتی یکی دیگر از تحریم‌های داخلی است که مشارکت مردمی را کاهش داده است. جالب است که هزینه‌های این بی‌تدبیری‌ها باید توسط مردم پرداخت شود. بنابراین هشدار بنده این است که تا زمانی‌که باندهای متصل به قدرت و ثروت همچنان برمسند قدرت هستند، این هزینه‌ها همچنان به صورت ناخواسته توسط مردم پرداخت خواهد شد. جالب است که مردم شب می‌خوابند اما هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شوند، متوجه می‌شوند قیمت‌ها چندین برابر شده است و آنها از این تصمیمات شوم بی‌خبر بوده‌اند. بدتر از آن اظهارات ناجوانمردانه مسئولان است که می‌گویند ما هم خبر نداشته‌ایم. آیا مردم حق ندارند که سوال یا اعتراض کنند که تصمیمات کجا گرفته می‌شود، آیا خبر ندارند که به همین دلایل درآمد و ثروت مردم نسبت به گذشته یک‌چهارم شده است. مردم با آبرو و فهیم خوب می‌دانند که سال‌هاست دست دولت و مدیریت‌ها و سازمان‌های اجرایی کشور در جیب مردم است. تازه این اقدام هم در جهت حل مشکلات دولت بوده؛ نه حل مشکلات مردم.

بـــا ایــن وضعیت چه چشم‌اندازی پیش‌روی وضعیت اقتصادی کشور وجود دارد؟

اگر واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم وضعیت آینده نگران‌کننده است. امروز در عین حالی که کشور با مشکلات جدی مواجه است اما باندهای متصل به قدرت و ثروت همچنان بدون‌پاسخگویی جهت عملکرد شوم‌شان در فضای سیاسی و اقتصادی کشور حضور ویژه دارند و در مناسبات سیاسی و اقتصادی تأثیرگذار هستند. بدون‌شک ریشه بخشی از نابسامانی‌های امروز جامعه به فعالیت کاسبکارانه باندهای قدرت و ثروت باز می‌گردد. قوه قضائیه عنوان می‌کند قصد دارد با مفسدان اقتصادی برخورد کند، که این امر بسیار میمون و مبارک بوده و هست. اگر واقعا چنین اراده‌ای وجود دارد باید با علل فساد برخورد شود نه صرفا با معلول. این در حالی‌که مشاهده می‌کنیم ابتدا معلول‌های فساد‌برانگیز را بیشتر محاکمه می‌کنند. اما فساد زمانی به صورت بنیادین ریشه‌کن می‌شود که با علت‌ها و ریشه‌ها برخورد جدی صورت پذیرد. البته شایان ذکر است که محاکمه علت‌ها فقط و تنها به وسیله قوه قضائیه نباید صورت گیرد. باید همه ساختارهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز جامعه و مدیریت‌های کلان اجرایی به این نتیجه برسند که باید با علت‌های فساد در جامعه برخورد شود.

نقش احمدی‌نژاد و حامیانش را در مسیری که مجلس یازدهم در پیش گرفته، چگونه ارزیابی می‌کنید؟آیا احمدی‌نژاد تلاش می‌کند از طریق مجلس خود را دوباره به عنوان یک چهره تاثیرگذار در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده معرفی کند؟

بسیاری از نابسامانی‌هایی که امروز در جامعه ایران وجود دارد ریشه در تفکراتی دارد که چشم به مدیریت آینده جامعه دوخته‌اند. امروز بسیاری از طیف‌های فکری و سیاسی به دنبال پاسخ به این سوال هستند که مدیریت آینده کشور حتی در سطح رهبری به دست چه طیفی خواهد افتاد؟ این مساله دارای اهمیت بسیاری است که همگان از آن غافل هستند. در چنین شرایطی برخی از باندهای قدرت و ثروت وابسته به بیگانگان به دنبال رویکرد خطرناکی هستند که کسی برای اداره آینده کشور محبوب نماند تا بتوانند به اهداف خود برسند. به همین دلیل نیز هر کسی که محبوبیت پیدا کند به اشکال مختلف در مقابل آن ایستادگی می‌کنند و آبروی آن شخص را به مخاطره می‌اندازند. اگر به گذشته عاقلانه توجه کنیم و عبرت بگیریم متوجه می‌شویم هر رئیس‌جمهور یا مسئول درجه اول مانند روسای قوای سه‌گانه و وزیران و... که سرکار آمده‌اند در ابتدا از آنها استقبال خوبی صورت گرفته اما هنگام خداحافظی با بدرقه مناسبی مواجه نشده‌اند. در راستای همین رویکرد نیز برای بسیاری از افراد مطرح، به انحای مختلف پرونده‌سازی صورت گرفته است. این وضعیت در زمان حیات حضرت امام وجود نداشت. در آن مقطع زمانی امام جمعه‌های شهرهای مختلف دارای قدرت زیادی در مناطق خود بودند و بسیاری از مشکلات مردم را حل می‌کردند. از سوی دیگر بزرگان سیاسی به‌رغم اینکه با هم اختلاف نظر داشتند اما در مدیریت کلی جامعه نقش مثبت ایفا می‌کردند. اگر وضعیت دوران جنگ تحمیلی را با امروز مقایسه کنیم متوجه می‌شویم باندهای قدرت و ثروت در طول این سال‌ها زمینه‌ساز نابسامانی‌های زیادی در کشور شده‌اند. این باندها، ضربات مهلکی به بخش‌های مختلف تصمیم‌گیری کشور وارد کرده‌اند. متاسفانه این وضعیت تا امروز نیز ادامه داشته است. ساختار اجرایی و بسیاری از قوانین اجرایی کشور متناسب و در شأن جمهوری اسلامی که می‌خواهد قله‌های رفیع سیاسی و اجتماعی را عاقلانه فتح کند، نیست. ساختاری مناسب و سیستمی عاقلانه است که بتواند به جامعه حیات بخشد و آرامش ایجاد کرده و عدالت برقرار ‌کند. اگر ساختارها دچار اشکال نبودند امروز وضعیت عدالت اجتماعی در جامعه ما به این صورت نبود. قوای سه‌گانه و دیگر نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر باید در درون خود اصلاح شوند. هنگامی که مجلس را ضعیف می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم تضارب آرا و افراد قوی در آن وجود داشته باشد، چگونه می‌توانیم به حل مشکلات کشور و مردم امیدوار باشیم. شرایط به شکلی شده که بیشتر در ظاهر افراد مجیز‌گو امکان حضور در مجلس پیدا می‌کنند. هر کسی هم پا روی دُم باندهای ثروت و قدرت بگذارد رو به زوال خواهد رفت. این رفتارها، منبعث از ساختارهای غلط است. این مثال را قبلا هم گفته‌‌ام تا زمانی که موتور یخچال خراب است هر غذایی را در آن بگذارید فاسد می‌شود مگر جامد باشد که آن‌ هم جایش در یخچال نیست. بنابراین تا زمانی که ساختارها اصلاح نشده و دست باندهای مخوف سیاسی اقتصادی حذف نشود این وضعیت همچنان باقی و ادامه خواهد داشت.