آخرین خبر/ بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود
ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

قرة العین من آن میوه دل یادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

ساروان بار من افتاد خدا را مددی
که امید کرمم همره این محمل کرد

روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد

آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد


نتیجه تفال :
1- خواجه در بیتهای اول و ششم فرماید ( بلبلی رنج کشید و گلی بدست آورداماتند بادحوائث و حسد روزگار نابکار با نیش صد خار درد و رنج دل او راخسته و مشوش کرد و از بین برد ) ( دریغ و درد که از چشم زخم و آسیب ماه فلک مه رخسار هلال ابروی من درنهان خانه خاک نهان گردید و جای گزید ) ( خواجه این غزل را درسوگ و ماتم فرزند خود سروده است )
2- ازچشم زخم دیگران بترس و اسرار درون را فاش مساز و به هرکس راز زندگیت را نگو که زندگی خوشی داری و هر روز بهتر از دیروز خواهد شد
3- به زودی عزیزی را از دست م یدهی ولی نگران نباش که خداوند مدیر و مقدر بر هرکاری است
4- ایننیت با حوصله دقت وقت شناسی تلاش حتمی است به شرط آنکه تردید و بی حوصلگی را کنار بگذاری
5- از ضرری که کردهای ناراحت مباش زیرا تجربه ها اندوخته ای کسی از تقددی خبر ندارد این امر موجب شد که از این پس عاقلانه تر عمل کنی و به همه مردم اعتماد نکنی بلکه با درایت و عقل راه خود را انتخاب کنی
6- او شما را دوست دارد ولی بیچاره راه دوست داشتن را نمی داند چون مک رو حیله ندارد شما با او مهربان باشید و به اوفرصت اندیشیدن و تصمیم گرفتن بدهید اگر چه او چنان خود را غرق کا رو مسایل دیگر کدره که فرصت زیاد لاز م دارد ولی چاره نیست
7- به پدر و مادر که از شما آزرده اند نیکی کنید و به نصایح کسی که دراین هفته ملاقت می کنید تو جه دقیق داشته باشید
8- چیزی گم کرده اید به زودی خواهید یافت ملاقات و تغییر شغل و مکان درپی می باشد خرید و فروش اشکال ندارد اما طلاق حتمی است ولی برای ازدواج مقدمات آن فراهم نشده است نگران نباشید خداوند با شماست و موفق خواهید شد


معانی لغات غزل(۱۳۴)
بلبل : دراین شعر منظور منظور خود شاعر است(استعاره).
خون جگر خورد: کنایه از رنج فراوان بردن.
گلی حاصل کرد: (استعاره ) فرزندی را پرورش داد.
باد: حرکت هوا، هوایی که با سرعت به جهتی حرکت کند.
غیرت: رشک ، حسد، و در فارسی به معنای محافظت ناموس و آبرو و عزت و شرف.
طوطئی : ( استعاره ) منظور خود شاعر است.
شکری: کنایه از محبوبی و در اینجا فرزند است.
نقش امل باطل کرد: آرزو را بر باد داد.
قره العین : نور چشم ، فرزند، خنکی چشم منظور فرزند است.
میوه دل : فرزند.
آسان بشد: به آسانی از دست رفت.
خدارا مددی : برای خاطر خدا کمک کن.
امید کرمم همره این محمل کرد : امید به لطف و کرم تو مرا با این کجاوه همراه ساخت.
روی خاکی : چهره گرد آلود ، صورت به خاک آلوده .
نَم چشم : چشم تر ، اشک و ترواش چشم.
چرخ فیروزه : کنایه از آسمان فیروزه یی ، فلک فیروزه یی رنگ.
طرب خانه : سرای شادی، خانه شادی .
کهگل: کاه گل.
لحد: گور، قبر .
نزدی شاه رخ : حرکتی نکرد که شاه ورخ ، دو مهره شطرنج در بازی غیر فعال شوند،اقدام قاطع و جدی از تو ظهور نکرد.
فوت شد امکان : فرصت از دست رفت.


معانی ابیات غزل (۱۳۴)
(۱) بلبلی با زحمت بسیار گلی بدست آورد. با حسد و حادثه با بردن آن وبه جا نهادن صد گونه خار، اورا پریشان حال ساخت.
(۲) طوطئی به هوا و آرزوی شکری دلخوش و امیدوار بود که ناگاه سیل نابودی آن نیشکر خیال و نقش آروز را از میان برد .
(۳) یادش به خیرآن نور چشم و میوه دل من که چگونه به آسانی از دستم به در رفت و کار را بر من دشوار ساخت .
(۴) ای ساربان بار من بر زمین افتاد . از برای خدا به من کمک کن که امید به لطف و کرم تو مرا با این کاروان همسفر ساخت.
(۵) در چهره آغشته به خاک خشک و رطوبت چشم من به خواری منگر که این فلک مینایی ، خانه عیش و شادی خود را با کاه گل ساخته و پرداخته است.
(۶) داد وفریاد که از خشم زخم ماهِ حسودِ آسمان ، ماه کمان ابروی من در زیر سنگ گور جای گرفت.
(۷) حافظ به موقع خود شاه رخی نزدی (اقدام مؤثر نکردی ) و فرصت از دست رفت . چه می توان کرد که گرفتاریهای روزگار مرا از این کار باز داشت.

منابع:
حافظ دیوان
گنحور
سایت کتاب های صوتی




با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید