5098 3 نظـــــــر  

آخرين خبر/ بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل کرد
باد غيرت به صدش خار پريشان دل کرد

طوطي اي را به خيال شکري دل خوش بود
ناگهش سيل فنا نقش امل باطل کرد

قرة العين من آن ميوه دل يادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

ساروان بار من افتاد خدا را مددي
که اميد کرمم همره اين محمل کرد

روي خاکي و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فيروزه طربخانه از اين کهگل کرد

آه و فرياد که از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه کمان ابروي من منزل کرد

نزدي شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم بازي ايام مرا غافل کرد


نتيجه تفال :
1- خواجه در بيتهاي اول و ششم فرمايد ( بلبلي رنج کشيد و گلي بدست آورداماتند بادحوائث و حسد روزگار نابکار با نيش صد خار درد و رنج دل او راخسته و مشوش کرد و از بين برد ) ( دريغ و درد که از چشم زخم و آسيب ماه فلک مه رخسار هلال ابروي من درنهان خانه خاک نهان گرديد و جاي گزيد ) ( خواجه اين غزل را درسوگ و ماتم فرزند خود سروده است )
2- ازچشم زخم ديگران بترس و اسرار درون را فاش مساز و به هرکس راز زندگيت را نگو که زندگي خوشي داري و هر روز بهتر از ديروز خواهد شد
3- به زودي عزيزي را از دست م يدهي ولي نگران نباش که خداوند مدير و مقدر بر هرکاري است
4- ايننيت با حوصله دقت وقت شناسي تلاش حتمي است به شرط آنکه ترديد و بي حوصلگي را کنار بگذاري
5- از ضرري که کردهاي ناراحت مباش زيرا تجربه ها اندوخته اي کسي از تقددي خبر ندارد اين امر موجب شد که از اين پس عاقلانه تر عمل کني و به همه مردم اعتماد نکني بلکه با درايت و عقل راه خود را انتخاب کني
6- او شما را دوست دارد ولي بيچاره راه دوست داشتن را نمي داند چون مک رو حيله ندارد شما با او مهربان باشيد و به اوفرصت انديشيدن و تصميم گرفتن بدهيد اگر چه او چنان خود را غرق کا رو مسايل ديگر کدره که فرصت زياد لاز م دارد ولي چاره نيست
7- به پدر و مادر که از شما آزرده اند نيکي کنيد و به نصايح کسي که دراين هفته ملاقت مي کنيد تو جه دقيق داشته باشيد
8- چيزي گم کرده ايد به زودي خواهيد يافت ملاقات و تغيير شغل و مکان درپي مي باشد خريد و فروش اشکال ندارد اما طلاق حتمي است ولي براي ازدواج مقدمات آن فراهم نشده است نگران نباشيد خداوند با شماست و موفق خواهيد شد


معاني لغات غزل(۱۳۴)
بلبل : دراين شعر منظور منظور خود شاعر است(استعاره).
خون جگر خورد: کنايه از رنج فراوان بردن.
گلي حاصل کرد: (استعاره ) فرزندي را پرورش داد.
باد: حرکت هوا، هوايي که با سرعت به جهتي حرکت کند.
غيرت: رشک ، حسد، و در فارسي به معناي محافظت ناموس و آبرو و عزت و شرف.
طوطئي : ( استعاره ) منظور خود شاعر است.
شکري: کنايه از محبوبي و در اينجا فرزند است.
نقش امل باطل کرد: آرزو را بر باد داد.
قره العين : نور چشم ، فرزند، خنکي چشم منظور فرزند است.
ميوه دل : فرزند.
آسان بشد: به آساني از دست رفت.
خدارا مددي : براي خاطر خدا کمک کن.
اميد کرمم همره اين محمل کرد : اميد به لطف و کرم تو مرا با اين کجاوه همراه ساخت.
روي خاکي : چهره گرد آلود ، صورت به خاک آلوده .
نَم چشم : چشم تر ، اشک و ترواش چشم.
چرخ فيروزه : کنايه از آسمان فيروزه يي ، فلک فيروزه يي رنگ.
طرب خانه : سراي شادي، خانه شادي .
کهگل: کاه گل.
لحد: گور، قبر .
نزدي شاه رخ : حرکتي نکرد که شاه ورخ ، دو مهره شطرنج در بازي غير فعال شوند،اقدام قاطع و جدي از تو ظهور نکرد.
فوت شد امکان : فرصت از دست رفت.


معاني ابيات غزل (۱۳۴)
(۱) بلبلي با زحمت بسيار گلي بدست آورد. با حسد و حادثه با بردن آن وبه جا نهادن صد گونه خار، اورا پريشان حال ساخت.
(۲) طوطئي به هوا و آرزوي شکري دلخوش و اميدوار بود که ناگاه سيل نابودي آن نيشکر خيال و نقش آروز را از ميان برد .
(۳) يادش به خيرآن نور چشم و ميوه دل من که چگونه به آساني از دستم به در رفت و کار را بر من دشوار ساخت .
(۴) اي ساربان بار من بر زمين افتاد . از براي خدا به من کمک کن که اميد به لطف و کرم تو مرا با اين کاروان همسفر ساخت.
(۵) در چهره آغشته به خاک خشک و رطوبت چشم من به خواري منگر که اين فلک مينايي ، خانه عيش و شادي خود را با کاه گل ساخته و پرداخته است.
(۶) داد وفرياد که از خشم زخم ماهِ حسودِ آسمان ، ماه کمان ابروي من در زير سنگ گور جاي گرفت.
(۷) حافظ به موقع خود شاه رخي نزدي (اقدام مؤثر نکردي ) و فرصت از دست رفت . چه مي توان کرد که گرفتاريهاي روزگار مرا از اين کار باز داشت.

منابع:
حافظ ديوان
گنحور
سايت کتاب هاي صوتي




با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

5098 3 نظـــــــر