آخرین خبر/ بدیهی است مردی که همیشه با خود کتاب به همراه دارد،اگر نه کاملاً اما به میزان مشخصی در تمامی جوامع، چه مبتدی و چه پیشرفته مورد احترام دیگران واقع می شود.
پیربویی,دوچرخه ساز بی سواد اهل روستای فَت دَت,واقع در اعماق دلتای مِکانگ، هرکجا که می رفت با خود کتابی به همراه داشت. اما بعد از مدتی تأثیر اعجاب انگیز این مسئله به سرعت آشکار شد.
پیر بویی،در ابتدا تنها یک کتاب باخود حمل می کرد,اما بعد ازمدتی دریافت که با حمل کتاب های بیشتر حتی می تواند بیش از پیش تاثیرگذار باشد. از این قرار اوشروع به حمل سه کتاب به شکل همزمان کرد. در روزهایی که جشنی برگزار می شد ، وقتی خیابان حسابی شلوغ می شد، یک دوجین(دوازده)کتاب به همراه داشت.
این مهم نبود که آن ها چه کتاب هایی بودند: اینکه چطور بر دوستان پیروز شوی و بر مردم تأثیر بگذاریم,ما و بدن هایمان، زیر آفتاب توسکان و...
فقط باید کتاب می بودند.
با این وجود، پیر بویی وانمود می کرد که به کتاب های قطور با چاپ ریزعلاقه مند است. شاید او فکر می کرد اینجور کتاب ها منزلت بیشتری برایش به ارمغان می آورند. سیرتکامل کتابخانه ی او به سرعت اتفاق می افتاد و درآن تعداد زیادی کتاب قطور در زمینه ی علم حسابداری و برگه های سفید از بزرگترین شهرهای دنیا یافت می شد.
هزینه ی فراهم کردن این کتب ، در مقایسه با درآمد ناچیز یک دوچرخه ساز بسیار بالا بود. او مجبور بود برای تأمین این هزینه ها از همه ی نیازها و مخارج به غیر از هزینه ی غذا صرف نظرکند.
بسیار بودند روز هایی که اوچیزی جز نان و شکر دریک روز نمی خورد,با این وجود او هیچگاه کتاب های ارزشمندش رانفروخت. اما احترامی که او از سوی دیگر اهالی روستا داشت تسکینی بر گرسنگی و تنگدستی او بود.
ایمان راسخ پیربویی به کتاب ها در سال ۱۹۷۲ نتیجه داد,زمانی که طی یکی از خشن ترین نبردهای جنگ ، خانه های روستا سوخته وخاکستر شده بودند; به جز باغچه ی کوچک کلبه ی او,جایی که پیربویی , چمباتمه زده و لرزان به آن پناه برده بود,اما اصلا آسیب ندیده بود چرا که حداقل با ده هزار کتاب در اطرافش احاطه شده بود.


مرد کتاب به دوش/لین دین




با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید