422 0 نظـــــــر  

آخرين خبر/ بديهي است مردي که هميشه با خود کتاب به همراه دارد،اگر نه کاملاً اما به ميزان مشخصي در تمامي جوامع، چه مبتدي و چه پيشرفته مورد احترام ديگران واقع مي شود.
پيربويي,دوچرخه ساز بي سواد اهل روستاي فَت دَت,واقع در اعماق دلتاي مِکانگ، هرکجا که مي رفت با خود کتابي به همراه داشت. اما بعد از مدتي تأثير اعجاب انگيز اين مسئله به سرعت آشکار شد.
پير بويي،در ابتدا تنها يک کتاب باخود حمل مي کرد,اما بعد ازمدتي دريافت که با حمل کتاب هاي بيشتر حتي مي تواند بيش از پيش تاثيرگذار باشد. از اين قرار اوشروع به حمل سه کتاب به شکل همزمان کرد. در روزهايي که جشني برگزار مي شد ، وقتي خيابان حسابي شلوغ مي شد، يک دوجين(دوازده)کتاب به همراه داشت.
اين مهم نبود که آن ها چه کتاب هايي بودند: اينکه چطور بر دوستان پيروز شوي و بر مردم تأثير بگذاريم,ما و بدن هايمان، زير آفتاب توسکان و...
فقط بايد کتاب مي بودند.
با اين وجود، پير بويي وانمود مي کرد که به کتاب هاي قطور با چاپ ريزعلاقه مند است. شايد او فکر مي کرد اينجور کتاب ها منزلت بيشتري برايش به ارمغان مي آورند. سيرتکامل کتابخانه ي او به سرعت اتفاق مي افتاد و درآن تعداد زيادي کتاب قطور در زمينه ي علم حسابداري و برگه هاي سفيد از بزرگترين شهرهاي دنيا يافت مي شد.
هزينه ي فراهم کردن اين کتب ، در مقايسه با درآمد ناچيز يک دوچرخه ساز بسيار بالا بود. او مجبور بود براي تأمين اين هزينه ها از همه ي نيازها و مخارج به غير از هزينه ي غذا صرف نظرکند.
بسيار بودند روز هايي که اوچيزي جز نان و شکر دريک روز نمي خورد,با اين وجود او هيچگاه کتاب هاي ارزشمندش رانفروخت. اما احترامي که او از سوي ديگر اهالي روستا داشت تسکيني بر گرسنگي و تنگدستي او بود.
ايمان راسخ پيربويي به کتاب ها در سال ۱۹۷۲ نتيجه داد,زماني که طي يکي از خشن ترين نبردهاي جنگ ، خانه هاي روستا سوخته وخاکستر شده بودند; به جز باغچه ي کوچک کلبه ي او,جايي که پيربويي , چمباتمه زده و لرزان به آن پناه برده بود,اما اصلا آسيب نديده بود چرا که حداقل با ده هزار کتاب در اطرافش احاطه شده بود.


مرد کتاب به دوش/لين دين




با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

422 0 نظـــــــر