آخرین خبر/ این کتاب نوع متفاوتی از کتاب‌های کسب‌وکار برای انواع متفاوتی از افراد است؛ از کسانی که هیچ گاه رویای شروع یک کسب‌وکار جدید را نداشته‌اند، تا کسانی که هم‌اکنون یک شرکت موفق را اداره می‌کنند.
این کتاب برای کارآفرینان سختکوش است. اشخاص فعال و زرنگ دنیای کسب‌وکار که اصطلاحا شخصیت “تیپ آ” دارند. افرادی که احساس می‌کنند برای شروع کردن یک کار جدید، رهبری و تسخیر کردن به دنیا آمده‌اند.
این کتاب همچنین برای صاحبان کسب‌وکارهای کوچک که هیجان کمتری دارند نگاشته شده است. افرادی که شاید کارآفرین تیپ آ نباشند، اما هنوز کسب‌وکارشان مهمترین بخش زندگیشان است. افرادی که به دنبال پیشرفت هستند و ما به آنها کمک می کنیم بیشتر و هوشمندانه‌تر کار کنند و عالی باشند…

برنامه ریزی، حدس و گمان است!
برنامه‌ریزی بلندمدت برای کسب‌وکار یک کار فانتزی است، مگر اینکه پیش‌گو باشید. عوامل زیادی هستند که کنترل شرایط را از دستان شما خارج می‌کنند؛ عواملی مثل شرایط بازار، رقبا، مشتریان، وضعیت اقتصادی و غیره. نوشتن یک برنامه به شما این احساس را می‌دهد که عواملی را که قابل کنترل نیستند، تحت تسلط خود درآورده‌اید.
برنامه‌ها چیزی به جز حدس و گمان نیستند. پس پیش از هر چیز برنامه‌های کسب‌وکارتان را حدس‌های کسب‌وکار، برنامه‌های مالی خود را حدس‌های مالی و برنامه‌های استراتژیک خود را حدس‌های استراتژیک بدانید. اکنون می‌توانید نگرانی خود را در مورد آنها متوقف کنید. این حدس‌ها دیگر ارزش تنش و نگرانی را ندارند….

تامین مالی از بیرون آخرین سناریو است
احتمالا یکی از سوالاتی که می‌پرسید این است که سرمایه مالی اولیه از کجا باید تامین شود؟ اغلب افراد تصور می‌کنند برای تامین سرمایه باید به جایی از بیرون فکر کرد. اگر در حال ایجاد چیزی شبیه کارگاه تولیدی یا رستوران باشید، ممکن است به چنین پولی از بیرون نیاز داشته باشید، اما بسیاری از شرکت‌ها - به ویژه این روزها - نیاز به زیرساخت‌های گران ‌قیمت ندارند.
در حال حاضر ما در اقتصاد خدماتی به سر می‌بریم. کسب‌وکارهای خدماتی (مانند مشاوره، شرکت‌های نرم‌افزاری، برنامه‌ریزی برای جشن‌های ازدواج، طراحان گرافیک و صدها نمونه اینچنینی دیگر) نیازی به سرمایه اولیه کلان ندارند. اگر کسب‌وکاری شبیه به این موارد را اداره می‌کنید، از تامین مالی خارجی اجتناب کنید….

شلوغی کمتر
از ایده‌ شلوغی کمتر استقبال کنید. همین الان، کوچک‌ترین، ناب‌ترین و سریع‌ترین چیزی هستید که می‌توانید باشید. از اینجا به بعد، جمع‌آوری چیزهای اضافه را شروع می‌کنید و هر چقدر بزرگتر شوید، برای تغییر مسیر به انرژی بیشتری نیاز دارید. این موضوع در دنیای کسب‌وکار مثل دنیای فیزیکی است. شلوغی کار با موارد زیر افزایش می‌یابد:
قراردادهای بلند مدت
تعداد کارکنان بیش از حد
تصمیم‌گیری‌های دائمی
فرآیندهای پیچیده
· دارایی ها (فیزیکی یا ذهنی)
سخت‌افزار ها، نرم‌افزار ها و تکنولوژی
نقشه راه های بلند مدت
سیاست‌های دفتری
جلسات متعدد
هر زمان که می‌توانید از موارد بالا اجتناب کنید. در آن صورت می‌توانید مسیرتان را به راحتی عوض کنید. هر چقدر ایجاد تغییر گران‌تر باشد، احتمال اینکه دست به تغییر بزنید کمتر می‌شود.

شروع از نقطه کانونی
وقتی کار جدیدی را شروع می‌کنید، نیروهایی وجود دارند که شما را به جهات مختلف می‌کشانند. برخی کارها هستند که می‌توانید آنها را انجام دهید، برخی را می‌خواهید انجام دهید و برخی را باید انجام دهید. کارهایی که باید انجام دهید، نقطه شروع هستند. از نقطه کانونی شروع کنید.
برای مثال، اگر در حال راه‌اندازی یک دکه فروش هات داگ هستید، می‌توانید نگران چاشنی‌، محل دکه، نام مناسب و دکوراسیون باشید. اما اولین چیزی که باید نگران آن باشید خود هات داگ است. هات داگ نقطه کانونی است. هر چیز دیگری در اولویت بعدی قرار می‌گیرد…..

محصولات جانبی خود را بفروشید
وقتی چیزی را خلق می‌کنید، همیشه چیزهای دیگری هم در کنار آن می‌سازید. نمی‌توانید تنها یک محصول (یا خدمت) تولید کنید. هر چیزی می‌تواند محصول جانبی داشته باشد. ذهن‌های هوشیار و خلاق، این محصولات جانبی را شناسایی کرده و فرصت‌ها را می‌بینند.
در صنعت چوب می‌توان خاک اره، بریده‌ها و ضایعات چوب را صرفا برای سود بیشتر فروخت. این محصولات جانبی را می‌توانید در شومینه‌ها، بتن، مالچ، سوخت و غیره بیابید.
اما اگر یک شرکت تولیدکننده نیستید، تشخیص محصولات جانبی سخت می‌شود. کارکنان یک شرکت صنایع چوبی ضایعات و خاک‌ اره‌ها را به چشم می‌بینند. اما شما نمی‌توانید محصولات جانبی خود را ببینید. شاید حتی به اینکه محصولات جانبی تولید می‌کنید فکر هم نکرده باشید. اما در اینصورت شما فقط تا نوک بینی خود را دیده اید….

وقفه دشمن بهره­وری است
اگر به طور مداوم تا دیروقت و آخر هفته­ها کار می­کنید، دلیلش وجود کار زیاد نیست. دلیلش این است که به اندازه کافی در محیط کارتان کار نمی‌کنید؛ آن هم به دلیل وقفه‌های کاری.
به این موضوع فکر کنید: چه زمانی از کارهایتان بیشترین بازدهی را به دست می‌آورید؟ اگر همانند بیشتر مردم باشید، این زمان نیمه شب یا اوایل صبح است. این امر تصادفی نیست که در این زمآنها هیچ کس دور و برتان نیست.
در ساعت 2 بعدازظهر، افراد اغلب در جلسه بوده یا به ایمل­ها پاسخ می‌دهند و یا با همکارانشان در حال گفت‌وگو هستند. این مکالمات کوتاه ممکن است بی‌ضرر به نظر برسند، اما در واقع قاتل بهره‌وری هستند. وقفه کاری به معنای همکاری نیست، بلکه اختلال است و وقتی در کارتان اختلال ایجاد می‌شود، یعنی کارتان را انجام نمی­دهید….

جلسات سمی هستند
بدرین وقفه‌های کاری جلسات هستند. دلیل آن عبارت است از:
جلسات معمولا حول کلمات و مفاهیم انتزاعی هستند، نه کلمات و مفاهیم واقعی.
معمولا در هر دقیقه حجم بسیاری کمی از اطلاعات را منتقل می‌کنند.
خیلی راحت از موضوع منحرف می‌شوند.
نیازمند آمادگی کاملی هستند که اغلب افراد زمان کافی برای این آمادگی را ندارند.
غالبا دستورالعمل‌‌های بسیار مبهمی دارند که هیچ ‌کس واقعا از هدف آن مطمئن ‌نیست.
اغلب، حداقل یک آدم ابله در جلسات حضور دارد که ناگزیر وقت افراد دیگر را با مزخزفات هدر می‌دهد.
جلسات زاد و ولد می کنند. یک جلسه به جلسه دیگری منجر می‌شود و آن جلسه به جلسات بعدی ...

برآوردهای شما اشتباه هستند
همه ما برآوردکننده‌های بسیار بدی هستیم. فکر می‌کنیم می‌توانیم حدس بزنیم که یک کار چقدر طول می‌کشد، در حالی که هیچ اطلاعاتی در مورد آن نداریم. فکر می‌کنیم همه چیز مطابق بهترین سناریو پیش می‌رود، بدون اینکه وقفه‌های حتمی ظهور کنند. اما واقعیت هیچ گاه با بهترین سناریو همخوانی ندارد.
به همین دلیل، برآوردهایی که هفتگی، ماهانه و حتی سالیانه در مورد آینده انجام می‌دهید، اغلب توهمی بیش نیستند. واقعیت این است که شما نمی‌دانید در آینده قرار است چه اتفاقی رخ دهد.
چند بار پیش آمده که فکر می‌کردید یک سر زدن سریع به فروشگاه خواروبار فروشی فقط چند دقیقه طول بکشد و در نهایت کارتان بیش از یک ساعت طول کشیده است؟ آیا به یاد می‌آورید که تمیز کردن انباری به جای اینکه طبق تصور شما چند ساعت طول بکشد، کل روز وقتتان را گرفته است؟ یا ممکن است برعکس باشد؛ مثل زمانی که برنامه‌ریزی کرده‌اید برای جمع و جور کردن حیاط چهار ساعت وقت صرف کنید، اما این کار فقط نیم ساعت طول کشیده است. ما انسانها در برآورد کردن آشکارا “بد” هستیم.

به صورت پیش‌فرض نه بگویید
بله گفتن خیلی آسان است. بله گفتن به یک برنامه دیگر، بله گفتن به یک ضرب‌الاجل زمانی خوش‌بینانه، بله گفتن به یک طراحی معمولی. اما خیلی زود، خرمن کارهایی که به آنها بله گفته‌اید رشد کرده و به حدی بلند می‌شود که دیگر نمی‌توانید کارهایی که واقعا باید انجام می‌دادید را ببینید.
عادت نه گفتن را شروع کنید؛ حتی نه گفتن به بسیاری از بهترین ایده‌هایتان. از قدرت نه گفتن برای درک اولویت‌های کاری خود استفاده کنید. از نه گفتن به ندرت پشیمان می‌شوید، اما بله گفتن اغلب اوقات پشیمانی به بار می آورد

محصولی تولید کنید که در خانه کاربرد داشته باشد
می‌دانید این شرایط چه حسی دارد. وارد فروشگاهی می‌شوید، چند محصول مختلف را با هم مقایسه می‌کنید و محصولی را که به نظر می‌رسد بهترین انتخاب است می‌خرید. این محصول بهترین ویژگی‌ها را دارد، فوق‌العاده به نظر می‌رسد، بسته‌بندی جذابی دارد، نوشته مهیجی روی جعبه دارد و همه چیز آن عالی به نظر می‌رسد.
اما آن را به خانه می‌آورید و دیگر آن طوری که بود نیست. استفاده از آن، طوری که فکر می‌کردید آسان نیست. این محصول ویژگی‌های زیادی دارد که به آن نیازی ندارید. به این نتیجه می‌رسید که اشتباه کرده‌اید. چیزی را که واقعا نیاز داشته‌اید به دست نیاورده‌اید و متوجه می‌شوید پول زیادی خرج آن کرده‌اید. شما فقط محصولی را که درون فروشگاه خوب است خریده‌اید. چنین محصولی در فروشگاه بیشتر از وقتی که آن را استفاده می‌کنید، شما را به هیجان می‌آورد.

به پشت صحنه بروید
به افراد اجازه دهید به پشت صحنه بیایند و به آنها نشان دهید کسب‌وکارتان چگونه کار می‌کند. تصور کنید یک نفر می‌خواهد در مورد کسب‌وکار شما فیلم مستند بسازد. در این صورت چه چیزی را باید به اشتراک بگذارند؟ حال منتظر فرد دیگر نمانید و خودتان این کار را انجام دهید.
فکر می‌کنید کسی اهمیتی نمی‌دهد؟ دوباره فکر کنید. حتی کارهایی که خسته‌کننده به نظر می‌رسند، اگر به درستی معرفی شوند، می‌توانند جذاب باشند. چه چیزی خسته‌کننده‌تر از تصویر ماهیگیری یا رانندگی با کامیون است. اما شبکه‌های تلویزیونی دیسکاوری و هیزتوری با این مشاغل برنامه‌هایی پربیننده تولید کرده‌اند: مجموعه‌های تلویزیونی “مرگبارترین موج” و “جدال با یخ.”

هنگام آسیب دیدن، استخدام کنید
برای سرخوشی دست به استخدام نزنید، بلکه افراد را استخدام کنید تا مشکلی را از بین ببرید. همیشه از خودتان بپرسید: چه می‌شود اگر کسی را استخدام نکنیم؟ آیا این حجم کار زیادی که بار سنگینی برای ما دارد واقعا لازم است؟ آیا می‌توان این مشکل را با قطعه‌ای نرم‌افزار یا یک تغییر عملکرد به جای آن حل کرد؟ چه می‌شود اگر به آن اهمیتی ندهیم؟
به طور مشابه، اگر فردی را از دست دادید، فورا کسی را جایگزین او نکنید. ببینید تا چند وقت می‌توانید بدون آن فرد و پست او به کار ادامه دهید. در این شرایط کشف می‌کنید به آن تعداد افرادی که فکر می‌کنید، نیاز ندارید.

دست به قلم های خوب را استخدام کنید
اگر تلاش می‌کنید برای پر کردن یک پست در میان چند نفر یکی را انتخاب کنید، بهترین دست به قلم را استخدام کنید. این مهم نیست که آن فرد بازاریاب، فروشنده، طراح، برنامه‌نویس یا هر چیز دیگری باشد؛ بلکه مهارت‌های نویسندگی او مهم است.
دلیل این اهمیت آن است که یک فرد دست به قلم مهارت‌هایی فراتر از نویسندگی دارد. نویسندگی ناب نشان دهنده تفکر ناب است. دست به قلم ها می‌دانند چگونه ارتباط برقرار کنند. آنها درک همه چیز را آسان می‌کنند. آنها می‌توانند خود را جای دیگران بگذارند و می‌دانند چه چیزی را حذف کنند. اینها ویژگی‌هایی هستند که می‌خواهید هر متقاضی کار داشته باشد.

با اولین برش، زخم درست نکنید
دومین اشتباهی که پیش می‌آید، تمایل طبیعی این است که یک سیاست ایجاد شود. “یک نفر شلوارک می‌پوشد!؟ پس به لباس رسمی نیاز داریم!” نه، نیاز ندارید. فقط باید به آن فرد مورد نظر بگویید دیگر شلوارک نپوشد.
سیاست‌ها زخم‌های سازمانی هستند. سیاست‌ها واکنش‌های افراطی مدون نسبت به موقعیت‌هایی هستند که بعید است دوباره رخ دهند. سیاست‌ها تنبیه جمعی برای سوء رفتار یک فرد محسوب می‌شوند.


همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar