انتخاب/ سال60
اول‌ شب‌، احمد آقا آمد و راجع‌ به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ و روحانیت‌ و جامعه ‌مدرسین‌ و رهبری‌بعد از امام‌، تذکرات‌ مفیدی‌ داد. افرادی‌ را اسم‌ برد و گفت‌،اینها اگر بتوانند، مانع‌ رهبری‌ آقای‌[حسینعلی‌] منتظری‌ می‌شوند. در مورد مدیریت‌ ارتش‌ هم‌ توصیه‌های‌ خوبی‌ داشت‌. شام‌ را با من‌ صرف‌ کرد.
آقای‌ [محسن‌] رضائی‌ از اهواز تلفن‌ کرد و پیشنهاد کرد، من‌ سری‌ به‌ جبهه‌ها بزنم‌. حادثه‌مهمی‌ نداشتیم‌. عراق‌ در جنوب‌ نیسان‌ حمله‌ای‌ کرده‌ که‌ سرکوب‌شده‌. مرکزیت‌ پیکار کشف‌ وعده‌ای‌ از رهبران‌ گروهک‌ محارب‌ دستگیرشده‌اند.

سال61
شب‌ در دفتر امام‌ با حضور فرماندهان‌ سپاه‌ ونیروی‌ زمینی‌ و رئیس‌ جمهور و آقای‌ [موسوی‌]اردبیلی‌ جلسه‌ داشتیم‌. گزارش‌ کامل‌ جبهه‌ را دادند. دو حمله‌ کرده‌ایم‌، موفق‌ نبوده‌. در آمار شهدا واسرای مان‌ اختلاف‌ داشتند. به‌ نظر می‌رسد حملات‌ خوب‌ فرماندهی‌ نشده

سال62
بعد از ظهر آقای‌ ادریس‌ بارزانی‌ آمد و گزارشی‌ ازوضع‌ کردهای‌ عراق‌ داد و مشکلاتش‌ را مطرح‌ کرد و اظهار وفاداری‌ نمود. می ‌گفت‌ چند ماه‌ است‌، مقرری‌ ایران‌ به‌ آنها تأخیر افتاده‌ و خواستار تحویل‌ اسلحه‌های‌ اهدایی‌ سوریه‌ به‌ آنها بود. با احتیاط با آنها برخورد می‌شود که‌ طوری‌ قوی‌ نشوند که‌ در آینده‌ مشکلی‌ برای‌ عراق‌ بعد از صدام‌ باشند.

سال63
تا ساعت‌ پنج‌ [بعد از ظهر]، در دفترم‌ بودم‌. سپس‌ به‌ جلسه‌ شورای‌ عالی‌ [انقلاب‌] فرهنگی‌رفتم‌. درباره‌ سهمیه‌ دانشجوی‌ نهادها بحث‌ شد و اهداف‌ شورا و [انتخاب‌] رئیس‌ دانشکده‌ علم‌ و صنعت‌، تصمیم ‌گیری‌ شد. شورای‌ مرکزی‌ جامعه‌ روحانیت‌ مبارز، جلسه‌ داشت‌. درباره‌ جلسات‌ روحانیت‌ مبارز در ایام‌ دهه ‌فجر، بحث‌ بود. عده‌ای‌ از جلسه‌ مدرسه‌ شهید مطهری‌ انتقاد داشتند. دیروقت‌، به‌ خانه‌ آمدم‌.

سال64
به علت کم خوابی در دو شب گذشته، خوب خوابیدم. صبح که بیدار شدم، دیدم آقای دکتر روحانی از منطقه برگشته بود. گزارش کاملی از وضع نیروها و نیازها و برنامه‏ها آورد. مشکل زدن پل روی اروند رود هنوز حل نشده و انتقال وسایل سنگین با دشواری انجام می‏شود. از خط مقدم احوال پرسیدیم. معلوم شد دیشب در یک محور از دو محور مورد نظر عمل کرده‏اند و خوب هم پیش رفته‏اند. از فرماندهان لشکرهای 8 نجف و امام حسین(ع) ناراضی‏اند که عمل نکرده‏اند.

سال65
سفارتمان در انگلستان اطلاع داده که رئیس کلیسای کانتربری نامه‌ای به من نوشته و خواسته که برای نجات «تری ویت» [کشیش انگلیسی] کمک کنم و متقابلاً اظهار آمادگی کرده که برای نجات [احمد] متوسلیان و [سید محسن] موسوی در لبنان کمک کنند. وسیله خوبی است برای مطرح شدن مساله فراموش شدگان ما در لبنان که ظاهراً توسط فالانژها ربوده‌شده‌اند.

سال66
آقای [حسین] مهدیان آمد. اطلاع داد که آیت‌الله منتظری دستور داده از اموال خیریه تولیت، خمس برداشته شود و سپس به دانشگاه امام صادق(ع) واگذار گردد. عصر یک فیلم بنام «هیولای درون» از تلویزیون دیدم. نامه‌ای مفصل در هشت صفحه به یاسر که در جبهه است، نوشتم. با آقای خامنه‌ای درباره اولین جلسه مجمع تشخیص مصالح برای احکام حکومتی، تلفنی مذاکره کردیم.

سال67
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم . تا ساعت ده گز ارش ها را خواندم. فیلم اعترافات نظامیان خائن و جاسوس از گروه منافق و سلطنت طلب را دیدم. آقای [محمود] محمدی عراقی [جانشین نماینده امام در سپاه پاسداران] آمد. درباره امور سپاه و آئین نامه های مالی و باز خرید مشورت کرد. [سرتیپ حسنی سعدی] فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] برای امور نزاجا آمد و گزارش بازدید از جبهه ها را داد.

سال68
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. آقای [منصور] ستاری فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. گزارشی از وضع نیرو و تهیه نیازهای تعمیراتی و پیشرفت کار پروژه اوج داد و برای واردات نیازها استمداد کرد.
دکتر هاشمی [گلپایگانی] برای برنامه شورای انقلاب فرهنگی آمد. آقای [حسین] کاظم پور [اردبیلی] سفیر جدیدمان در ژاپن برای خداحافظی و مشورت درباره مسائل کلی آمد و درباره سیاست خارجی مطالبی گفت.

سال69
دیشب و امروز برف مى‌بارید. هوا سردتر شده. ساعت هشت و نیم‌صبح، همراه عفت، مهدى، فرشته، یاسر و محسن به فرودگاه رفتیم. یاسر مى‌خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بیاید.
حدود ساعت ده به سوى جزیره کیش پرواز کردیم. ساعت یازده ونیم وارد کیش شدیم. به محل پاویون رفتیم. هوا مطبوع است. کمى در ساحل دریا قدم زدم. آقایان [محسن] مهرعلیزاده، [رییس سازمان عمران کیش] و مسئولان کیش توضیحات دادند؛ از پیشرفت کارها راضی‌اند. بعد از نماز و ناهار و استراحت، گزارش‌ها را مطالعه کردم.

سال70
در راه دفتر، به اصرار فاطى، از نمایشگاه تشخص زن بازدید کردم؛ خوب است. دکتر [عبدالله]جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] براى امور دانشگاه آزاد اسلامى آمد و مطابق معمول کمک خواست و از دکتر [مصطفی]معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] شکایت کرد.
دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] و محسن آمدند. درخصوص استفاده از نیروهاى آموزش و پرورش براى بازرسى سرّى در انتخابات[مجلس چهارم]، زیر نظر دفتر بازرسى ویژه [رییس جمهور]، مذاکره شد. سپس محسن، مسایل شرکت دریاپاى را مطرح کرد.

سال71
چمدانم را براى سفر بستم. با بچه‌ها [برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن]، به سوى میدان آزادى رفتیم. نزدیک میدان پیاده شدم و چند صد مترى با مردم پیاده‌روى کردم. مردم از حضورم در میان‌شان خیلى خوشحال شدند و تا حدودى نظم را مراعات کردند، ولى شدت احساسات‌شان، گاهى صحنه را غیر قابل کنترل مى‌کرد. از بالاى جایگاه، در میان احساسات فوق‌العاده مردم، برایشان سخنرانى کردم و با تمجید فراوان از پایداری جامعه در مبارزه و دفاع و تحمل مشکلات، تشویق‌شان نمودم.



همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar