انتخاب/ سال60
آقای‌ شرعی‌، آقای‌ زند و آقای‌ منیرالدین‌ حسینی‌ آمدند و از کمی‌ بودجه ‌شکایت‌ داشتند. با مهندس‌ موسوی‌ صحبت‌ کردم‌. قرار شد تأمین‌ شود. هیأت‌ نظامی‌ لیبی‌ با وزیر دفاع‌ و دیگران‌ آمدند. پیشنهاد ادامه‌ جنگ‌ تا سقوط صدام‌ واقدامی‌ برای‌ جلوگیری‌ از حکومت‌ عربستان‌ برای‌ صدور زیاد نفت‌ داشتند.

سال61
ظهر چند ملاقات‌ داشتم‌ و عصر با [کمال‌ خرازی‌] رئیس‌ خبرگزاری‌ پارس‌ که‌ مسئول‌ تبلیغات‌جنگ‌ هم‌ هست‌، صحبت‌ داشتم‌ و خط تبلیغات‌ جنگ‌ را توضیح‌ دادم‌. عراقی‌ها با اغراق‌ غیر قابل ‌قبول‌ از آمار تلفات‌ ما می‌ گویند. آقای‌ صیاد[شیرازی‌] آمد، عازم‌ جبهه‌ بود، گله‌هایش‌ را گفت‌ و برنامه‌های‌ آینده‌ را توضیح‌ داد. بد نیست‌. شب‌ جلسه‌ شورای‌ مرکزی‌ حزب‌ [جمهوری‌ اسلامی‌] داشتیم‌. اختلافات‌ دو بینش‌ اقتصادی‌ در حزب‌ و دولت‌ مطرح‌ بود.

سال62
ظهر در دفترم‌ چند ملاقات‌ داشتم‌. آقای‌ بهرامی‌ آمد. نامه‌ای‌ از سید عبدالرضا حجازی‌ آورد که‌ برای‌ مسافرت‌ به‌ خارج‌، توصیه‌ خواسته‌ بود. به‌ ایشان‌اعتماد نیست‌ ؛ در توطئه‌ کودتای‌ قطب ‌زاده‌ متهم‌ بود و بازداشت‌ شد، اما نجات‌ یافت‌.
آقای‌ [رسول‌] منتجب ‌نیا آمد. از وضع‌ حزب‌ [جمهوری‌ اسلامی‌] و سرخوردگی‌ نیروهای‌انقلابی‌ ناراحت‌ بود و راجع‌ به‌ انتخابات‌ شیراز مشورت‌ کرد. اخیرا درگیری‌ داشته‌اند. رسما شکایت‌ کرده‌ است‌. یکی‌ از کارکنان‌ مجلس‌ آمد و راجع‌ به‌ استخدام‌ یک‌ نفر در روابط عمومی‌ ـ که‌مشکوک‌ است‌ ـ اطلاعاتی‌ داد.

سال63
صبح‌ زود، به‌ مجلس‌ رفتم‌. در جلسه‌ علنی‌، پیش‌ از دستور، درباره‌ پیام‌ امام‌ [به‌ مناسبت‌ 22بهمن‌] و حضور مردم‌ در صحنه‌، صحبت‌ کوتاهی‌ کردم‌. بعد از تنفس‌ به‌ دفترم‌ آمدم‌ و کارها را انجام‌دادم‌ . اطلاع‌ رسید که‌ یک‌ کشتی‌ حامل‌ نفت‌، در جنوب‌ خارک‌، موشک‌ خورده‌ است‌. عصر، هیأت‌رئیسه‌ مجلس‌ جلسه‌ داشت‌.

سال64
ساعت یک بامداد با زنگ تلفن آقای [علی] شمخانی بیدار شدم. اطلاع داد که نیروهای سپاه، اسکله الامیه را گرفته ‏اند. ولی صبح معلوم شد اشتباه بوده و [آنجا را] نگرفته‏ اند. مدتی طولانی خواب نرفتم و لذا امروز معمولاً خسته و کسل بودم. از دیشب نیروهای ما حمله ‏ای را به عراقی‏ ها شروع کرده ‏اند و تا امشب ادامه دارد و چهار گردان از لشکر گارد مخصوص رئیس ‏جمهور [عراق] را به محاصره گرفته‏ اند، ولی آنها مقاومت می‏کنند.

سال65
آیت‌الله موسوی‌اردبیلی نماز جمعه را اقامه کردند. دیشب و امروز دوسه بار هواپیماهای عراقی به تهران حمله کردند. دو سه بمب روی نقاط مسکونی افتاد و حدود بیست شهید و حدود یکصد مجروح به جا گذاشت. ما هم برای مقابله به مثل به بغداد موشک زدیم. از پدافند موشکی خواستم جدی‌تر عمل کنند.
هواپیمای میگ ۲۵ در ارتفاع ۷۵ هزار پا پرواز می‌کند و [سیستم موشکی] هاک به آن نمی‌رسد. موشک‌های چینی دقیق نیستند و [موشک] شباهنگ عملیاتی نبوده و لیبیائی‌ها هم این روزها، سایت موشکی سام ۲ را تعطیل کرده‌اند

سال66
آقای [محمود] محمدی عراقی، جانشین نماینده امام در سپاه آمد. برای استعفا به خاطر بی توجهی فرماندهان سپاه به حقوق ایشان مشورت کرد. موافقت نکردم و گفتم آنها تحت عنوان ضرورت های جنگ، اختیارات اضافی می‌گیرند و اینها بعد از جنگ درست می‌شود

سال67
به جلسه سران قوا و شورای عالی قضایی رفتم. امام دستور داده اند که درباره تقسیم وظایف اعضای شورا تصمیم گیری شود. من با تقسیم مخالفم و طرفدار تمرکز وظایف و اختیاراتم. بالاخره طرح تقسیم تصویب شد ولی به اتفاق آرا نظر داده شد که تمرکز با حق وتوی رئیس شورا ارجح است. به منزل آمدم. برف سنگینی باریده و باز هم می بارد.

سال68
آقای سید فضل الله آمد. درباره مسائل لبنان و کشورهای عربی مذاکره شد. از عواقب کار جنگ حزب‌الله با امل اظهار نگرانی کردم. در جلسه خصوصی برای کارهای خیریه و عمومی‌اش در لبنان استمداد کرد. دکتر [حسن] حبیبی [معاون اول رئیس جمهور] و [مسعود روغنی] زنجانی[رئیس سازمان برنامه و بودجه] برای تصمیم‌گیری درباره بودجه نهایی نهاد ریاست جمهوری و برای بودجه 1369 آمدند.

سال69
در اخبار، اصابت دو موشک به یک پناهگاه غیر نظامى در بغداد و کشته شدن تعداد زیادى از مردم مورد توجه قرار گرفته است. مقدارى در ساحل دریا پیاده‌روی کردم. دکتر ولایتى[وزیر امورخارجه]، تلفنى گفت با [آقای سعودالفیصل]، وزیر امورخارجه عربستان سعودی مذاکره کرده است. روى 100هزار حاجى و [راهپیمایی]برائت[از مشرکین]، توافق شده است اما دیه نمى‌دهند و کمک به بازسازى مى‌کنند؛ حاضرند به اسم دادن خسارت جنگ باشد؛ گفتم بپذیرد. اجازه گرفت که به شوروى برود.

سال70
ساعت هشت در دفتر بودم. ساعت نُه صبح، رییس مجمع خلق لیبى آمد. از حمایت‌هاى سیاسى ایران از لیبى در جریان تهدید آمریکا و فرانسه و انگلیس تشکر داشت؛ خیلى ترسیده اند. دلداری‌شان دادم. آقاى [رجبعلی] حیدرزاده، نماینده رهبرى در جهادسازندگی آمد. از وجود افکار افراطى در جهاد و اسراف در هزینه سفرهاى خارجى گفت. خواستم که مواظب عدم استفاده از امکانات جهاد سازندگی در انتخابات باشند.
آقاى [دکتر محمدرضا] نورى دلویى آمد؛ محقق مهندسى ژنتیک است. از اهمیت این دانش جدید گفت. مرکزى براى توسعه آن تأسیس کرده و خواستار حمایت بیشتر براى اجراى برنامه ها شد؛ قول کمک دادم.

سال71
استماع اخبار و صبحانه و پیاده‌روى در ساحل انجام شد. سوار قایق عاشورا شدیم. رانندگى را به عهده گرفتم و یک دور اطراف جزیره کیش زدیم. آقاى [محسن] مهرعلیزاده، [مدیرعامل منطقه آزاد کیش] توضیحات مى‌داد. با آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس‌جمهور] اختلاف نظر دارند. ظهر به پاویون برگشتیم.
تا شب استراحت و مطالعه و پیاده‌روى کردم و از محل ساخت پلاژ محفوظ براى خانم‌ها، جهت استفاده از دریا در کنار پاویون بازدید نمودم؛ به خاطر اشراف ساختمان ادارى اشکال دارد.


همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar