ایران/ در تاریخ شعر مدرن ایران به ندرت بتوان شاعری را یافت که شعرش، شخصیتِ اجتماعی‌اش، رویکردهایش به هستی پیرامونی و اخلاقِ تکثرگرایانه‌اش در مواجهه با منتقدان، موردِ اجماعِ همه طیف‌ها و عمومِ مردم باشد اما در این تعدادِ واقعاً اندک هم، یک شاعر، محبوب‌تر از دیگران است: قیصر امین‌پور. مهم بودنِ این ویژگی، زمانی بیش از پیش خود را به رخ می‌کشد که بدانیم او برآمده عصر انقلاب است و شاعری مدافع این انقلاب[با مدافعان و مهاجمانی] و بسیار مقید به مناسک و پایبند ایدئولوژی[باز هم با مدافعان و مهاجمانی] که هر سه عامل، براحتی می‌توانند یک هنرمند را در معرضِ تهاجم مخالفان قرار دهند و از اجماع طیف‌های مختلف فکری در بزرگداشت وی بکاهند چنانکه شاعرانی بسیار مشهورتر از امین‌پور در مقیاس بین‌المللی و با تأثیرگذاری بر شعر جهانی -در زمانی بیش از یک قرن یا در محدوده یک قرن- با اتکا به یکی از این سه عامل، حتی از پس از مرگ هم از ریزشِ میزانِ محبوبیتِ خود در میانِ منتقدان و طیفِ وسیعِ مردم در امان نماندند.
امین‌پور از این نظر هم، احتمالاً چهره‌ای تکرار‌نشدنی حتی در نیم‌قرن آینده است و از آنجایی که پس از مرگِ هر شاعر، تنها شعر اوست که با مخاطبان سخن می‌گوید، باید دلیلِ این محبوبیت را در شعر او جست و از آن درس گرفت.


شاعری که از جنوب آمد
کودکی‌هایم اتاقی ساده بود
قصه‌ای، دورِ اجاقی ساده بود
شب که می‌شد نقش‌ها جان می‌گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می‌شدم پروانه، خوابم می‌پرید
خواب‌هایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می‌کردم به شوق آشتی
عشق‌هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود

امین‌پور اردیبهشتی‌ست، متولد دوم اردیبهشت 1338؛ اگر اکنون در کنار ما بود 57 ساله بود؛ او اواخر دوران جوانی و پیش از پا نهادن به میانسالی درگذشت؛ متولد گتوند بود از توابع شوشتر در خوزستان و گرچه خوزستان، استانی شاعرخیز و جریان‌ساز در شعر دهه 50بود اما از شوشتر، در تذکره شفاهی شعر مدرن، کمتر به شاعری برمی‌خوریم که در آن سال‌های جریان‌سازی شعر خوزستان، نامش در پایتخت به گوش رسیده باشد، چه رسد به کسب شهرت در سطح کشور.

امین‌پور نه تنها نام روستا و شهرش را به نامی آشنا در ادبیات مدرن بدل کرد، که این کار را بدون دستیازی به شعرِ آوانگارد خوزستان که مایه شهرت این استان در ادبیات معاصر شد، به انجام رساند؛ میانِ شعر او و جریان «شعرِناب» هیچ نسبتی نبود حتی در بدو کارش. از سویی دیگر، مایه‌های بومی‌گرایی نیز در آثار او به ندرت به چشم می‌خورَد؛ امری شگفت نه تنها در شعر خوزستان، که در شعرِ جنوب. مواردی هم که به سراغِ بومی‌گرایی رفته، در حوزه‌هایی بوده که هیچ کلمه جایگزینی در «پارسی متداول» برای آن معنا ممکن نبوده و البته با‌وجود موفقیتِ همین موارد اندک در شعرش، هنگام ترجمه، مترجمان را دچار لغزش کرده مثل آن موردی که در نخستین ترجمه عربی «شعری برای جنگ» پیش آمد و بانگ «رود رود» را مترجم به معنای بانگ «رودخانه رودخانه» گرفته بود!

گریزِ وی از «بومی‌گرایی سیطره‌یابنده بر شعر»، یکی از دلایلی‌ست که شعر وی را به شعری «آسان‌یاب» بدل کرده و بالاتر از آن، به‌عنوان «شعری با قابلیتِ ایجاد تلذذ بالا برای عموم مخاطبان» معرفی می‌کند؛ نکته‌ای که پیشینیان وی در شعر جنوب، اغلب از آن غافل بودند یا به‌دلیل زیست در جهانی مدرن، به آن بی‌توجه.
البته نکته‌ای مهم‌تر در این بومی‌گریزی نهفته است، او از معدود شاعرانی‌ست که عصر پسامدرن را دریافت و از گزاره‌های مسلط عصرِ مدرن، رفته‌رفته دوری گزید آن هم در سال‌هایی که نگره‌های بنیادین این عصر، تنها در آثار دانشگاهی فلسفی و جامعه‌شناسی و معماری قابلِ ردگیری بود و بس.

آغازگر عصر پست‌مدرن در شعر ایران
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می‌خندم
مگر به شیوه دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفس‌های عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

اگر بخواهم به حافظه‌ام اعتماد کنم، غزل «مساحت رنج»، تاریخ سرایش‌اش، یا اواخر سال 62 یا اوایل 63 باید باشد؛ یادم هست که پیش از انتشارش در «تنفس صبح»، ذکرِ خیرِ این غزل را از بیوک ملکی شنیده بودم. در واقع امین‌پور در روزگاری که هنوز «فرمالیسم» با یدالله رؤیایی شناخته می‌شد، به سراغِ «فرم‌های روایی» تازه رفته بود؛ پدیده‌ای نادر در اوایل دهه 60 و حتی اوایل دهه 70؛ تا اینکه با ورودِ شاعرانِ «شعر متفاوت هفتاد» به صحنه، به امری متداول بدل شد اما او لااقل 10 سال زودتر شروع کرده بود.

سال‌ها بعد وقتی در دفتر سروش نوجوان -که سردبیری‌اش را بر عهده داشت- از چگونگی این «کشف» پرسیدم، با حیرت گفت: «جداً؟!» که به یادِ صحبتی افتادم که در سال 65 در حوزه هنری داشتیم بر سر فرمالیسم و مصداق‌هایش در شعر رؤیایی و من با اتکا به واپسین شعرهای رؤیایی که پیش از 57 منتشر شده بود، شعر او را مشمول تعاریفی که کتاب‌های پیشین‌اش تابع آنها بودند، نمی‌دانستم و او هم با اتکا به رویکردهای فرمالیست‌های روسی-بعدها البته دانستم- همان شعرها را هم مشمول تعاریف فرمالیستی می‌دانست؛ در واقع ما در آن زمان، در مورد شعر رؤیایی هم‌نظر بودیم، تنها بر سر معنای «فرمالیسم» به اتفاقِ نظر نرسیده بودیم!
همان موقع هم، با روی خوش، خُلقِ انکاری داشت! مخصوصاً در مورد آثار خودش؛ به هر حال اگر هم بخواهیم انکار وی را در دسترسی وی به فرم‌های روایی بپذیریم، باید آن را «اتفاقی» بدانیم اما اتفاق یک بار شکل می‌گیرد نه در مواردِ مختلف!

شاید گفتن این نکته که او آغازگر رسمی عصر پسامدرن در شعر ایران است، برای برخی عجیب باشد چرا که برای ایشان، معنای «شعر پست‌مدرن» با شعرهایی به ذهن متبادر می‌شود که پیچیده، دارای تصاویر انتزاعی و خلق‌شده برای مخاطب خاص هستند اما واقعیت این است که ظهور این آثار در ایران که با نام «پست‌مدرن» عرضه شدند، در واقع خاک‌روبی از «شعر مدرنِ» روی طاقچه شعرِ معاصر بود و ارتباطی با عصر پسامدرن نداشت! اگر بخواهیم، نمونه‌ای شاخص، با بُردی بالا برای درک و لذتِ همگانی را از شعر پُست‌مدرن سراغ بگیریم، تنها به نام قیصر امین‌پور می‌رسیم.

منتقدِ ویرانی، مُبلّغ صلح
می‌خواستم
شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمی‌شود
دیگر قلم زبان دلم نیست
گفتم:
باید زمین گذاشت قلم‌ها را
دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست
باید سلاح تیزتری برداشت
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
- با واژه فشنگ -
می‌خواستم
شعری برای جنگ بگویم
شعری برای شهر خودم - دزفول -
دیدم که لفظ ناخوش موشک را
باید به کار برد
اما
موشک
زیبایی کلام مرا می‌کاست
گفتم که بیت ناقص شعرم
از خانه‌های شهر که بهتر نیست
بگذار شعر من هم
چون خانه‌های خاکی مردم
خرد و خراب باشد و خون‌آلود
باید که شعر خاکی و خونین گفت
باید که شعر خشم بگویم
شعر فصیح فریاد
- هر چند ناتمام -
گفتم:
در شهر ما
دیوارها دوباره پر از عکس لاله‌هاست
اینجا
وضعیت خطر گذرا نیست
آژیر قرمز است که می‌نالد
تنها میان ساکت شب‌ها
بر خواب ناتمام جسدها
خفاش‌های وحشی دشمن
حتی ز نور روزنه بیزارند
باید تمام پنجره‌ها را
با پرده‌های کور بپوشانیم...

«شعری برای جنگ» نه تنها موفق‌ترین اثر«بیان‌کننده وضعیت» در حوزه شعر معاصر است که حال و هوای آن، زبانِ مردمِ درگیر با طولانی‌ترین جنگ رسمی قرن بیستم نیز هست. این شعر، میانِ خیلِ عظیمی از اشعاری که چه در زمان جنگ هشت ساله و چه بعد از آن سروده شدند، از «بیان‌گری» بالایی برخوردار است. شاعر در این اثر، نه به سراغِ «رویکرد توضیحی» رفته و نه به «اثری تک‌لایه» رضایت داده است.

امین‌پور، البته این سروده را بارها و بارها ویرایش کرده و به آن افزوده و از آن کاسته است و گرچه نسخه نهایی منتشرشده در مجموعه آثارش، بهترین ویرایش این اثر نیست[بهترین ویرایش آن، همان نسخه‌ای‌ست که در پاییز 63، در روزنامه کیهان منتشر شد] اما خود، از این ویرایشِ منتشرشده رضایت داشت؛ با این همه، هنگامی که اواخر دهه 70 به کیفیتِ بالای هنری در ویرایشِ پاییز 63 اشاره کردم، با پذیرش این نظر گفت:«همه چیز، کیفیت هنری نیست!» وی در جست‌و‌جوی جایگاهی بود که پس از مرگ به آن دست یافت: اقبالِ همگانی، نه فقط اقبال طیفی خاص از مخاطبان.

زبان به کارگرفته‌شده در این شعر، از جنسِ زبانِ متداول در شعرهای دهه شصت و حتی پیش از آن نیست؛ زبانی‌ست راحت و قابلِ درک و همراهی، توسطِ عمومِ مردم چرا که هدفِ شاعر، تحمیل تصاویر دو بعدی به مخاطبان نیست، او خواهان ورود مخاطبان به صحنه‌های شعر و مشارکتِ فعالانه ایشان در شکل‌گیری اثرِ نهایی‌ست؛ امری که یکی از دستاوردهای مهم نظری، در عصرِ پسامدرن است.

اگر تفاوتی در شیوه عملِ او با شیوه عملکرد پُست‌مدرن‌های پس از او دیده می‌شود، این تفاوت در درسی‌ست که از شعر هزارساله پارسی آموخته: لایه رویی اثر باید قابلِ درک برای عمومِ مخاطبان باشد، اگر نه دعوتِ میهمانان با دری که به روی ایشان بسته است، امکان‌پذیر نیست!
او در روزگاری این شعر را سروده که به‌دلیل شرایطِ دشوار جنگی، سرودن شعرهای حماسی و تک‌لایه و اغلب شعاری، متداول بود و از آن آثار که زمان انقضای مصرف داشتند، اندک‌شماری حتی در تذکره‌ها به یاد مانده است. از لحاظ رویکرد هم، اثر به نحوی شکل گرفته که با رویکرد مخاطبان، پس از اتمام جنگ و نگاهی به یک دوران سپری شده، مطابقت دارد به همین دلیل است که این شعر، فقط یک گزارش صرفِ تاریخی نیست، جامع‌نگری در فرهنگ و تاریخ یک ملت است.

غزلی که «نو»ست اما همچنان غزل است
خسته‌ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی؛ بال‌های استعاری
لحظه‌های کاغذی را، روز و شب تکرارکردن
خاطرات بایگانی؛ زندگی‌های اداری
آفتاب زرد وغمگین؛ پله‌های رو به پایین
سقف‌های سرد و سنگین؛ آسمان‌های اجاری
با نگاهی سرشکسته؛ چشم‌هایی پینه بسته
خسته از درهای بسته؛ خسته از چشم‌انتظاری
صندلی‌های خمیده؛ میزهای صف کشیده
خنده‌های لب پریده؛ گریه‌های اختیاری
عصر جدول‌های خالی؛ پارک‌های این حوالی
پرسه‌های بی‌خیالی؛ نیمکت‌های خماری
رونوشت روزها را؛ روی هم سنجاق کردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
در ستون تسلیت‌ها؛ نامی از ما یادگاری

نوگرایی در کارنامه امین‌پور، روندی آرام و متعادل دارد. در واقع او در هیچ مقطعی از زندگی ادبی‌اش، مشمول تعریف «آوانگارد» نبوده اما با‌وجود این نکته، شعرش از تأثیری فراتر از «شعر آوانگارد» -بر دیگرآثار زمانه- برخوردار بوده است؛ این نوع نوگرایی را در غزل‌ها و رباعیاتِ وی بیشتر شاهدیم. در واقع غزلی که بعدها به «غزل هفتاد» مشهور شد، بیش از آنکه متأثر از جریانِ «غزلِ نو» در اوایل دهه 50 باشد، متأثر از غزل‌های امین‌پور بود اما اغلبِ آن غزل‌سرایانِ جوان و ادامه حرکتِ جمعی ایشان در دهه 80، یک نکته مهم را از غزل امین‌پور نیاموختند: غزل، پیش از نو بودن، باید غزل باشد با امکاناتی که مخاطبان این گونه ادبی، از آن در ذهن، با خاطراتی چندقرنی و در حافظه فرهنگی و تاریخی خود دارند.
توجه امین‌پور به «مضمون‌سازی» و نهایی کردن مضمون با ضربه نهایی قافیه و در عینِ حال پیشروی به سوی تغزل پنهان در سطرها، علاوه بر توجه ویژه به «فرم‌های روایی تازه»، از او و شعرش، سیمایی را به ما عرضه می‌کند که در عینِ نوگرایی، به چارچوب‌های شناخته‌شده غزل وفادار است. مثالی که خودِ او در این زمینه می‌زد راهگشاست. می‌گفت گیرم که به اشتباه، وقتی دستگاهی مدرن عرضه شد که وظایف جاروی سنتی را برعهده گیرد، آن را جاروبرقی نامیدیم اما اگر از عهده کار جاروی سنتی هم برنیاید که دیگر حتی این نامِ اشتباه هم برازنده‌اش نیست!
احترام ویژه او را به قافیه -که حتی به آثار نیمایی او هم تسری یافت و به ویژگی این آثار بدل شد- زمانی بشدت آموزه‌ای مهم می‌یابیم که در خیل عظیم غزل‌های پست‌مدرن سه دهه اخیر،
به‌ندرت بتوان غزلی را یافت که در صورت دنبالِ هم‌نویسی ابیات، مخاطب عام توانایی تشخیص قافیه و جایگاه‌اش را میانِ انبوه کلمات داشته باشد!

نیم نگاه
امین‌پور نه تنها نام روستا و شهرش را به نامی آشنا در ادبیات مدرن بدل کرد که این کار را بدون دستیازی به شعرِ آوانگارد خوزستان که مایه شهرت این استان در ادبیات معاصر شد، به انجام رساند؛ میانِ شعر او و جریان «شعرِناب» هیچ نسبتی نبود حتی در بدو کارش. از سویی دیگر، مایه‌های بومی‌گرایی نیز در آثار او به ندرت به چشم می‌خورَد؛ امری شگفت نه تنها در شعر خوزستان، که در شعرِ جنوب شاید گفتن این نکته که او آغازگر رسمی عصر پسامدرن در شعر ایران است، برای برخی عجیب باشد چرا که برای ایشان، معنای «شعر پست‌مدرن» با شعرهایی به ذهن متبادر می‌شود که پیچیده، دارای تصاویر انتزاعی و خلق‌شده برای مخاطب خاص هستند اما واقعیت این است که ظهور این آثار در ایران که با نام «پست‌مدرن» عرضه شدند، در واقع خاک‌روبی از «شعر مدرنِ» روی طاقچه شعرِ معاصر بود و ارتباطی با عصر پسامدرن نداشت! اگر بخواهیم، نمونه‌ای شاخص، با بُردی بالا برای درک و لذتِ همگانی را از شعر پُست‌مدرن سراغ بگیریم، تنها به نام قیصر امین‌پور می‌رسیم
«شعری برای جنگ» نه تنها موفق‌ترین اثر«بیان‌کننده وضعیت» در حوزه شعر معاصر است که حال و هوای آن، زبانِ مردمِ درگیر با طولانی‌ترین جنگ رسمی قرن بیستم نیز هست. این شعر، میانِ خیلِ عظیمی از اشعاری که چه در زمان جنگ هشت ساله و چه بعد از آن سروده شدند، از «بیان‌گری» بالایی برخوردار است. شاعر در این اثر، نه به سراغِ «رویکرد توضیحی» رفته و نه به «اثری تک‌لایه» رضایت داده است
نوگرایی در کارنامه امین‌پور، روندی آرام و متعادل دارد. در واقع او در هیچ مقطعی از زندگی ادبی‌اش، مشمول تعریف «آوانگارد» نبوده اما با‌وجود این نکته، شعرش از تأثیری فراتر از «شعر آوانگارد» -بر دیگرآثار زمانه- برخوردار بوده است؛ این نوع نوگرایی را در غزل‌ها و رباعیاتِ وی بیشتر شاهدیم؛ در واقع غزلی که بعدها به «غزل هفتاد» مشهور شد، بیش از آنکه متأثر از جریانِ «غزلِ نو» در اوایل دهه 50 باشد، متأثر از غزل‌های امین‌پور بود

یزدان سلحشور




همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در آی گپ
https://igap.net/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar