خبرگزاری کتاب ایران/ ای ماه شبی مونس خلوتگه ما باش
در آینه ی اهل نظر چهره نما باش

کار دل ما بین که گره در گره افتاد
گیسو بگشا و بنشین، کارگشا باش

جامی ز لب خویش به مستان غمت بخش
گو کام دل سوخته ای چند روا باش

ای روح مسیحا نفسی درنی ما دم
در سینه یاین خالی خاموش نوا باش

چشمم چو قدح بر لب نوشت نگران است
ای ساقی سرمست شبی نیز مرا باش

مستیم و ندانیم شب از چند گذشته ست
پرکن قدحی دیگر و بی چون و چرا باش

ای دل ز سر زلف بتان کار بیاموز
با این همه زنجیر به رقص ای و رها باش

چون خال که بر کنج لب یار خوش افتاد
ای نکته تو هم در دهن دوست بجا باش

ایینه ی ما زنگ کدورت نپذیرد
ای غم به رخ سایه سرشکی ز صفا باش

تا زنده دلان داروی دل از تو بجویند
ای شعر دل انگیز همان مهرگیا باش.

"هوشنگ ابتهاج"
همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar