آخرین خبر/ من همیشه احساس می‌کردم که پدر همین‌جاهاست. یعنی جای دوری نرفته. فکر می‌کردم همین دوروبر است. حتی یه جایی توی همین خونه. خیلیا به ما گفتن که پدر حتماً مرده، وگرنه توی این همه سال، یه خبری ازش به ما می‌رسید. شاید مادرم باور کرده باشه. ولی من هیچ‌وقت باور نکردم. یه چیزی توی قلب من بهم می‌گه، پدر من زنده‌ست و یه روز دوباره برمی‌گرده. کی می‌دونه؟ شاید اون از همین در بیاد تو و از من یه لیوان آب بخواد.

چشم هایش می خندد
انتخاب از نشر قطره

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید