آخرین خبر/ بهار بهار ، صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار ، چه اسم آشنایی
صدا ت میاد اما خودت کجایی

وا بکنید پنجره ها رو یا نه
تازه کنید خاطره ها رو یا نه

بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه
عید رو اورد از تو کوچه تو خونه

حیات ما یه غربی،باغچه ی ما یه گلدون
خونه ی ماهمیشه،منتظر یه مهمون

بهار بهار ، یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر ، بچگی ها چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده ، غروب بود

آخ که چه زود قلک عیدی هامون
وقتی شکست ،باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفا رو نقطه چین کرد
خنده به دل مردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهار رو دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو واکرد
من رو با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرفی از حرفای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم ، هنوز دلم جوون بود
از صبح تا شب دنبال آب و نون بود


محمد علی بهمنی

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید