آخرین خبر/ تو شبستون چشات پای پله‌های پلکت مچ مهتابو می‌گیرم
اون دمی که گرگ و میشه با یه گله‌ی شقایق پیش پای تو می‌میرم

من شبو به خاطراتم وصله می‌کنم می‌دوزم
من به هر رعد نگاهت گر می‌گیرم و می‌سوزم

اگه روز و خواسته باشی شبو تا تهش می‌نوشم
می زنم به آبو آتیش با خود خورشید می‌جوشم

زخم خورشیدی تن رو با شب و شبنم می‌بندم
اگه مقتول تو باشم دم جون دادن می‌خندم

تو شبستون چشات پای پله های پلکت مچ مهتابو می گیرم
اون دمی که گرگ و میشه با یه گله ی شقایق پیش پای تو میمیرم

تو با این نگاه یاغی قرق سینه مایی
فاتح قلعه رویا کی به فتح ما میایی .

محمد صالح علا
⁦ چشم شب روشن


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

نسخه جديد
آگهی