آخرین خبر/ از آخرین باری که صورتش را با دقت بررسی کرده بودم، چقدر گذشته بود_سال ها؟
اوایل ازدواجمان زیاد این کار را می کردم. این تنها چیزی بود که آرامم می کرد و به من احساس امنیت می داد. با خودم می گفتم: تا وقتی او این طور آرام خوابیده است، من در امان هستم. برای همین، مدت زیادی او را در خواب تماشا می کردم.
اما یک روز این عادت را ترک کردم.از کی؟ سعی کردم به خاطر آورم. شاید از آن روزی که من و مادر شوهرم، سر اسم گذاشتن روی پسرم بحثمان شد. او یکی از هواداران این فرقه های دینی بود و از کشیش خواسته بود به این نوزاد، اسمی ارزانی کند. دقیقا یادم نیست چه اسمی پیشنهاد داد؛ اما نمی خواستم بگذارم یک کشیش روی فرزندم اسم بگذارد. آن روزها دعوای شدیدی بین ما در گرفت؛ اما همسرم نتوانست چیزی به هیچ کداممان بگوید. او کنار ایستاده بود و سعی می کرد ما را آرام کند.
از آن به بعد، دیگر احساس نکردم همسرم حامی من است. فکر کنم این تنها چیزی بود که از او خواستم و او نتوانست به من بدهد. او تنها توانست خونم را به جوش بیاورد. البته، همه این ها به سال ها پیش بر می گردد. من و مادر شوهرم مدت هاست آشتی کرده ایم. من روی پسرم، اسمی را گذاشتم که دلم می خواست. به علاوه، رابطه ی من و همسرم هم خیلی زود به حالت عادی بازگشت.


کجا ممکن است پیدایش کنم
هاروکی موراکامی
بزرگمهر شرف الدین


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

نسخه جديد
آگهی