آخرین خبر/ آمد و تنها
زیرِ درخت‌ِ نارنجی‌ ایستاد
سبدی‌ گل‌ در آغوشش‌.
مشرق‌ و ساعت‌ِ مچی‌اش‌ را نگاه‌ کرد
و قطار از راه‌ رسید.
مردان‌ پیاده‌ شدند ،
زنان‌ پیاده‌ شدند ،

قطاربان‌ نیز .
او را در میان‌ِ مسافران‌ ندید و غمگین‌
به‌ گُل‌های‌ سبد نگریست .
دیگری‌ آمد
او نیز تنها
مشرق‌ و ساعت‌ِ مچی‌اش‌ را نگاه‌ کرد ،

پیش‌ از رسیدن‌ِ دومین‌ قطار !
بی‌ سخنی‌
سبدِ گل‌ را به‌ او سپرد
و رفت‌.


از شیرکو بی‌کس

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید