آخرین خبر/ گیسوی بی آرام تو ، در پیچ و تابم میبرد
بر رویم افشان کن که من زین قصه خوابم میبرد
از پشت ابر زلف خود ، گر چهره بنمایی به من
رخسار جان افروز تو در ماهتابم میبرد

صبح بهاران در چمن ، شبنم چو شوید روی گل
تا دوردست باغ ها ، عطر گلابم میبرد
یاد زمان کام ها ، وان نامه ها ، پیغام ها
همراه آه آتشین ، در التهابم میبرد

چون بنگرم در آینه یاد از جوانی میکنم
وان خاطرات شاد من ، سوی شبابم میبرد
گاهی کنم دل را خبر ، کامد تو را وقت سفر
ناگه غم بی توشگی در اضطرابم میبرد

گویم که بگذر از هوس ، شاید بمانی از نفس
اما ز غفلت های دل ، یکباره خوابم میبرد

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید