آخرین خبر/ در دیوان منسوب به حضرت امیر (ع) قطعه شعر زیبایی است ناظر به مقام و منزلت حقیقی انسان که مضمون آن چنین است:
درد تو از توست و نمی بینی
و دوای تو در توست و نمی دانی.
آن کتاب مبین الاهی که حروفش اسرار پنهان را فاش می سازد، ذات توست.
آیا خود را همین جرم صغیر و جسم حقیر پنداشته ای؟
زنهار! چنین نیست،
که جهان برین در بحر هستی تو مستغرق است.

نظامی، در مخزن الاسرار، همین معانی را در شأن و مرتبه انسان که از دایره حدود و تعینات بیرون است و کالای دو عالم نقد بازار اوست به تمام و کمال بیان داشته:

زان ازلی نور که پرورده اند
در تو زیادت نظری کرده اند.
نقد غریبی و جهان شهر توست؛
نقد جهان یک به یک از بهر توست.
ملک بدین کار کیایی تو راست؛
سینه کن، این سینه گشایی تو راست
آینه دار از پی آن شد سحر
تا تو رخ خویش ببینی مگر.

برگرفته از کتاب "گزیده فیه ما فیه"
اثر حسین الهی قمشه ای